تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -1 آذر



1267م:22نوامبر سال 1267ميلادي (666 هجري قمري) يك زمين لرزه شديد شهر تاريخي نيشابور خراسان را ويران كرد و هزاران تن را مقتول و مجروح ساخت. اين شهر سه سال بعد به هزينه دولت وقت تجديد بنا شد. نيشابور که در جهان به شهر "عمر خيام" معروف است در دوران ساسانيان به صورت شهري بزرگ درآمد و يک بار هم پايتخت ايران شد. اين شهر در رديف بلخ، بخارا، هرات، سمرقند و مرو يکي از شهرهاي باستاني خراسان بزرگتر بشمار مي رود و طاهر ذواليمينين در همين شهر تجديد استقلال ايران را اعلام داشت كه آغاز پایان حکومت عباسیان برایران بشمار آمده است.

آرامگاه عمر خيام در نيشابور


1288ش:يكم آذر ماه سال 1288 هجري (22 نوامبر 1909 ميلادي) در پي فروكش كردن توفان سياسي پنج ماهه، «عضدالملك» بزرگ وقت ايل مغول تبار قاجار به عنوان نايب السلطنه ايران در مجلس سوگند وفاداري به قانون اساسي ياد كرد. وي از 26 تيرماه به تصميم شوراي عالي مشروطيت ايران نايب السلطنه شاه خردسال شده بود.

اين شورا همان روز محمدعلي شاه را به اتهام نقض سوگند وفاداري به قانون اساسي، بي اعتنايي به مشروطيت و نيز پناهده شدن به سفارتخانه بيگانه در خاك وطن خود، از پادشاهي بركنار و پسر 13 ساله اش را به عنوان سلطان احمدشاه به جاي او انتخاب و برادر 9ساله وي را هم وليعهد قرارداده بود.

اين شوراي 28 نفري كه پس از پناهنده شدن محمدعلي شاه به محل تابستاني سفارت روسيه در زرگنده قلهك، زمام امور كشور را به دست گرفته، يپرم خان از فرماندهان مجاهدين مشروطه را رئيس كل پليس كرده و يك دادگاه انقلاب براي محاكمه مخالفان مشروطه تشكيل داده بود. فاتحان تهران از جمله سردار اسعد بختياري نيز به انتخاب همين شوراي عالي مامور تشكيل كابينه و برگزاري انتخابات شده بودند. دادگاه انقلاب در مدتي كوتاه عده اي از رجال و نيز شيخ فضل الله نوري را اعدام و گروهي ديگر را محكوم به پرداخت جرائم سنگين نقدي كرده بود.

پس از الغاء مشروطيت و به توپ بسته شدن مجلس، هواداران و مجاهدين مشروطيت كه از هر گوشه كشور به ويژه از اصفهان ( بختياري ها) و گيلان و تنكابن به سوي تهران به حركت در آمده بودند در 22 تيرماه به هدايت سردار اسعد، سپهدار و يپرم خان از ناحيه بهجت آباد وارد شهر شدند و نيروهاي دولتي به فرماندهي سرهنگ لياخف روسي را ظرف 36 ساعت در خيابانهاي تهران شكست دادند كه محمدعليشاه از ترس جان با درباريان خود به باغ تابستاني سفارت روسيه پناهنده شد. آن دسته از رجال هوادار او هم كه موفق به تحصن در سفارتخانه ها نشده بودند پرچم روسيه و يا انگلستان !! را بر سر در خانه خود زده بودند تا مجاهدين جرات ورود به آنجا را نداشته باشند و.... رقابت و گاهي همكاري روسيه و انگلستان در تمامي اين جريانات نقش داشت.

پس از برتخت نشستن سلطان احمدشاه 13 ساله در چهارم مرداد همان سال ، پدر او محمدعليشاه با مقرري سالانه يكصد هزار تومان به خارج از ايران تبعيد شد. نيروهاي انگلستان و روسيه كه طبق قرارداد سال 1907 در ايران مستقر شده بودند شاه مخلوع را تا انزلي بدرقه كردند و پس از به كشتي نشستن باز گشتند.

 

عضدالملک


1377ش:اول آذرماه 1377 و در ساعات شب، چند نفر به خانه داريوش فروهر ناسيوناليست 70 ساله و از مردان سياسي وقت رفتند و او را در اطاق كارش (طبقه دوم خانه اش واقع درخيابان هدايت) با وارد آوردن ضربات متعدد كارد به ناحيه سينه كشتند و همسر 58 ساله وي بانو پروانه را هم در طبقه اول خانه به همان صورت (ضربات كارد) از پاي درآوردند و اجسادشان را روي صندلي قرار داده و خانه را ترك گفتند.

