نامه به مامور جمعآوري ماليات اخلاق اجتماعي کارگزاران اقتصادي
| به مامور جمعآوري ماليات (آن را براي کسي مينوشت که بر گرفتن زکاتش ميگماشت. در اينجا جملههايي را ميآوريم تا بدانند او ستودن حق را بر پا داشت و در کارهاي خرد و بزرگ، باريک و سترگ، نشانههاي عدالت را براي مردمان به جاي گذاشت.) برو با ترس از خدا، که يگانه است و بيهمتا، مسلماني را مترسان! و اگر او را خوش نيايد، بر سر وي مران! و بيش از حق خدا از مال او مستان! چون به قبيله رسي، بر سر آب آنان فرود آي و به خانههاشان در مياي! پس آهسته و آرام سوي ايشان رو تا به ميان آنان رسي و سلامشان کن و در درود گفتن کوتاهي مکن! سپس بگو: بندگان خدا، مرا ولي خدا و خليفه او سوي شما فرستاد تا حقي را که خدا در مالهاتان نهاد از شما بگيرم، آيا خدا را در مالهاي شما حقي است تا آن را ادا سازيد و به ولي او بپردازيد؟ اگر کسي گفت: نه! متعرض او مشو، و اگر کسي گفت: آري! با او برو، بي آنکه او را بترساني يا بيمش دهي، يا بر او سخت گيري يا کار را بر او سخت گرداني! آنچه از زر يا سيم به تو دهد، بگير، و اگر او را گاو و گوسفند و شترهاست، بي رخصت او ميان آن در مشو که بيشتر آن رمه، او راست، و چون به رمه رسيدي چونان کسي به ميانشان مرو که بر رمه چيرگي دارد يا خواهد که آنها را بيازارد، و چارپايان را از جاي مگريزان و مترسان، و با خداوند آن در گرفتن حق خدا بد رفتاري مکن! پس مال را دو بخش کن و خداوند مال را مخير گردان و هر بخش را برگزيد، بپذير و بر او خرده مگير. پس، مانده را دو بخش کن و او را مخير گردان و هر بخش را که برداشت متعرض او مشو. پس پيوسته چنين کن تا آنچه از مال او باقي ميآيد، حق خدا را ادا کردن شايد. پس حق خدا را از او بگير- و اگر گمان زياد کند- و خواهد آنچه را قسمت شده به هم زند، بپذير. سپس هر دو بخش را به هم بياميز و همچون بار نخست قسمت کن نيز، تا حق خدا را از مال او بستاني، و آنچه کلانسال است يا پير و فرسوده، يا شکستهپا و پشت و يا بيمارياش ناتوان نموده و يا عيبي در او بوده، مگير! و چون مال مسلمانان را با کسي روانه ميداري، بدان بسپار که به دينداري او اطمينان داري تا به ولي مسلمانان رساند و او ميان آنان بخش گرداند، و بر آن مگمار جز خيرخواهي مهربان، و درستکاري نگاهبان که نه بر آنان درشتي کند و نه زيانشان رساند، و نه ماندهشان سازد و نه خستهشان گرداند. پس آنچه فراهم گشته شتابان نزد ما روانهدار تا چنانکه خدا فرموده بخش گردانيم- و به مستحقانش برسانيم-. پس اگر امين تو آن را گيرد و رساندنش را تعهد کند، بدو سفارش کن که ميان مادهشتر و بچه شيرخوارش جدايي نيفکند، و ماده را چندان ندوشاند که شيرش اندک ماند و بچهاش را زيان رساند، و در سوار شدن به خستگياش نيندازد، و ميان آن و ديگر اشتران عدالت را برقرار سازد، و بايد شتر خسته را آسوده گرداند و آن را که کمتر آسيب ديده، يا از رفتن ناتوان گرديده، آرام راند. و چون بر آبگيرها گذرد به آبشان درآرد و راهشان را از زمينهاي گياهناک به جادهها نگرداند، و در ساعتهايي آنها را آسوده گذارد، و به هنگام خوردن آب و چريدن گياه مهلتشان دهد تا به اذن خدا فربه و تناور، نه خسته و نه از بيماري لاغر، نزد ما رسند و به دستور کتاب خدا و سنت پيامبر او (ص) آن را پخش کنيم، که اين کار پاداش تو را بسيار گرداند و به رستگاريات نزديکتر رساند، ان شاءالله. |
