ترجمه فارسی نهج البلاغه

 

 خطبه:

ترجمه:  

 نامه:

ترجمه:  

 حکمت:

ترجمه:  

 کلمه:

ترجمه:  

نامه به عقيل آمادگي رزمي امام (ع)

ترجمه فارسی نهج البلاغه
به عقيل
از نامه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است به برادر خود عقيل ابن ابيطالب درباره لشگري که امام عليه‏السلام به سوي بعضي دشمنان فرستاده بود، و آن در پاسخ نامه عقيل بود به آن حضرت (علماي رجال درباره عقيل اختلاف دارند، بعضي او را از اصحاب اميرالمومنين عليه‏السلام دانسته ستوده‏اند، و شيخ صدوق عليه‏الرحمه در مجلس بيست و هفتم از کتاب امالي به سند خود از ابن عباس روايت کرده: علي عليه‏السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيد: عقيل را دوست ميداري؟ فرمود: آري به خدا سوگند او را دوست دارم دو دوستي يکي براي خودش يکي براي اينکه ابوطالب او را دوست داشت، و برخي او را نکوهش نموده‏اند براي پيوستن به معاويه و رها کردن برادرش علي عليه‏السلام را، ولي مرحوم آيه الله مامقاني در کتاب تنقيح المقال مي‏نويسد: ما از جهت گرامي داشتن عقيل چون برادرش علي عليه‏السلام و پسر عمويش رسول خدا صلي الله عليه و آله و فرزندش حضرت مسلم است درباره او سخن نمي‏گوئيم، ولکن به خبر از او اعتماد و اطمينان نداريم، خلاصه امام عليه‏السلام در اين نامه در اين نامه از بد رفتاري قريش شکايت و دلتنگي کرده و استقامت و ايستادگي خويش را در راه خدا با تحمل هر پيشامد گوشزد مي‏نمايد): پس (اينکه نوشته‏اي دشمنم فيروزي يافته و شيعيانم مرا ياري نکرده از درست نيست، بلکه) لشگر انبوهي از مسلمانان به سوي او دشمن فرستادم، چون اين خبر به او رسيد به گريز شتاب کرد و پشيمان برگشت، و لشگر من بين راه به او رسيدند وقتي که آفتاب به غروب نزديک بود، پس اندکي مقاتله نموده با هم جنگيدند چون لا و لا (نه و نه يعني با هم چنان جنگيدند مانند اينکه جنگ نکردند، خلاصه خيلي زود جنگشان بسر رسيد، يا آنکه اندکي با هم جنگيدند مانند گفتن لا و لا که مثلي است گفته مي‏شود براي کاري که زود انجام بگيرد) پس درنگ نکرد مگر ساعتي تا اينکه با اندوه رهائي يافت بعد از آنکه گلويش را سخت فشرده بودند، و از او به جز نيم جاني باقي نبود، پس با سختي و دشواري پي در پي رهائي يافت (و اما اينکه گفتي برادرزاده‏ها را برداشته به سوي تو شتابم اگر زنده مانيم با تو باشيم، و اگر بميريم با تو بميريم) پس قريش و سخت تاختنشان در گمراهي و جولانشان در دشمني و ستيزگي و نافرمانيشان را در سرگرداني از خود رها کن (درباره آنان چيزي مگو) زيرا آنان به جنگ با من اتفاق نموده‏اند مانند اتفاقي که به جنگ با رسول خدا صلي الله عليه و آله کرده بودند پيش از من، کيفر رساننده‏ها به جاي من قريش را به کيفر رسانند (اميد است از ستمگران ستم و سختيهاي گوناگون به ايشان برسد) که خويشاوندي مرا با پيغمبر اکرم بريدند (به آن پاس نگزاشتند) و سلطنت (خلافت) پسر مادرم رسول خدا را بر اثر کينه‏اي که با من داشتند از من ربودند (سبب اينکه امام عليه‏السلام حضرت رسول را پسر مادر ناميده آن است که حضرت عبدالله پدر حضرت رسول با حضرت ابوطالب پدر حضرت امير پسران عبدالمطلب که از مادر جدا بودند، و گفته‏اند: که فاطمه بنت اسد مادر حضرت امير حضرت رسول را در کودکي در خانه ابوطالب پرستاري نموده است و پيغمبر اکرم درباره او فرموده: فاطمه امي بعد امي يعني فاطمه بعد از مادرم مادر من است). و آنچه از راي من درباره جنگ با دشمنان پرسيدي (و گفتي که جنگ با دشمن توانا بي‏کمک روا نيست) پس انديشه