فروهر كه در اصفهان به دنيا آمده بود از پيروان خط دكتر مصدق (استقلال و حاكميت ملي، اقتدار ميهن، دمكراسي و عدالت اجتماعي) بود كه مبارزات خود را با تلاش براي ملي شدن نفت آغاز كرده بود.

وي از موسسان حزب پان ايرانيست و سپس رهبر حزب ملت ايران و از سران جبهه ملي بود و از دهه 1320 بارها به زندان افتاده بود.

در جريان انقلاب 1357 ، از طراحان اتحاد مخالفان شاه بود و براي تامين اين وحدت با قبول هرگونه خطر، تلاش فراوان كرده بود و مدتها نيز به نام جبهه ملي سخن مي گفت. در دولت موقت، وزير كار بود و در جريان ناآرامي هاي كردستان تلاش فراوان براي حل مسئله و جلوگيري از تجزيه وطن كرد.

 

داريوش

 

2003م:«ريچارد نيهائوس» قاضي آمريكايي 21 نوامبر 2003 باوجود عذر خواهي و اعتراف «دانيل پيلارزيك» سر اسقف كليساهاي كاتوليك منطقه سين سيناتي به اين كه در باره سوء نظر كشيش هاي جنوب ايالت اهايو نسبت به پسران نوجوان حقيقت را به پليس نگفته بود وي را به ده هزار دلار جريمه نقدي ، سپردن تعهد كه از اين پس جرم ديگران را كتمان نكند و سه ميليون دلار به شاكيان براي جلب رضايت آنان بپردازد محكوم كرد كه در سابقه او باقي خواهد ماند. كشيشهاي كاتوليك جنوب ايالت اهايو متهم به 237 مورد سوء نظر نسبت به نوجوانان پسر شده اند.

 

Pilarczyk


1876م:«جك لندن» نويسنده و روزنامه نگار سوسياليست آمريكايي كه 12 ژانويه 1876 ميلادي در سانفرانسيسكو به دنيا آمده بود 22 نوامبر (روزي چون امروز) در سال 1916 و در 40 سالگي از بيماري كليه درگذشت. از وي 50 كتاب بجاي مانده است. وي در عين حال يك روزنامه نگار بود، ولي تنها مقاله و تحليل مي نوشت.

جك لندن به يك نشست روزنامه نگاران پيشنهاد كرده بود كه به جاي مقاله سياسي رساله سياسي نوشته شود، زيرا كه ستون روزنامه جاي كافي براي اداي همه مطلب را ندارد و كوتاه نوشتن يك تحليل سياسي، خواننده را به جايي نمي برد و احيانا او را گيج و گمراه مي كند.

داستانهاي جك لندن آكنده از انتقادهاي اجتماعي هستند كه وي در هر كدام از كتابهايش كوشيده است يك مشكل جامعه را عيان كند. بر ضد استثمار نوشته، از فقر ناليده و دلايل آن را در قالب داستان برنگاشته و از طبقه زحمتكش به دفاع برخاسته است.

 

Jack London

 

2003م:21پروفسور بيولوژيست "آرتور کالوين" کاشف مراحل پيچيده تشکيل نطفه، 21 نوامبر 2003 در 92 سالگي درگذشت. وي که در سال 1942 به آمريکا مهاجرت کرده بود در دهه 1950 در آزمايشگاه «کوينز کالج» موفق به اين کشف شده بود.

طبق کشف پروفسور کالوين؛ براي تشکيل نطفه، نخست سلول "اسپرم" با سلول تخمک از ناحيه غشاء (پوسته خارجي) به هم ملحق مي شوند. سپس هسته سلول اسپرم (نر) و سيتوپلاسم سلول ماده به سوي هم مي روند و تشکيل نطفه مي دهند. آنگاه بقيه سلول اسپرم از مجموعه جدا مي شود و .... پرفسور کالوين در دهه 1960 با ميکروسکوپ الکترونيک از اين مراحل عکسبرداري کرد. اواخر دهه 1970 با استفاده از همين اطلاعات، تشکيل نطفه در لوله آزمايش عملي شد و به تدريج تکامل يافت و بخشی از مسئله نازایی و عقيم بودن حل شد.

