نشانههای آشکار شکست دولت رئیسی
- مجموعه: اخبار سیاسی و اجتماعی
- تاریخ انتشار : چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1402 09:21

به گزارش جهان صنعت ؛ شمار روزها و ماههای کاری دولت سیزدهم هنوز به نیمی از دوره قانونی نرسیده، اما نشانههای شکست این دولت در اداره کشور بر آگاهان و شهروندان علاقهمند به سیاست و اقتصاد و حتی شهروندان آشکار شده است. دلیل نخست و بدون چونوچرای شکست ذهنیت سیدابراهیم رییسی، نفر اول و رییس دولت سیزدهم، این است که پس از سپری شدن نزدیک به ۲۱ ماه از ریاست بر قوه مجریه، وظایف و کارکرد عملی این نهاد را نشناخته است. البته او چندان هم در این باره مقصر نیست زیرا پیش از رسیدن به این منصب هرگز در امور اجرایی در سطح کلان فعالیت نداشته است.
مردی با این ویژگی و ذهنیت ناآشنا به ژرفا و گستردگی اداره دولت همکارانی برگزید که ناکارآمد بودند و دو مقام ارشد اقتصادی و چند وزیر کلیدیاش را تغییر داد. اما نشانههای آشکار شکست دولت رییسی را نمیتوان در رخدادهای همین یک ماه تازهسپریشده به خوبی دید. برخی از نشانهها را در ادامه بهطور خلاصه میآوریم.
پر زدن مرغ از سفرهها تازهترین نشانه شکست دولت در تنظیم بازار این محصول بسیار بااهمیت برای خانوادههاست. اداره دستوری این صنعت علاوه بر اینکه قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ را به بالاترین نقطه رسانده، به سردرگمی و آشفتگی تولیدکنندگان نیز منجر شده است. گوشت مرغ که قرار بود جانشین گوشت قرمز شود دیگر به آسانی به سفرههای مردم برنمیگردد.
نارضایتی عمیق کارگران از دیگر نشانههای آشکار دولت در یکی از مهمترین بازارها و در ارتباط با ۱۵ میلیون کارگر ایرانی است. دولت سیزدهم با افزایش ۲۱ درصدی سایر سطوح مزدی و ۲۷ درصدی حداقل مزد در برابر نرخ تورم ۵۰ درصدی قانون را دور زد و وعده مبهم کاهش نرخ تورم را داد. این رویکرد دولت با نارضایتی عمیق کارگران و بازنشستگان روبهرو شده است.
«خودرو و رخداد شگفتانگیز» از عجیبترین تصمیمهای اتخاذشده در درون یک دولت به حساب میآید. در فروردین امسال دیدیم که در یک رفتار مبهم، دولت نخست بخشی از قیمت خودروی ساخت داخل را افزایش داد و سپس معاون اول به میدان آمد و قیمت خودروها تا اندازه قابل اعتنایی افزایش را تجربه کرده است. نکته تلخ این است که همین خودروها با دو برابر قیمت کارخانه به دست مصرفکننده میرسد و شهروندان آسیب دیدهاند. گندم کشاورزان و اراده دولت برای میزان افزایش قیمت این کالا بسیار بهتبرانگیز بود و هست.
درحالی که دولت نه تولیدکننده است و نه امتیاز خاصی به گندمکاران میدهد و با وجود اخطارهای فعالان اقتصادی به کمین کشورهای همسایه برای خرید گندم ایرانیان به دو برابر قیمت تعیینشده دولتی، دولت سیزدهم از درک پیچیدگی این اتفاق عاجز است و احتمال خروج گندم از کشور و مصرف این محصول از سوی دامداریها را نادیده گرفته و شاید حتی در تامین آرد مورد نیاز نانوایان با تنگنا روبهرو شود.
استیصال در وضعیت حاملهای انرژی را باید از ناکامیهای بزرگ دولت سیزدهم دانست. در حالی که روند مصرف بنزین فزاینده شده و نیاز به واردات مشهود است و تولید و مصرف برق و گاز از تعادل خارج شده و به جیرهبندی رسیده و در شرایطی که قیمت هر لیتر بنزین کمتر از یکسوم یک لیتر آب شده است دولت راهحلی برای تعادلبخشی به حاملهای انرژی ندارد.
نوسان نرخ ارز و سیاست ارزی زورگویانه بانک مرکزی یکی دیگر از نشانههای ناتوانی دولت به حساب میآید. بانک مرکزی همچنان به صادرکنندگان زور میگوید و دستور میدهد که قیمت ارز صادراتی را من تعیین میکنم. نوسان هرروزه در نرخ ارزهای معتبر نیز توان برنامهریزی را از بنگاهها سلب کرده است.
پابرجایی رژیم تحریمها از دیگر نشانههای شکست دولت به حساب میآید. دیگر این مثل روز روشن شده است که کسبوکار و معیشت میلیونها شهروند ایرانی به ادامه یا برطرف شدن رژیم تحریمها بستگی دارد. دولت سیزدهم با عملکردش نشان داد که برجام دیگر مردهای بیش نیست.
مسمومیت یا بدحال شدن دختران مدارس از دیگر نشانههای آشکار شکست دولت سیزدهم نزد افکار عمومی به حساب میآید. معلوم نیست چرا ناگهان دختران ایرانی چندین ماه است شیطان شده و خود را بدحال میکنند یا اینکه گروهی آنها را مسموم میکنند.
نتیجهگیری را به خوانندگان ارجمند و تصمیمگیری درباره ادامه شکل و ماهیت فعالیت دولت را به نهادهای قدرت میسپاریم.












