به کميل بن زياد از نامههاي آن حضرت عليهالسلام است به کميل ابن زياد نخعي (از خواص اصحاب و شيعيان امام عليهالسلام) که از جانب آن بزرگوار حکمران هيت (شهري در کنار فرات) بود (در آن) او را براي ترک جلوگيري از سپاه دشمن که براي تاخت و تاراج (شهرها) از شهر او گذشتند سرزنش مينمايد (که چرا در چنان هنگامي شهر خود را رها کرده به جلوگيري دشمن ديگر رفته است): پس از حمد خدا و درود بر پيغمبر اکرم، از دست دادن شخص چيزي را که بر آن گماشته شده و به او سپردهاند و رنج بردن در کاري که آن را به او نگماشته و به ديگري واگزاردهاند، ناتواني آشکار و انديشهايست که دارندهاش را به تباهي ميکشد (چون منشا آن کم خردي است) و تاخت و تاراج تو به اهل قرقيسيا (شهري در کنار فرات) و رها کردنت سرحدها و مرزهائي که بر آنها والي و زمامدارت گردانيديم در صورتي که آن سرحدها را کسي نيست که حمايت و نگهداري نمايد و سپاه (دشمن) را از آنها برگرداند، انديشه پراکندهايست، پس (اين کار تو چنان است که) پل گشتهاي براي (گذشتن) دشمنانت که خواهان تاخت و تاراج دوستانت بودند، در حالي که دوش استوار (توانائي) نداشتي و از تو خوف و ترسي نبود (تا دشمنانت به جاي خود نشينند) و نه رخنه (راه دشمن) را بستي، و نه استواري و توانائي دشمن را شکستي و بر هم زدي، و نه کسي بودي که اهل شهرش را (از جلوگيري دشمن) بينياز گرداند، و نه از جانب امير و فرمانده خود کاري انجام دهد (بنابراين همچون توئي به کار حکمراني نميآيد) و درود بر شايسته آن. |