| ( وَ مِنْ وَصِيَّةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) کانَ يَکْتُبُها لِمَنْ يَسْتَعْمِلُهُ عَلَى الصَّدَقاتِ قالَ السَّيد الشَريف: وَ إِنَّما ذَکَرْنا هُنا جُمَلًا مِنْها لِيُعْلَمَ بِها أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ کانَ يُقِيمُ عِمادَ الْحَقِّ وَ يَشْرَعُ أَمْثِلَةَ الْعَدْلِ فِى صَغِيرِ الْأُمُورِ وَ کَبِيرِها، وَ دَقِيقِها وَ جَلِيلِها. اِنْطَلِقْ عَلى تَقْوَى اللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِيکَ لَهُ، وَ لا تُرَوِّعَنّ مُسْلِماً، وَ لا تَجْتازَنّ عَلَيْهِ کارِهاً، وَ لا تَأْخُذَنَّ مِنْهُ أَکْثَرَ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِى مالِهِ، فَإِذا قَدِمْتَ عَلَى الْحَىِّ فَانْزِلْ بِمائِهِمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخالِطَ أَبْياتَهُمْ، ثُمَّ امْضِ إِلَيْهِمْ بِالسَّکِينَةِ وَ الْوَقارِ حَتّى تَقُومَ بَيْنَهُمْ فَتُسَلِّمَ عَلَيْهِمْ، وَ لا تُخْدِجْ بِالتَّحِيَّةِ لَهُمْ. ثُمَّ تَقُولُ: عِبادَ اللَّهِ، أَرْسَلَنِى إِلَيْکُمْ وَلِىُّ اللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ لِاخُذَ مِنکُمْ حَقَّ اللَّهِ فِى أَمْوالِکُمْ، فَهَلْ لِلَّهِ فِى أَمْوالِکُم مِنْ حَقٍّ فَتُؤَدُّوهُ إِلى وَلِيِّهِ؟ فَإِنْ قالَ قائِلٌ: لا، فَلا تُراجِعْهُ، وَ إِنْ أَنْعَمَ لَکَ مُنْعِمٌ فَانْطَلِقْ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخِيفَهُ أَوْ تُوعِدَهُ أَوْ تَعْسِفَهُ أَوْ تُرْهِقَهُ، فَخُذْ ما أَعْطاکَ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ. فَإِنْ کانَ لَهُ ماشِيَةٌ أَوْ إِبِلٌ فَلا تَدْخُلْها إِلَّا بِإِذْنِهِ، فَإِنَّ أکْثَرَها لَهُ، فَإِذا أَتَيْتَها فَلا تَدْخُلْ عَلَيْها دُخُولَ مُتَسَلِّطٍ عَلَيْهِ، وَ لا عَنِيفٍ بِهِ، وَ لا تُنَفِّرَنَّ بَهِيمَةً وَ لا تُفْزِعَنَّها، وَ لا تَسُوءَنَّ صاحِبَها فِيها، وَ اصْدَعِ الْمالَ صَدْعَيْنِ، ثُمَّ خَيِّرْهُ: فَإِذَا اخْتارَ فَلا تَعَرَّضَنَّ لِمَا اخْتارَهُ، ثُمَّ اصْدَعِ الْباقِىَ صَدْعَيْنِ، ثُمَّ خَيِّرْهُ فَإِذَا اخْتارَ فَلا تَعَرَّضَنَّ لِمَا اخْتارَهُ، فَلا تَزالُ کَذلِکَ حَتّى يَبْقى ما فِيهِ وَ فاءٌ لِحَقِّ اللَّهِ فِى مالِهِ، فَاقْبِضْ حَقَّ اللَّهِ مِنْهُ، فَإِنِ اسْتَقالَکَ فَأَقِلْهُ ثُمّ اخْلِطْهُما ثُمَّ اصْنَعْ مِثْلَ الَّذِى صَنَعْتَ أَوَّلًا حَتّى تَأْخُذَ حَقَّ اللَّهِ فِى مالِهِ. وَ لا تَأْخُذَنَّ عَوْداً وَ لا هَرِمَةً وَ لا مَکْسُورَةً وَ لا مَهْلُوسَةً وَ لا ذاتَ عَوارٍ. وَ لا تَأْمَنَنَّ عَلَيْها إِلّا مَنْ تَثِقُ بِدِينِهِ رافِقاً بِمالِ الْمُسْلِمِينَ حَتّى يُوَصِّلَهُ إِلى وَلِيِّهِمْ فَيَقْسِمَهُ بَيْنَهُمْ، وَ لا تُوَکِّلْ بِها إِلّا ناصِحاً شَفِيقاً وَ أَمِيناً حَفِيظاً، غَيْرَ مُعَنِّفٍ وَ لا مُجْحِفٍ وَ لا مُلْغِبٍ وَ لا مُتْعِبٍ، ثُمَّ احْدُرْ إِلَيْنا مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ، نُصَيِّرْهُ حَيْثُ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ فَإِذا أَخَذَها أَمِينُکَ فَأَوْعِزْ إِلَيْهِ أَنْ لا يَحُولَ بَيْنَ ناقَةٍ وَ بَيْنَ فَصِيلِها، وَ لا يَمْصُرَ لَبَنَها فَيَضُرَّ ذلِکَ بِوَلَدِها، وَ لا يَجْهَدَنَّها رُکُوباً، وَلْيَعْدِلْ بَيْنَ صَواحِباتِها فِى ذلِکَ وَ بَيْنَها، وَلْيُرَفِّهْ عَلَى اللَّاغِبِ، وَلْيَسْتَإِنْ بِالنَّقِبِ وَ الظَّالِعِ، وَلْيُورِدْها ما تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ، وَ لا يَعْدِلْ بِها عَنْ نَبْتِ الْأَرْضِ إِلى جَوادِّ الطُّرُقِ. وَلْيُرَوِّحْها فِى السَّاعاتِ، وَلْيُمْهِلْها عِنْدَ النِّطافِ وَ الْأَعْشابِ حَتّى تَأْتِينا -بِإِذْنِ اللَّهِ- بُدَّناً مُنْقِياتٍ، غَيْرَ مُتْعَباتٍ وَ لا مَجْهُوداتٍ لِنَقْسِمَها عَلى کِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ، فَإِنَّ ذلِکَ أَعْظَمُ لِأَجْرِکَ، وَ أَقْرَبُ لِرُشْدِکَ، إِنْ شاءَ اللَّهُ. |









