در وصف منافقان
| در وصف منافقان از خطبههاي آن حضرت عليهالسلام است که منافقين و مردم دورو را در آن وصف ميفرمايد: خدا را سپاسگزاريم که توفيق طاعت و فرمانبرداري به ما داده، و از معصيت و نافرماني بازداشته، و از او درخواست مينمائيم که نعمتش را تمام گرداند، دوست ما را به ريسمانش (قرآن کريم) متصل سازد، و گواهي ميدهيم که محمد بنده و فرستاده او است که براي بدست آوردن رضاء و خوشنودي خدا هر سختي را به خود هموار نمود، و در راه (تبليغ احکام) او هر غم و اندوهي را جرعه جرعه نوشيد (در مدت رسالت هر رنج که ديد شکيبائي نمود) و نزديکان و خويشانش چند جور بودند (گروهي فداکار و دوستدار که جان و مال در راهش ميدادند، و بعضي دشمن و منافق که درصدد تباه کردنش برآمدند) و دوران و بيگانگان براي دشمني با آن حضرت گرد آمدند، و عرب مهار را گسيخته متوجه آن بزرگوار گشتند، و براي جنگ با او به شکم شترهاي بارکش خويش زدند (که زودتر برسند) تا آنکه از دورترين محل و جاي آمد و رفتنشان به ماوي و محل اقامت آن حضرت با دشمني وارد شدند (خلاصه براي دشمني با او از راههاي دور به جنگ آمدند). بندگان خدا شما را به تقوي و ترس از خدا سفارش مينمايم، و از (مکر و فريب) مردم دورو (که در ظاهر مسلمان و در باطن کافر هستند) برحذر ميدارم (مبادا فريفته گفتار و کردارشان شده از آنها پيروي نمائيد) زيرا آنها گمراه و گمراهکننده ميباشند (خودشان به راه ضلالت و گمراهي رفته و ديگران را از راه راست بازداشته با خود يار ميسازند) و (از دين خدا) لغزيده و لغزانندهاند (خطاکار بوده ديگران را به اشتباه مياندازند) خود را به رنگهاي گوناگون و حالات مختلفه درآورند (هر زمان و در هر مجلسي در گفتار و کردار با اغراض فاسده و انديشههاي نادرست به رنگي درآيند تا مردم سادهلوح را بفريبند) و شما را به هر وسيلهاي در نظر گرفته و در هر کمينگاهي به کمين نشيتهاند (اگر به انديشههاي آنان پي بريد و کناره گيريد به وسائل ديگري درصدد فريب شما برميآيند تا بالاخره با خود همراه سازند) دلهاشان (از رشک و دوروئي و دشمني و بخل و شک) بيمار است (چنانکه در قرآن کريم س 2 ي 10 ميفرمايد: في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا، و لهم عذاب بما کانوا يکذبون يعني در دلهاي منافقين بيماري است، و خداوند هم به آن بيماري ميافزايد، و براي آنها بر اثر آنچه که تکذيب مينمايند عذابي است دردناک) و ظاهرشان آراسته و پاک (بطوري که گمان کنند آنها دوست و خواهان حقيقت هستند) در پنهاني راه ميروند (انديشههاي خويش را به قسمي که کسي به آنها پي نبرد به کار انداخته و فتنه و فساد ميکنند) و در بين درختهاي انبوه جنگل ميجنبند (مانند شکارچي که براي بدست آوردن شکار آهسته ميجنبد) وصفشان به درمان ماند و گفتارشان بهبودي آرد، ولي کردارشان دردي است درمانناپذير (با سخنان پسنديده مردم را به دور خويش گردآورده منظور نادرستشان را انجام ميدهند، چنانکه در قرآن کريم س 2 ي 204 ميفرمايد: و من الناس من يعجبک قوله في الحيوه الدنيا و يشهد الله علي ما في قلبه و هو الد الخصام يعني از مردم کسي است که گفتار او در تدبير زندگي دنيا تو را به شگفت ميآورد و خدا را گواه ميآورد که دل و زبان او يکي است در صورتي که سخت ترين دشمنان است) به خوشي (مردم) رشک ميبرند (به دوستي آسايششان را از دستشان ميگيرند) و به افتادن در سختي و گرفتاري (آنها) کوشش دارند (بين آنها سخنچيني مينمايند تا جمعشان را بپراکنند و بيچارهشان سازند) و اميد (شان) را نوميد ميکنند (آنها را از کارهاي خداپسند باز ميدارند) در هر راهي براي ايشان به خاک افتادهاي است (براي تباه کردن راهها در نظر گرفتهاند) و نزد هر دلي وسيلهاي دارند (ميتوانند با هر کسي به ميل و خواست او سخن گويند) و در هر غم و اندوهي اشکها ريزند (تا به وسيله آن مقصود خود را انجام دهند) ستودن يکديگر را به هم وام داده و