 

Dr. Arthur L. Colwin


1330ش:دكتر مصدق رئيس دولت وقت ايران در آخرين روز ديدار از قاهره، در سي ام آبان 1330 (20 نوامبر 1951) در اجتماع اعضاي سنديكاي روزنامه نگاران مصري حضور يافت و خطاب به آنان مطالبي بيان داشت كه كهنه شدني نيستند و ماندگار و تاريخي توصيف شده اند.

وي ضمن اندرزهاي ماندني خود، خطاب به روزنامه نگاران خاورزمين و ملل ضعيفتر گفت: خواب امپراتوري برجهان و استثمار و به نوكري گرفتن ملل بي دفاع هيچگاه از ميان نخواهد رفت. اين سلطه، هر زمان متناسب با وضعيت روز به شكل و لباسي در مي آيد كه نبايد فريب خورد. اگر روزنامه نگاران ملل ضعيف روشن و گوش بزنگ باشند و مردم را به موقع از نيات و برنامه ها و شگرد كار سلطه گران آگاه كنند، نقشه سلطه با بپاخيزي و دفاع يكپارچه و از جان گذشتگي ملت مورد هدف با شكست رو به رو خواهد شد، دام ديگري پهن نخواهد شد و فكر تجاوز به تدريج از ميان خواهد رفت. سلطه گران نخست از درون، و با ترويج رشوه خواري، تضعيف حس ميهندوستي و استعداد ملي، تلقين عقب ماندگي، ايجاد رخوت ملي، ايجاد رعب، بزرگ جلوه دادن خود، از ميان بردن اميد و آرزو در يك ملت، زهر چشم گرفتن، در فقر و مسكنت و ناآگاهي از اوضاع باقي گذاشتن، مردم را درگير امور روزمره زندگي خود كردن و ... شروع مي كنند و توسط ايادي و خبرچين هايشان (جاسوسان) رجال سلطه پذير را مي يابند، بعضا به قدرت مي رسانند و با كمك (خيانت) آنان بساط سلطه خود را پهن مي كنند. در اينجاست كه مدافع هر ملت، روزنامه نگاران آن ملت هستند و كار آنان روشن ساختن مردم، باز كردن دست سلطه گران و خنثي كردن تبليغاتشان است. «روزنامه نگار» نيرويي است كه از وقوع حمله با دادن بيدارباش (هشدار) و آماده باش به ملت و آماده دفاع ساختن آن پيشگيري مي كند، و نيروهاي مسلح در برابر تعرضي كه آغاز شده باشد مي ايستند، بنا براين نيروي تدافعي اصلي يك ملت؛ روزنامه نگاران، كتاب نگاران و سخنرانان آن ملت (اصحاب رسانه ها) و رجال وطندوست هستند.

در همين اجتماع، دكتر مصدق سپس به شرح استعمار انگلستان بر ايران و اسباب چيني هاي پيش از انعقاد قرار داد تحميلي 1933 (تمديد امتياز نفت)، زجر دادن ملت ايران و در عقب ماندگي باقي گذاردن آن و اجراي ساير برنامه هاي استعماري انگلستان پرداخت و به نطق و مصاحبه هاي خود در شوراي امنيت و آمريكا اشاره كرد و گفت كه هدف او، روشن ساختن ملل ديگر از سلطه گري انگلستان (امپرياليسم) و هشدار دادن در مورد سلطه گري هاي آينده بود.

 

1348ش:سعيد افسر، از روزنامه نگاران موفق بعد از انقلاب ايران، يکم آذر ماه سال 1348 - روزي چون امروز - متولد شده است. وي که تا سال 2005 معاون سردبير اجرايي روزنامه ايران بود از سال 1369 کار روزنامه نگاري را آغاز کرده و ادامه مي دهد. از نخستين روز تاسيس روزنامه ايران در سال 1373 (1994)، به دعوت دکتر فريدون وردي نژاد موسس آن، سعيد قدم به اين روزنامه گذارد و چون آشنايي کامل به اوضاع روزنامه نگاري ايران و ساير کشورها داشت مسئول تهيه مطالب رسانه ها و دبير صفحه رسانه شد و کار خود را به خوبي انجام داد به گونه اي که وظيفه نظر سنجي از خوانندگان روزنامه و دبيري صفحه " گزارش روز (فيچر) " را هم به او سپردند.