من جنگ با کساني است که جنگ را جائز مي‏دانند (عهد و پيمان الهي را شکسته برخلاف دستور خدا و رسول رفتار مي‏نمايند) تا اينکه به خدا پيوندم (در راه او کشته شوم) انبوهي مردم گرد من بر ارجمنديم و پراکندگي ايشان از من خوف و ترسم را نمي‏افزايد (خواه کسي مرا ياري نمايد خواه دوري گزيند در مقابل دشمن دين ايستاده خواست خدا را انجام مي‏دهم) و پسر پدرت (امام عليه‏السلام) را گمان مدار هر چند مردم او را رها کنند- (کمک و ياري نکنند در پيش دشمن) خوار و فروتن باشد، و نه رونده زير بار زور از سستي و ناتواني، و نه (چون شتر رام) سپارنده مهار بدست کشنده و نه پشت دهنده براي سواري که بر آن آمده سوار شود (خلاصه در برابر دشمن از هيچ سختي رو نمي‏گردانم) ولکن (سخن درباره قريش و خويشاوندان) مانند آن است که برادر بني‏سليم (شخصي از قبيله بني‏سليم عباس ابن مرداس سلمي که به محبوبه خود چنانکه به او نسبت داده‏اند) گفته: فان تساليني کيف انت؟ فانني صبور علي ريب الزمان صليب يعز علي ان تري بي کابه فيشمت عاد او يساء حبيب يعني اگر از من بپرسي چوني؟ بر سختي روزگار بسيار شکيبا و توانا هستم، دشوار است بر من که غم و اندوهي در من ديده شود تا دشمني شاد يا دوستي اندوهگين گردد (پس از اين رو سخن از قريش در ميان نمي‏آورده درد دل و رنجش خود را از بد رفتاريهاي آنان اظهار نمي‏کنم).
متن عربی نهج البلاغه
( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلى أَخِيهِ ‏عَقِيلِ‏ ‏بْنِ‏ ‏أَبِيطالِبٍ‏ فِى ذِکْرِ جَيْشٍ أَنفَذَهُ إِلى بَعْضِ الْأَعْداءِ وَ هُوَ جَوابُ کِتابٍ کَتَبَهُ إِلَيْهِ ‏عَقِيلٌ‏: فَسَرَّحْتُ إِلَيْهِ جَيْشاً کَثِيفاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ، فَلَمَّا بَلَغَهُ ذلِکَ شَمَّرَ هارِباً، وَ نَکَصَ نادِماً، فَلَحِقُوهُ بِبَعْضِ الطَّرِيقِ وَ قَدْ ‏طَفَّلَتِ‏ الشَّمْسُ ‏لِلْإِيابِ‏، فَاقْتَتَلُوا شَيْئاً ‏کَلا ‏وَ ‏لا، فَما کانَ إِلّا کَمَوْقِفِ ساعَةٍ حَتّى ‏نَجا ‏جَرِيضاً بَعْدَ ما أُخِذَ مِنْهُ ‏بِالْمُخَنَّقِ‏، وَ لَمْ يَبْقَ مِنْهُ غَيْرُ ‏الرَّمَقِ‏ ‏فَلَأْياً بِلَأْىٍ ما نَجا. فَدَعْ عَنکَ قُرَيْشاً وَ ‏تَرْکاضَهُمْ‏ فِى الضَّلالِ وَ ‏تَجْوالَهُمْ‏ فِى ‏الشِّقاق‏ وَ ‏جِماحَهُمْ‏ فِى ‏التِّيهِ‏، فَإِنَّهُمْ قَدْ أَجْمَعُوا عَلى حَرْبِى کَإِجْماعِهِمْ عَلى حَرْبِ رَسُولِ اللَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ قَبْلِى فَجَزَتْ قُرَيْشاً عَنِّى ‏الْجَوازِى‏، فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِى، وَ سَلَبُونِى سُلْطانَ ‏ابْنَ‏ ‏أُمِّى‏. وَ أَمَّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأْيِى فِى الْقِتالِ، فَإِنَّ ‏رَأْيِى‏ ‏قِتالُ‏ ‏الْمُحِلِّينَ‏ حَتّى أَلْقَى اللَّهَ، لا يَزِيدُنِى کَثْرَةُ النّاسِ حَوْلِى عِزَّةً، وَ لا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّى وَحْشَةً، وَ لا تَحْسَبَنَّ ابْنَ أَبِيکَ -وَ لَوْ أَسْلَمَهُ النّاسُ- مُتَضَرِّعاً مُّتَخَشِّعاً، وَ لا ‏مُقِرّاً ‏لِلضَّيْمِ‏ ‏واهِناً، وَ لا ‏سَلِسَ‏ ‏الزِّمامِ‏ ‏لِلْقائِدِ وَ لا ‏وَطِئَ‏ الظَّهْرِ لِلرَّاکِبِ ‏الْمُقْتَعِدِ، وَ لکِنَّهُ کَما قالَ أَخُو بَنِى سُلَيْمٍ: فَإِنْ تَسْأَلِينِى کَيْفَ أَنْتَ؟ فَإِنَّنِى صَبُورٌ عَلى رَيْبِ الزَّمانِ ‏صَلِيبُ‏ ‏يَعِزُّ ‏عَلَىّ‏ أَنْ تُرى بِى کَابَةٌ فَيَشْمَتَ عادٍ أَوْ يُساءَ حَبِيبُ

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------