در ستايش پيامبر خداشناسي
| در ستايش پيامبر خداشناسي ستايش خداوندي را سزاست که حواس او را درک نکنند، و مکانها او را دربرنگيرند، ديدگان او را ننگرند، و پوششها او را پنهان نسازند، با حدوث آفرينش ازلي بودن خود را ثابت کرد، و با پيدايش انواع پديدهها وجود خود را اثبات فرمود، و با همانند داشتن مخلوقات ثابت شد که خدا همانندي ندارد. خدا در وعدههاي خود راستگو، و برتر از آن است که بر بندگان ستم روا دارد، ميان مخلوقات به عدل و داد رفتار کند، و در اجراي احکام عادلانه فرمان دهد، حادث بودن اشيا، گواه بر ازليت اوست، و ناتواني موجود، دليل قدرت بيمانند او، و نابودي پديدهها، گواه دائمي بودن اوست. خدا يکي است نه با شمارش، هميشگي است نه با محاسبه زمان، برپاست نه با نگهدارندهاي، انديشهها او را ميشناسند نه با درک حواس، نشانههاي خلقت به او گواهي ميدهند نه به حضور مادي، فکرها و انديشهها بر ذات او احاطه ندارند، که با آثار عظمت خود بر آنها تجلي کرده است، و نشان داد که او را نميتوانند تصور کنند، و داوري اين ناتواني را بر عهده فکرها و انديشهها نهاد. بزرگي نيست داراي درازا و پهنا و ژرفا، که از جسم بزرگي برخوردار باشد، و باعظمتي نيست که کالبدش بينهايت بزرگ و ستبر باشد، بلکه بزرگي خدا در مقام رتبت، و عظمت او در قدرت و حکومت اوست. ويژگيهاي پيامبر اسلام (ص) گواهي ميدهم که محمد (ص) بنده و فرستاده خدا، و پيامبر برگزيده، و امانتدار پسنديده اوست (درود خدا بر او و عترت او باد) خدا او را با حجتهاي الزامکننده، و پيروزي آشکار، و راه روشن فرستاد، پس رسالت خود را آشکار رساند و مردم را به راه راست واداشت، و به همگان نشان داد، و نشانههاي هدايت را برافراشت، و چراغهاي روشن را بر سر راه آدميان گرفت، رشتههاي اسلام را استوار کرد، و دستگيرههاي ايمان را محکم و پايدار نمود. راههاي خداشناسي اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگي نعمتهاي او ميانديشيدند، به راه راست بازميگشتند، و از آتش سوزان ميترسيدند، اما دلها بيمار، و چشمها معيوب است. آيا به مخلوقات کوچک خدا نمينگرند؟ که چگونه آفرينش آن را استحکام بخشيد؟ و ترکيب اندام آن را برقرار، و گوش و چشم براي آن پديد آورد، و استخوان و پوست متناسب خلق کرد؟ به مورچه و کوچکي جثه آن بنگريد، که چگونه لطافت خلقت او با چشم و انديشه انسان درک نميشود، نگاه کنيد! چگونه روي زمين راه ميرود، و براي به دست آوردن روزي خود تلاش ميکند؟ دانهها را به لانه خود منتقل ميسازد، و در جايگاه مخصوص نگه ميدارد، در فصل گرما براي زمستان تلاش کرده، و به هنگام درون رفتن، بيرون آمدن را فراموش نميکند. روزي مورچه تضمين گرديده، و غذاهاي متناسب با طبعش آفريدهشده است، خداوند منان از او غفلت نميکند، و پروردگار پاداشدهنده محرومش نميسازد، گرچه در دل سنگي سخت و صاف يا در ميان صخرهاي خشک باشد، اگر در مجاري خوراک و قسمتهاي بالا و پايين دستگاه گوارش و آنچه در درون شکم او از غضروفهاي آويخته به دنده تا شکم، و آنچه در سر اوست از چشم و گوش، انديشه نمايي، از آفرينش مورچه دچار شگفتيشده و از وصف او به زحمت خواهي افتاد، پس بزرگ است خدايي که مورچه را بر روي دست و پايش برپا داشت، و پيکره وجودش را با استحکام نگاه داشت در آفرينش آن هيچ قدرتي او را ياري نداد و هيچ آفرينندهاي کمکش نکرد. اگر انديشهات را بکار گيري تا به راز آفرينش پي برده باشي، دلائل روشن به تو خواهند گفت که آفريننده مورچه کوچک همان آفريدگار درخت بزرگ خرماست، به جهت دقتي که جدا جدا در آفرينش هر چيزي بکار رفته، و اختلافات و تفاوتهاي پيچيدهاي که در خلقت هر پديده حياتي نهفته است، همه موجودات سنگين و سبک، بزرگ و کوچک، نيرومند و ضعيف، در اصول حيات و هستي يکسانند، و خلقت آسمان و هوا و بادها و آب يکي است. پس انديشه کن در آفتاب و ماه، و درخت و گياه، و آب و سنگ، و اختلاف شب و روز، و جوشش درياها، و فراواني کوهها، و بلنداي قلهها، و گوناگوني لغتها، و تفاوت زبانها، که نشانههاي روشن پروردگارند. پس واي بر آن کس که تقديرکننده را نپذيرد، و تدبيرکننده را انکار کند. و اختلافات صورتهايشان را سازندهاي نيست، بر آنچه ادعا ميکنند حجت و دليلي ندارند، و بر آنچه در سر ميپرورانند تحقيقي نميکنند. آيا ممکن است ساختماني بدون سازنده، يا جنايتي بدون جنايتکار باشد؟ شگفتي آفرينش ملخ و اگر خواهي در شگفتي ملخ سخنگو، که خدا براي او دو چشم سرخ، دو حدقه چونان ماه تابان آفريد، و به او گوش پنهان، و دهاني متناسب اندامش بخشيده است، داراي حواس نيرومند، و دو دندان پيشين که گياهان را ميچيند، و دو پاي داسمانند که اشياء را برميدارد، کشاورزان براي زراعت از آنها ميترسند و قدرت دفع آنها را ندارند گر چه همه متحد شوند. ملخها نيرومندانه وارد کشتزار ميشوند و آنچه ميل دارند ميخورند، در حالي که تمام اندامشان به اندازه يک انگشت باريک نيست! نشانههاي خدا در طبيعت پس بزرگ است خداوندي که تمام موجودات آسمان و زمين، خواه و ناخواه او را سجده ميکنند، و در برابر او با خضوع چهره بر خاک ميسايند، و رشته اطاعت او را در تندرستي و ناتواني به گردن مينهند، و از روي ترس و بيم زمام اختيار خود را به او ميسپارند. پرندگان رام فرمان اويند، از تعداد پرها و نفسهاي پرندگان آگاه است، برخي را پرنده آبي و گروهي را پرنده خشکي آفريد، و روزي آنها را مقدر فرمود، و اقسام گوناگون آنها را ميداند، اين کلاغ است و آن عقاب، اين شترمرغ است و آن کبوتر، هر پرندهاي را به نام خاصي فراخواند، و روزيش را فراهم کرد. خدايي که ابرهاي سنگين را ايجاد، و بارانهاي پيدرپي را فرستاد، و سهم باران هر جايي را معين فرمود، زمينهاي خشک را آبياري کرد، و گياهان را پس از خشکسالي روياند. |









