تازه های شهر حکایت


حکایت های زیبا و تامل برانگیز,حکایت های زیبا,حكايت تامل برانگيز

حکایت های زیبا و تامل برانگیز

حکایت زیبا و تامل برانگیز حكايت تامل برانگيز و زیبا در اینجا حکایت های زیبا و تامل برانگيز را که…

حکایت خواندنی خیاط



 

 

حکایت خیاط

 

در شهر مرو خیاطی بود، در نزدیکی گورستان دکانی داشت و کوزه ای در میخی آویخته بود و هر جنازه ای که در آن شهر تشییع می شد سنگی در کوزه می انداخت و هر ماه حساب آن سنگ ها را داشت که چند نفر در آن شهر فوت کرده اند.

 

از قضا خیاط بمرد و مردی به طلب به در دکان او آمد.

 

در را بسته دید و از همسایه خیاط پرسید که او کجاست. همسایه گفت : خیاط نیز در کوزه افتاد!

 

منبع:روزنامه خراسان

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------