تازه های شهر حکایت


حکایات سعدی در سیرت پادشاهان, حکایات سعدی در مورد پادشاه

حکایات سعدی در سیرت پادشاهان

حکایات سعدی حکایت شماره یک : پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی،…


حق کابین ( حکایت )



 

  حق کابین ( حکایت )

 

ظریفی مفلس شده بود.

 

از او پرسیدند که تو را هیچ مانده است؟


گفت: من خود به غایت مفلسم، اما زوجه مرا فی الجمله چیزی مانده

 

گفتند: چه مقدار؟

 

گفت: ده هزار دینار زر و پنج خروار ابریشم حق کابین او که بر ذمه من است.

 

 

منبع:روزنامه خراسان



گنجینه مثل ها و حکایات

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------