تازه های شعر و ترانه


شعر حالا چرا,آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا,شعر معروف حالا چرا

شعر معروف (آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟) از کجا آمده است؟

شعر حالا چرا شعر معروف آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ یکی از…

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند (هوشنگ ابتهاج)



اشعار عاشقانه هوشنگ ابتهاج

امیر هوشنگ ابتهاج زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متخلص به، ه. ا. سایه، شاعر ایرانی است. پدرش از مردان سرشناس رشت بود. ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام «نخستین نغمه‌ها» منتشر کرد. سایه در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل عاشقانه بود؛ دنبال کرد. سایه بعدها، اشعار عاشقانه را رها کرد و به شعر اجتماعی روی آورد.

 

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند

به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند

کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم

یک صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود

که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

  

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------