سعيد که داراي فوق ليسانس علوم سياسي است و دوره هاي تخصصي روزنامه نگاري را گذرانده است، چون شايستگي فراوان از خود نشان داده بود از سال 1380 (2001) به معاونت سردبير اجرايي روزنامه ايران ارتقاء يافت. بعدا از سعيد دعوت شد که سردبيري اجرايي روزنامه «تهران امروز» را برعهده گيرد که به آنجا رفت، ولي عمر اين روزنامه طولاني نبود و توقيف شد و در نتيجه، سعيد هم بيکار. سعيد بارها گفته بود که اگر فرصتي به دست آورد براي کسب تجربه و ادامه تحصيل، به يک کشور که سابقه طولاني تري در کار رسانه داري داشته باشد خواهد رفت.

از خصوصيات بارز سعيد در کار روزنامه نگاري، رعايت نوشته شدن مطالب طبق اصول روزنامه نگاري و همچنين رعايت امانتداري و دقت و ذکر منبع خبر است. او در نوشتن مطالب ژورناليستيک مهارت ويژه دارد و از حاميان ساده نويسي است زيرا که عقيده دارد بيشتر خوانندگان (مخاطبان) روزنامه ها، عوام الناس هستند و ضمن درک مطلب، بايد روشن شوند و آموزش ببينند و به عبارت ديگر بر معلومات خود بيافزايند. از خصلتهاي فردي سعيد، راستگويي و صداقت اوست به گونه اي که دوستانش مي گويند که اگر سعيد مرتکب خلاف شود بي درنگ اعتراف مي کند و پوزش مي خواهد. بسيار مودب است و نرم صحبت مي کند و در رعايت احوال ديگران کوشاست. زودتر از وقت مقرر به روزنامه مي آيد و با وجود علاقه شديد به دخترش "رهيده" ديرتر از همکاران، روزنامه را ترک مي کند و تا اطمينان نيابد که همه صفحات روزنامه به چاپخانه ارسال شده و مشکلي نيست از آنجا خارج نمي شود. او مي گويد که براي يک روزنامه نگار حرفه اي، روزنامه يعني همه چيز، که زندگاني اش در آن خلاصه مي شود.

وي هيچگاه اشتباه خود را به گردن ديگران نمي اندازد. سعيد شايد زودتر از هر روزنامه نگار ايراني ديگر به اهميت روزنامه نگاري الکترونيک پي برد و متوجه شد که اينترنت يک انقلاب در انتقال اطلاعات و محتواي رسانه ها است و در "هفته نامه توانا" که با کمک او انتشار مي يافت کوشش فراوان کرد تا اين موضوع را تفهيم، و روزنامه نگاران ايران را تشويق به تکميل مهارت خود در آن رشته (آنلاين) کند.

 

سعيد افسر


762م:نيروهاي اويغور (طبق رسم الخط قديم، ئويغور) به رياست يوگوخان Bogu بيستم نوامبر 762 ميلادي شهر «لو ـ يانگ Lo -Yang» پايتخت وقت چين (امپراتوري تانگTang) را متصرف شدند و اين دولت را خراجگزار خود كردند. طبق اسناد «محمدامين صدر» مورخ كاشغري، اويغورها (كه اينك اتباع چين هستند) «توقوز اوغوز» ها، قبايل 9گانه منطقه آلتايي را در سال 744 ميلادي متحد ساخته و در مدتي نسبتا كوتاه سرزمين هايي از منچوري تا شمال شرقي درياي قزوين (درياي مازندران) را به تصرف خود درآورده بودند. توقوز = دوقوز = 9 و اوغوز = قبيله. اين قبايل از نيمه قرن هفتم ميلادي كه امپراتوري ساسانيان از ميان رفت و سپاه معروف به «مرزبان» آن مستقر در «فرارود» و دژ خجند فروپاشيد اين فرصت را به دست آورده بودند كه دست به جهانگيري بزنند. قبلا هون ها ، همسايه غربي اويغور چندبار دست به چنين تلاشي زده بودند كه ارتش ساسانيان ايران آنان و بستگانشان ـ خزرها را درهم شكسته و به اروپا فراري داده بود. امپراتوري اويغورها به پايتختي «اردوباليغ» تا سال 840 ميلادي دوام يافت و در اين سال به دست قرقيزها از ميان رفت. علت شكست آن از نيروي قرقيز كه شمار كمتري بودند اين بود كه منطقه اويغورها دچار خشكسالي و قحطي شده بود.

