به معاويه از نامههاي آن حضرت عليهالسلام است به معاويه (که در آن او را اندرز داده و از عذاب و بدبختي انجام کار ترسانيده): پس از خدا بترس درباره آنچه (نعمتهائي) که نزد تو است، و بنگر در حقي (اطاعت و پيروي و سپاسگزاري) که بر تو دارد، و برگرد به شناسائي آنچه که به جهل و ناداني آن معذور نيستي (امام زمان خويش را پيروي کن) زيرا براي اطاعت و پيروي (از خدا که اساس آن به شناسائي امام زمان است) نشانههاي آشکار و راههاي روشن و جادههاي راست و هويدا و پاياني است (بهشت) که آرزو ميشود، زيرکان در آن وارد ميشوند، و سفلگان از آن سرباز ميزنند (برخلاف دستور خدا و رسول کارهاي ناشايستهاي بجا ميآورند که به آن نميرسند) هر که از آن راه پرت شود از راه حق بيرون رفته و ندانسته پا در بيابان گمراهي نهاده، و خدا نعمتش را از او تغيير داده (گرفته) و عذاب و سختيش را به او دارد، پس خود را بپا و بر نفس خويش بترس (طبق دستور و خواهش او رفتار مکن) که خدا راه (سعادت و نيکبختي) را بر تو آشکار فرموده، و تا آنجا که کارهايت به تو انجام يافته اسب سواري خود را به منتهاي زيانکاري و جاي کفر و ناداني (دوزخ) راندي، و نفس تو (که از خواهش او پيروي کردي) تو را به شر و بدي (مخالفت با امام زمان خود) وادار ساخت، و در گمراهي (بدبختي هميشگي) افکند، و در تباهکاريها (معصيت خدا و رسول) وارد ساخت، و راهها (ي هدايت و رستگاري) را بر تو دشوار نمود (زيرا انساني که پيرو نفس باشد نفس راههاي سعادت و نيکبختي را دشوار مينمايد که شخص از راههاي ضلالت و گمراهي پا بيرون نهند). |