تازه های شهر حکایت


حکایات سعدی در سیرت پادشاهان, حکایات سعدی در مورد پادشاه

حکایات سعدی در سیرت پادشاهان

حکایات سعدی حکایت شماره یک : پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی،…


همین و والسلام



 

 

همین و والسلام

 

شخصی که قصد مسافرت داشت پیش قاطرچی رفت تا از او قاطر کرایه کند.

 

صاحب قاطر گفت: چه قدر اسباب داری؟

 

مسافر گفت: یک صندوق کوچک والسلام

 

صاحب قاطر گفت: دیگر چیزی نداری؟

 

مسافرگفت: یک دست رختخواب و والسلام

 

او گفت: دیگر چه داری؟

 

مرد گفت: یک کیسه گونی خردوریز و چهار قالیچه والسلام

 

او گفت: دیگر همین؟

 

مسافر گفت: مادر بچه ها که همراه من است و والسلام

 

صاحب قاطر هم گوشش را خاراند و گفت: ما هم قاطر کرایه ای نداریم و والسلام

 


منبع:روزنامه خراسان



گنجینه مثل ها و حکایات

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------