 

1930م:ارتش ژاپن كه به قصد تصرف شمال شرقي چين و جنوب شرقي سيبري روسيه از مرز كره گذشته و وارد چين شده بود 21 نوامبر سال 1894 بندر لوشونكو را Lushunkou (كه غربي ها آن را «پورت آرتور Port Arthur» مي نامند) تصرف و شصت هزار سكنه اش را قتل عام كرد. ژاپني ها تنها 36 نفر از جمعيت اين شهر بندري را باقي گذارده بودند تا اجساد را دفن كنند. ارتش ژاپن سپاه دوم خود به فرماندهي ژنرال «ياماجي» را مامور تصرف «لوشونكو» كرده بود و اين سپاه پس از عقب راندن يك لشكر سبك اسلحه چيني وارد بندر شده بود. مورخان اين رويداد را «قتل عام پورت آرتور» عنوان داده اند.

ژاپني ها در نیمه دوم دهه 1930 نيز به چين تجاوز كردند و در چند شهر اين كشور بويژه نانکینگ و شانگهاي قتل عام به راه انداختند كه فراموش شدني نيست. در جریان این تعرض، نظامیان ژاپني در سال1937 شهر نانکینگ (نانجینگ) پایتخت وقت چین را تصرف و 300 هزار تن از نفوس شهر را کشتند. طبق تحقیق «آیریس چانگ» روزنامه نگار آمریکایی چینی تبار، ژاپني ها با شمشير روده هاي مردم نانكينگ را بدون داشتن كوچكترين گناه و دليل درآوردند، مردان را اخته كردند، سينه زنان را بريدند، جوانان را به ديوار ميخ كردند، هركس را خواستند تا كمر در خاك فروكردند و سپس سگهاي گرسنه را به جانشان افكندند تا آنها را قطعه ــ قطعه كنند، مقامات شهر را به دو اتومبيل در خلاف جهت يكديگر بستند و از هم دريدند، مادر و پدرها را كشتند و كباب كردند و فرزندان آنان را وادار به خوردن اين كباب كردند و ....

 

1963م:22 نوامبر سال 1963 جان اف. كندي سي و پنجمين رئيس جمهور آمريكا در يكهزار و سي امين روز زمامداري اش در اثناي عبور، باخودرو روباز از خيابانهاي شهر پرجمعيت دالاس (واقع در ايالت تكزاس آمريكا) از داخل ساختمان يك مدرسه هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد و «لي هاروي اسوالد» متهم به قتل وي نيز پس از بازداشت به دست فردي ديگر به نام «جک روبي» در راهرو ساختمان محافظت شده پليس به قتل رسيد و جک روبي هم بعدا در زندان درگذشت!. ليندن جانسون معاون [تکزاسي] کندی همان روز سوگند يادكرد و رئيس جمهوري آمريكا شد. هنوز انگيزه و اسرار اين قتل دقيقا روشن نشده است.

كندي نخستين كاتوليك ايرلندي تبار بود كه به رياست جمهوري آمريكا انتخاب شده بود. قبلا سران اين كشور از پروتستانهاي انگليسي تبار بودند. وي كه از حزب دمكرات بود قبلا نماينده مجلس و سناتور بود و در زمان خود جوانترين رئيس جمهوري آمريكا نيز به شمار مي رفت.

دو روز پس از حادثه قتل ( 24 نوامبر 1963 ) هنگام انتقال اسوالد متهم به قتل كندي از بازداشتگاه براي تحقيق ، به صورتي كه ديده مي شود «جك روبي» بدون نگراني از ماموران محافظ با شليك گلوله وي را به قتل مي رساند ـ ماموران پليس و اف بي آي در اطراف اسوالد ديده مي شوند

