تازه های شهر حکایت


حکایت آموزنده, حکایت های گلستان سعدی

حکایات سعدی در باب احسان

حکایت های سعدی در مورد احسان و نیکوکاری حکایت درباره احسان و نیکوکاری ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلِح…


سقراط و شاگردان



 

سقراط و شاگردان

 

چنین گویند که سقراط را می بردند تا بکشند. وی را الحاح کردند که بت پرست شود. گفت: به خدا پناه می برم که جز خدا را بپرستم.

 

شاگردان با او می رفتند و زاری می کردند. چنان که رسم است او را پرسیدند: ای حکیم چون دل برگشتن نهادی بگو تا تو را کجا دفن کنیم؟

 

سقراط تبسمی کرد و گفت: اگر چنان که مرا بازیابید هر کجا خواهید دفن کنید که آن نه من باشم.


منبع:روزنامه خراسان

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------