پس از بازگشت از صفين
| پس از بازگشت از صفين ستايش پروردگار ستايش ميکنم خداوند را، براي تکميل نعمتهاي او، و تسليم بودن برابر بزرگي او، و ايمن ماندن از نافرماني او، و در رفع نيازها از او ياري ميطلبم، زيرا آن کس را که خدا هدايت کند، هرگز گمراه نگردد، و آن را که خدا دشمن دارد، هرگز نجات نيابد، و هر آن کس را که خداوند بينياز گرداند، نيازمند نخواهد شد، پس ستايش خداوند از همه چيز گرانسنگتر، و برترين گنجي است که ارزش ذخيره شدن دارد، و گواهي ميدهم که جز خداي يکتاي بيشريک، معبودي نيست، شهادتي که اخلاص آن آزموده، و پاکي و خلوص آن را باور داريم، و تا زندهايم بر اين باور استواريم، و آن را براي صحنههاي هولناک روز قيامت ذخيره ميکنيم، زيرا شهادت به يگانگي خدا، نشانه استواري ايمان، بازکننده درهاي احسان، مايه خشنودي خداي رحمان، و دورکننده شيطان است. ويژگيهاي پيامبر اسلام (ص) و شهادت ميدهم که محمد (ص) بنده خدا و فرستاده اوست، خداوند او را با ديني آشکار، و نشانهاي پايدار، و قرآني نوشتهشده و استوار، و نوري درخشان، و چراغي تابان، و فرماني آشکارکننده، فرستاد تا شک و ترديدها را نابود سازد و با دلائل روشن استدلال کند، و با آيات الهي مردم را پرهيز دهد، و از کيفرهاي الهي بترساند. شناخت عصر جاهليت: خدا پيامبر اسلام را زماني فرستاد، که مردم در فتنهها گرفتارشده، رشتههاي دين پارهشده، و ستونهاي ايمان و يقين ناپايدار بود، در اصول دين اختلاف داشته، و امور مردم پراکنده بود، راه رهايي دشوار، و پناهگاهي وجود نداشت، چراغ هدايت بي نور، و کوردلي همگان را فرا گرفته بود، خداي رحمان معصيت ميشد، و شيطان ياري ميگرديد، ايمان بدون ياور مانده، و ستونهاي آن ويران گرديده، و نشانههاي آن انکارشده، راههاي آن ويران، و جادههاي آن کهنه و فراموش گرديد، مردم جاهلي، شيطان را اطاعت ميکردند، و به راههاي او ميرفتند، و در آبشخور شيطان سيراب ميشدند، با دست مردم جاهليت، نشانههاي شيطان، آشکار، و پرچم او برافراشته گرديد، فتنهها، مردم را لگدمال کرده، و با سمهاي محکم خود نابودشان کرده، و پابرجا ايستاده بود، اما مردم حيران و سرگردان، بيخبر و فريب خورده، در کنار بهترين خانه (کعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگي ميکردند، خواب آنها بيداري، و سرمه چشم آنها اشک بود، در سرزميني که دانشمند آن لب فرو بسته، و جاهل گرامي بود. ويژگيهاي اهل بيت (ع) عترت پيامبر (ص) (اهل بيت (ع)) جايگاه اسرار خداوندي، و پناهگاه فرمان الهي، و مخزن علم خدا، و مرجع احکام اسلامي و نگهبان کتابهاي آسماني، و کوههاي هميشه استوار دين خدايند، خدا به وسيله اهل بيت (ع) پشت خميده دين را راست نمود، و لرزش و اضطراب آن را از ميان برداشت، برابر فاسداني که تخم گناه افشاندند، و با آب غرور و فريب آبياري کردند، و محصول آن را که جز عذاب و بدبختي نبود برداشتند، کسي را با خاندان رسالت (عترت پيامبر (ع)) نميشود مقايسه کرد. و آنان که پرورده نعمت هدايت اهل بيت پيامبرند با آنان برابر نخواهند بود. عترت پيامبر (ص) اساس دين، و ستونهاي استوار يقين ميباشند، شتابکننده، بايد به آنان باز گردد، و عقب مانده، بايد به آنان بپيوندد، زيرا ويژگيهاي حق ولايت به آنها اختصاص دارد، و وصيت پيامبر (ص) نسبت به خلافت مسلمين، و ميراث رسالت، به آنها تعلق دارد، هم اکنون (که خلافت را به من سپرديد) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جايگاهي که از آن دور مانده بود، باز گردانده شد. |
| ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ الْسَّلامُ ) بَعْدَ انْصِرافِهِ مِنْ صِفِّينَ: أَحْمَدُهُ اسْتِتْماماً لِنِعْمَتِهِ، وَ اسْتِسْلاماً لِعِزَّتِهِ، وَ اسْتِعْصاماً، مِنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ أَسْتَعِينُهُ فاقَةً إِلى کِفايَتِهِ، إِنَّهُ لا يَضِلُّ مَنْ هَداهُ، وَ لا يَئِلُ مَنْ عاداهُ، وَ لا يَفْتَقِرُ مَنْ کَفاهُ، فَإِنَّهُ أَرْجَحُ ما وُزِنَ، وَ أَفْضَلُ ما خُزِنَ، وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ، شَهادَةً مُمْتَحَناً إِخْلاصُها، مُعْتَقَداً مُصاصُها، نَتَمَسَّکُ بِها أَبَداً ما أَبْقانا، وَ نَدَّخِرُها لِأَهاوِيلِ ما يَلْقانا، فَإِنَّها عَزِيمَةُ الْإِيمانِ، وَ فاتِحَةُ الْإِحْسانِ، وَ مَرْضاةُ الرَّحْمنِ، وَ مَدْحَرَةُ الشَّيْطانِ. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدَاً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ، وَ الْعِلْمِ المَأثُورِ، وَ الْکِتابِ الْمَسْطُورِ، وَ النُّورِ السّاطِعِ، وَ الضِّياءِ اللّامِعِ، وَ الْأمْرِ الصّادِعِ، إِزاحَةً لِلشُّبُهاتِ، وَ احْتِجاجاً بِالبَيِّناتِ، وَ تَحْذِيراً بِالْآياتِ، وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلاتِ، وَ الناسُ فِى فِتَنٍ انْجَذَمَ فِيها حَبْلُ الدِّينِ، وَ تَزَعْزَعَتْ سَوارِى الْيَقِينِ، وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ ،وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ، وَ ضاقَ الْمَخْرَجُ ،و عَمِىَ الْمَصْدَرُ، فَالْهُدى خامِلٌ، وَ الْعَمى شامِلٌ، عُصِىَ الرَّحْمنُ، وَ نُصِرَ الشَّيْطانُ، وَ خُذِلَ الْإِيمانُ، فَانْهارَتْ دَعائِمُهُ، وَ تَنَکَّرَتْ مَعالِمُهُ، وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ، وَ عَفَتْ شُرُکُهُ. أَطاعُواْ الشَّيْطانَ فسَلَکُوا مَسالِکَهُ، وَ وَرَدُوا مَناهِلَهُ، بِهِمْ سارَتْ أَعْلامُهُ، وَ قامَ لِواؤُهُ، فِى فِتَنٍ داسَتْهُمْ بِأَخْفافِها، وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلافِها، وَ قامَتْ عَلى سَنابِکِها، فَهُمْ فِيها تائِهُونَ حائِرُونَ جاهِلُونَ مَفْتُونُونَ، فِى خَيْرِ دارٍ وَ شَرِّ جِيرانٍ، نَوْمُهُمْ سُهُودٌ، وَ کُحْلُهُمْ دُمُوعٌ، بِأَرْضٍ عالِمُها مُلْجَمٌ، و جاهِلُها مُکْرَمٌ. وَ مِنْها وَ يَعْنِى آلَ النَّبِىّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمْ هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ، وَ لَجَأُ أَمْرِهِ، وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ، وَ مَوْئِلُ حُکْمِهِ، وَ کُهُوفُ کُتُبِهِ وَ جِبالُ دِينِهِ، بِهِمْ أَقامَ انْحِناءَ ظَهْرِهِ، وَ أَذْهَبَ ارْتِعادَ فَرائِصِهِ. مِنْها فى الْمُنافِقين زَرَعُواْ الْفُجُورَ، وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ، وَ حَصَدُواْ الثُّبُورَ، لا يُقاسُ بِالِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و الِهِ مِنْ هذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ، وَ لا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً، هُمْ أَساسُ الدِّينِ، وَ عِمادُ الْيَقِينِ، إِلَيْهِمْ يَفِىءُ الْغالِى، وَ بِهِمْ يَلْحَقُ التّالِى، وَ لَهُمْ خَصائِصُ حَقِّ الْوِلايَةِ، وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِراثَةُ، الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقّ إِلى اَهْلِهِ، وَ نُقِلَ إِلى مُنتَقَلِهِ. |