عقب نشینی نیکیتا خروشچف رئیس دولت شوروی در جریان بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962 که آغاز پایان کار آن اتحادیه دانسته شده است بر اثر ایستادگی جان اف کندی بود. اگر خروشچف به آن سرعت عقب نشینی نکرده بود اینک تاریخ جهان در مسیری دیگر قرارداشت. با اين كه مقدمات مداخله آمریکا در اوضاع ویتنام جنوبی که به جنگی وسیع و خونین منجر شد در زمان کندي صورت گرفته بود و تاريخ عمومي (جهان) آغاز ضديت با حكومت فيدل كاسترو برکوبا را به پای جان اف کندی نوشته است، اما از نظر انديشه و سياست داخلي فردي مترقي و ليبرال (در فرهنگ آمريكايي: چپگرا) بشمارآمده است. وي در گفتارش، از بر قراري يك صلح پايدار و خلع سلاح واقعي و رعايت تمام عيار حقوق بشر جانبداري مي كرد و آماده يك سازش بزرگ واقعي و همه جانبه با شوروي بود كه انجام آن را طبق برخي نوشته ها به دوره دوم رياست جمهوري خود موكول كرده بود. واداركردن شاه سابق به انجام اصلاحاتي در ايران كه خود شاه به آن عنوان انقلاب سفيد داده بود در همين راستا بود. وي به شاه گفته بود که راه پيشرفت ايران اين است که مواردي از اصلاحيه قانون اساسي آمريکا معروف به «بيل آو رايتز» را به صورتي در قوانين ايران بگنجانيد که عملي نشد و مشکلات بعدي ايران نتيجه همين بي اعتنايي شاه به توصيه کندي بود. در زمينه سياست داخلي تا توانست با فقر و نااميدي در جامعه آمريكا مبارزه كرد. اين جمله پر معنا از او باقي مانده است: همه اش نگوييد كه دولت براي ما چه كرده، گاهي هم از خود بپرسيد كه خودتان براي كشور چه كرده ايد؟.

 

كندي در خودرو روباز در كنار همسرش ژاكلين اندكي پيش از قتل


1965م:22 نوامبر 1965 و نزديك به دو ماه پس از روي كار آمدن ژنرال سوهارتو در اندونزي، احمد آيديت Ahmad Aidit دبيركل حزب كمونيست اين كشور كه در آن زمان سومين حزب، پس از چين و روسيه بود ترورشد. سوهارتو كه 27 ژانویه 2008 و در 87 سالگی درگذشت در سي ام سپتامبر آن سال با استفاده از فرصتي كه يك ناآرامي در پايتخت به دست داده بود دست به كودتا زده بود و دليل اقدام خودرا جلوگيري از توطئه كودتاي كمونيستها اعلام كرده بود. وي پس از سلب اختيارات مقامات دولتي و نظامي، قدرت را به دست گرفت ولي جرات نكرد عنوان رياست جمهوري را از دكتر احمد سوكارنو باني استقلال و يكپارچه ساختن اين مجمع الجزاير بگيرد. سوهارتو ضمن ناميدن سوكارنو به عنوان پدر ملت، خود اختيارات اجرايي را به دست گرفته بود و چون هوادار غرب و در ارتباط با «سیا» بود و جنگ سرد دو بلوك ادامه داشت دست به كشتار كمونيست ها زد. وی همچنین به هر مخالف برچسب كمونيست بودن می زد و نابود می کرد. به نوشته مورخين، در اين كشتار پانصد هزار تا يك ميليون نفری روشنفكران و چپگرايان اندونزی و از جمله «احمد آيديت» كشته شدند. احمد آيديت 42 ساله بود. حکومت سوهارتو که کودکی و جوانی را در فقر سیاه ـ در پرورشگاه و یا هرچند وقت درخانه ای ـ گذرانیده بود در سال 1998 پس از 31 سال حکومت و در پی یک رشته تظاهرات خیابانی عصیان مانند، افشاگری و ضدیت علنی چند رهبر سیاسی ازجمله دختر سوکارنو ازکار کناره گیری کرد و بلافاصله متهم به سوء مدیریت و سوء استفاده مالی و داشتن ثروتی برابر 15 میلیارد دلار شد و یک پرونده قضایی برایش تشکیل گردید و «ترانس پیرسی اینترنشنال» دست به یک تحقیق جهانی زد تا این ثروت را بیاید و به اندونزی بازگرداند. در این میان اعلام شد که سوهارتو بیمار است و تحقیق قضایی از او امکانپذیر نیست و ....

 

احمد آيديت

 

1995م:بيست و دوم نوامبر 1995 يك دادگاه انگلستان بانو «مري آن وست» را به جرم كشتن ده زن و دختر دربه حبس دائم محكوم كرد (كشورهاي اروپايي مجازات اعدام ندارند). وي كه يك بانوي انگليسي است اين زنان و دختران را در خيابان و عمدتا ايستگاه اتوبوس فريب مي داد، به خانه مي برد و پس از زجردادن و شكنجه كردن مي كشت!. يكي از اين زنان كه موفق به فرار شده بود او را به دام انداخت.

«مري آن» كه داراي شوهر بود دختر خودش را هم به همين طريق كشته بود. او به ساديسم و آزار ديگران (و در اين مورد آزار و زجر زنان) مبتلاء بود. شوهر «مري آن» قبلا خودكشي كرده است.

