تازه های قصه های کودکان

شعر کودکانه,قصه کودکانه,قصه  روباه شکمو,

قصه ی زیبای دُم قشنگ، روباه شکمو

یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری روباهی در جنگل بلوط زندگی می کرد. او دم خیلی…

جشن تکلیف



 

نماز،گفتگو با خداست

 

 

جشن تکلیف

 


اونروز که جشن تکلیف


تو مدرسه به پا شد



در دل کوچک من


شور و شری به پا شد



گفتم با یاد خدا

انس می گیرم همیشه



دلم با یاد خدا

راحت و آروم میشه




وقتی که بانگ اذان

می پیچه تو شهرما




من به نماز می ایستم

حرف می زنم با خدا



با اون خدا که مهربون و پاکه

خالق این زمین و آب و خاکه



با اون خدا که همتایی نداره

ابر سیاه به لطف اون، می باره





 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------