پاداش آن را انتظار ميبرند (يکي از خود را ميستايند تا او هم تلافي کند) چون سوال و درخواستي دارند و در آن اصرار کنند (تا شخص را وادار به قبول درخواستشان نمايند) و هنگام ملامت (که بخواهند کسي را متنبه سازند) پردهدري کنند (عيوب را آشکار کرده و رسوايش نمايند) و اگر آنان را (در کاري) حکم قرار دهند اسراف ميکنند (برخلاف حق حکم دهند) برابر هر حقي باطلي و برابر هر راستي کج و برابر هر زندهاي کشنده و براي هر دري کليد و براي هر شبي چراغي آماده ساختهاند (انواع مکر و حيله به کار برند تا بمقصود برسند) نوميدي و بينيازي (به مال مردم) را براي طمع و آز خود وسيله قرار ميدهند تا بازارشان را نگاه داشته و کالاهاي کاسدشان را که نفيس و پاکيزه ميپندارند رواج دهند (از راه تزوير خود را بيعلاقه به دنيا نشان داده اظهار بينيازي مينمايند تا به منظورشان برسند، سخن نادرست) ميگويند، و (آن را به حق) مشتبه و مانند جلوه ميدهند، و (مقاصدشان را) بيان ميکنند و آن را آرايش مينمايند (به صورت حق درميآورند) راه باطل را آسان نشان دهند (تا همه در آن قدم نهند) و راه تنگ (ضلالت و گمراهي) را کج ميکنند (تا از گمراهي رهائي ميسر نباشد) پس ايشان پيرو شيطان و شعله آتشها هستند (در قرآن کريم س 58 ي 19 ميفرمايد:) اولئک حزب الشيطان، الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون يعني آن جماعت ياران و پيروان شيطانند، آگاه باشيد پيروان شيطان زيانکارانند. |
| ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) يَصِفُ فِيهَا الْمُنافِقِينَ: نَحْمَدُهُ عَلى ما وَفَّقَ لَهُ مِنَ الطَّاعَةِ، وَ ذادَ عَنْهُ مِنَ الْمَعْصِيَةِ، وَ نَسْأَلُهُ لِمِنَّتِهِ تَماماً، وَ بِحَبْلِهِ اعْتِصاماً، وَ نَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ: خاضَ إِلى رِضْوانِ اللَّهِ کُلَّ غَمْرَةٍ، وَ تَجَرَّعَ فِيهِ کُلَّ غُصَّةٍ، وَ قَدْ تَلَوَّنَ لَهُ الْأَدْنَوْنَ، وَ تَأَلَّبَ عَلَيْهِ الْأَقْصَوْنَ، وَ خَلَعَتْ إِلَيْهِ الْعَرَبُ أَعِنَّتَها، وَ ضَرَبَتْ إِلى مُحارَبَتِهِ بُطُونَ رَواحِلِها، حَتّى أَنْزَلَتْ بِساحَتِهِ عَداوَتَها مِنْ أَبْعَدِ الدَّارِ، وَ أَسْحَقِ الْمَزارِ. أُوصِيکُمْ عِبادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ أُحَذِّرُکُمْ أَهْلَ النِّفاقِ، فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ، وَ الزّالُّونَ الْمُزِلُّونَ، يَتَلَوَّنُونَ أَلْواناً، وَ يَفْتَنُّونَ افْتِناناً، وَ يَعْمِدُونَکُمْ بِکُلِّ عِمادٍ، وَ يَرْصُدُونَکُمْ بِکُلِّ مِرْصادٍ، قُلُوبُهُمْ دَوِيَّةٌ، وَ صِفاحُهُمْ نَقِيَّةٌ، يَمْشُونَ الْخَفاءَ، وَ يَدِبُّونَ الضَّرّاءَ، وَصْفُهُمْ دَواءٌ، قَوْلُهُمْ شِفاءٌ، وَ فِعْلُهُمُ الدّاءُ الْعَياءُ. حَسَدَةُ الرَّخاءِ، وَ مُؤَکِّدُوا الْبَلاءِ، وَ مُقَنِّطُوا الرَّجاءِ، لَهُمْ بِکُلِّ طَرِيقٍ صَرِيعٌ، وَ إِلى کُلِّ قَلْبٍ شَفِيعٌ، وَ لِکُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ، يَتَقارَضُونَ الثَّناءَ، وَ يَتَراقَبُونَ الْجَزاءَ، إِنْ سَأَلُوا أَلْحَفُوا، وَ إِنْ عَذَلُوْا کَشَفُوا، وَ إِنْ حَکَمُوا أَسْرَفُوا، قَدْ أَعَدُّوا لِکُلِّ حَقٍّ باطِلًا، وَ لِکُلِّ قائِمٍ مائِلًا، وَ لِکُلِّ حَىٍّ قاتِلًا، وَ لِکُلِّ بابٍ مِفْتاحاً، وَ لِکُلِّ لَيْلٍ مِصْباحاً، يَتَوَصَّلُونَ إِلَى الطَّمَعِ بِالْيَأسِ لِيُقِيمُوا بِهِ أَسْواقَهُمْ، وَ يُنْفِقُوا بِهِ أَعْلاقَهُمْ: يَقُولُونَ فَيُشَبِّهُونَ، وَ يَصِفُونَ فَيُمَوِّهُونَ، قَدْ هَيَّأوا الطَّرِيقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِيقَ، فَهُمْ لُمَةُ الشَّيْطانِ، وَ حُمَةُ النِيّرانِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّيْطانِ، أَلا إِنّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. |