 

WEST

 

2003م:در پي احزاب، رسانه هاي كشور مكزيك هم در سومين هفته نوامبر 2003 به جانبداري از «آدولفو آگويلار زينسر» نماينده پيشين اين كشور در سازمان ملل پرداخته اند كه 20 نوامبر 2003 به خواست فوكس رئيس جمهوري وقت مكزيك از آن سمت كناره گيري كرد. «زينسر» در مقر سازمان ملل گفته بود كه دولت واشنگتن به مكزيك به چشم «بك يارد (حياط خلوت)» خود نگاه مي كند و ما از پيمان «نفتا» سودي نبرده ايم.

احزاب و رسانه هاي مكزيك كنارنهادن زينسر را كاري دانسته بودند كه رئيس جمهوري مكزيك براي پيشگيري از رنجش حكومت جورج دبليو بوش از دولت مكزيك انجام داده و آن را عملي نادرست ( ضدملي ) خوانده و يک ضعف خوانده بودند.

 

Zinser


2003م:21 نوامبر 2003 سرانجام پليس امنيت گرجستان در برابر مخالفان سياسي«ادوارد شواردنادزه» رئيس جمهوري اين كشور دست به عقب نشيني زد و رئيس اين سازمان اعتراف كرد كه در انتخابات اخير سوء عمل وجود داشته و اين انتخابات تجديد مي شود. حال آن كه دو روز پيش از آن مقامات مربوط اعلام كرده بودند كه تخلف انتخاباتي صورت نگرفته است.

با وجود اين عقب نشيني كه سياستمداران رقيب را راضي ساخته، تظاهرات مردم كه مي گفتند (!) از بيكاري، فقر و فساد اداري خسته شده اند ادامه يافت. گرجي ها مي گويند كه دولتمردان و سياسيون از مردم جدا افتاده اند و منافع خود را مقدم بر مصالح ملت قرار داده اند و ....

اصحاب نظر ضمن تفسير رويدادهاي سال 2003 گرجستان گفته بودند که آمريکا مايلست فرد ديگري رئيس دولت گرجستان شود تا از آن دولت حرف شنوي داشته باشد زيرا که واشنگتن براي منطقه قفقاز برنامه هاي دور و دراز دارد.

شوارنادزه قبلا وزير امور خارجه شوروي بود و در اشتباهات گورباچف که به فروپاشي شوروي منجر شد، شريک.

 

شوارد نادزه

 

1949م:سرلشكر باز نشسته ميخاييل كالاشنيكوف سازنده تفنگي به همين نام كه بيش از هر سلاح ديگر درجهان امروز توزيع شده است 21 نوامبر 2003 موزه اي را كه به نام او در «دلفت» كشور هلند (ندرلند) تاسيس شده است گشود و گفت كه تفنگ خودكار كالاشنيكوف را در سال 1949 با استفاده از تجربه خود در جريان جنگ جهاني دوم طراحي كرد، زيرا كه متوجه شد تفنگ بايد ساختاري بسيار ساده و اطمينان بخش داشته باشد.

كالاشنيكوف (در آن روز 84 ساله) ضمن رد اين ملامت كه وسيله كشتار ساخته است گفت: جنگ و کشتار را سياستمداران آغاز مي كنند، نه تفنگ. باهر وسيله اي مي توان آدم كشت، حتي با مداد. بايد آدمكشي از جهان رخت بربندد. وانگهي، تا ترتيب قطعي پايان هرگونه جنگ داده نشود، حق اساسي و مشروع هر ملت است كه وسيله دفاع از خود را داشته باشد.

 

سرلشكر كالاشنيكوف با تفنگ معروفش AK-47


1958م:جوزف ويليامز مبتكر «كارت اعتباري پلاستيكي» كه از سال 1958 به نام «بانك امريكارد» بكار برده شد و از سال 1977 به «ويزا» تغيير نام داد و...21 نوامبر 2003 در 88 سالگي درگذشت. اينك هر سال بيش از مجموع اسكناس در جريان، با اين كارتها معامله صورت مي گيرد و لزومي ندارد كه يك فرد در جيب خود پول نقد داشته باشد. بانکها بر بدهي دارندگان اين کارتها بهره سنگين قرارداده اند. خطر اين کارتها براي بانکها اين است که در دوران رکود اقتصادي، نخواهند توانست پولي را که از اين طريق به دارنده آن داده اند بموقع وصول کنند. در پاييز سال 2008 شکست برخي از بانکهاي آمريکا بخاطر همين کارتها بوده است. اين کارتها براي برخي از دارندگان آنها بويژه جوانان هم خالي از خطر نيست زيرا که به اتکاء کارت اعتباري، با جيب خالي دست به خرج کردن مي زنند و هنگام پرداخت درمانده و بد حساب مي شوند و ....

