نامه به ابوموسي اشعري علل سقوط جامعه4
| به ابوموسي اشعري به ابوموسي اشعري در پاسخ کار حکمين سعيد بن يحيي اموي آن را در کتاب مغازي آورده است همانا بسياري از مردم دگرگوني پذيرفتند و از نصيب سعادت خود بيبهره ماندند. به دنيا روي نهادند، و از روي هوا سخن گفتند. من در اين کار رفتار مردم عراق گرفتار کاري شگفت شدهام. مردمي بر آن فراهم آمدند که خود را ميپسنديدند و جز خود چيزي نميديدند من اکنون به درمان ريشي برخاستهام که ترسم سر آن نگشايد، و به نشده با خون و چرک به هم آيد. بدان که در فراهم ساختن امت پيامبر (ص) و سازواري آنان با يکديگر، کسي از من حريصتر نيست. من بدين کار پاداش نيکو و بازگشت به مينو را خواهانم و بدانچه بر خود پذيرفتم به زودي وفا کنم و آن را پايندانم، هر چند تو دگرگون شده باشي و چنانکه از من جدا شدي نباشي. همانا بدبخت کسي است که از سود خرد و تجربتي که او را دادهاند محروم ماند، و من سخن آن کسي را که باطل گويد بر خود هموار کردن نتوانم، و کاري را که خدا به صلاح آورده به تباهي نکشانم. پس آنچه را نميداني بگذار، که مردم بد کردار با گفتارهاي ناصواب به سوي تو در شتابند و خواهند عنان انديشه تو را از راه درست برتابند والسلام. |
| ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) أَجابَ بِهِ أَبامُوسَى الْأَشْعَرِىّ عَنْ کِتابٍ کَتَبَهُ إِلَيْهِ مِنَ الْمَکانِ الَّذِى أُقْعِدُوا فِيهِ لِلْحُکُومَةِ، وَ ذَکَرَ هذَا الْکِتابَ سَعِيدُ بْنُ يَحْيَى الْأُمَوِىُّ فِى کِتابِ الْمَغازِى: فَإِنَّ النَّاسَ قَدْ تَغَيَّرَ کَثيرٌ مِنْهُمْ عَنْ کَثِيرٍ مِنْ حَظِّهِمْ، فَمالُوا مَعَ الدُّنْيا، وَ نَطَقُوا بِالْهَوى، وَ إِنِّى نَزَلْتُ مِنْ هذَا الْأَمْرِ مَنْزِلًا مُعْجِباً اجْتَمَعَ بِهِ أَقْوامٌ أَعْجَبَتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ، فإِنِّى أُداوِى مِنْهُمْ قَرْحاً أَخافُ أَن يَعُودَ عَلَقاً، وَ لَيْسَ رَجُلٌ- فَاعْلَمْ- أَحْرَصَ عَلى جَماعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ- وَ أُلْفَتِها مِنِّى. أَبْتَغِى بِذلِکَ حُسْنَ الثَّوابِ وَ کَرَمَ الْمَابِ، وَ سَأَ فِى بِالَّذِى وَأَيْتُ عَلى نَفْسِى وَ إِنْ تَغَيَّرْتَ عَنْ صالِحِ ما فارَقْتَنِى عَلَيْهِ، فَإِنَّ الشَّقِىَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ ما أُوتِىَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ، وَ إِنِّى لَأَعْبَدُ أَنْ يَقُولَ قائِلٌ بِباطِلٍ، وَ أَنْ أُفْسِدَ أَمْراً قَدْ أَصْلَحَهُ اللَّهُ، فَدَعْ ما لا تَعْرِفُ، فَإِنَّ شِرارَ النَّاسِ طائِرُونَ إِلَيْکَ بِأَقاوِيلِ السُّوءِ، وَ السَّلامُ. |