 

جوزف ويليامز

 

2004م:«پراوداي آنلاين» 21 نوامبر 2004 در اديشن خود به زبان انگليسي گزارش از گسترش روز افزون تفاوت درآمد ميان روسها داده بود كه 74 سال عادت به برابري نسبي درآمد كرده بودند. ترك اين عادت كه پس از فروپاشي شوروي به آنان تحميل شده است در آن سال (سال 2004) نزديك به نود درصد روسها را ناراضي ساخته بود. پراودا نوشته بود که اگر دولت سريعا اقدامي نكند اين عدم رضايت به صورت خشم و احيانا انقلابي ديگر در خواهد آمد زيرا كه روسهاي امروز، سرفهاي قديم نيستند كه با زجر و تبعيض بزرگ شده و با آن خو گرفته باشند. بنظر مي رسد که آنان با مشاهده وضعيت پس از فروپاشي؛ دست كم نوعي سوسياليسم ملايم گام به گام (پلكاني) را طالبند.

پرودا نوشته بود كه در شش ماه منتهي به نوامبر 2004 شكاف فقير و غني در روسيه بازهم بيشتر شده بود. اغنياي روسيه در 13 سال اخير (1991 تا 2004) ظاهر شده اند. به نوشته پراودا، طبق ارقام منتشره از سوي وزارت دارايي روسيه؛ درآمد ده درصد جمعيت اين كشور در حال حاضر (سال 2004) 15 و دو دهم بار بيشتر از متوسط درآمد ساير روسهاست و اين درآمد اضافي (ثروت) از راه معاملات به دست آمده است، نه كار. روسها تا دو دهه پيش، درآمد از راه خريد و فروش انفرادي (نه دولتي) را عملي مردود مي دانستند و عدم رضايت و خشم آنان به همين سبب است. از اين «درصدها» چنين برمي آيد كه درآمد طبقه پولدار (معامله گر) در روسيه در طول دو سال اخير (2002 تا 2004) نسبت به گذشته بازهم دو و دو دهم درصد افزايش يافته است. ارقام آخرين گزارش بانك جهاني (مربوط به سال 2003) نيز حكايت از فقر اقتصادي 19 و شش دهم درصد روسها دارد كه روسيه را از جهت درآمد متوسط مردم در ميان كشورهاي جهان در رديف پنجاه و هفتم قرار داده است.

درباره دامنه فقر در ايالات متحده، باب هربرت در شماره 22 نوامبر2004 نيويورك تايمز به نقل از گزارش وزارت كشاورزي اين كشور نوشته است كه 12 ميليون خانوار آمريكايي (حدود چهل ميليون نفر) دچار فقر هستند و براي سير كردن شكم اعضاي خانواده سخت تلاش مي كنند و گاهي هم در اين كار موفق نمي شوند. به نوشته هربرت، اين شمار به هر وسيله از جمله اعانات مردم و كمك غذايي دولت فدرال و حكومتهاي محلي براي سير كردن خود متوسل شده و به اين كمكها متكي اند.

 

باب هربرت

 

1906: «شوراي جهاني ارتباطات راديويي» مخابره مكرر سه حرف « اس او اس S O S» را به عنوان علامت استمداد تعيين كرد كه هنوز به قوت خود باقي است.

1924: دولت انگلستان اتباع مصر را كه شمار آنان در سودان مستعمره اش زياد شده بود از اين سرزمين بيرون راند تا دولت مصر بعدا مدعي مالكيت سودان نشود!.

1943: دولت فرانسه که تسليم آلمان شده بود به سرزمين تحت الحمايه خود لبنان استقلال داد و لبناني ها اين روز را به عنوان روز استقلال برگزار مي کنند. اين سرزمين در پايان جنگ جهاني اول در اختيار فرانسه قرارگرفته بود.

1967: شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه 242 را تصويب کرد که در آن از فلسطيني ها و اسرائيلي ها خواسته شده است که از طرق مسالمت آميز مسائل في مابين را حل کنند و ....

1974: مجمع عمومي سازمان ملل تصويب کرد که سازمان آزادي فلسطين (پي. ال. او) در آن سازمان جهاني داراي «عضو ناظر» شود.

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------