سفارش به ترس از خدا
| سفارش به ترس از خدا ضرورت شکرگزاري خدا را برابر نعمتهايش شکرگزارم، و بر انجام حقوق الهي از او ياوري ميطلبم، پروردگاري که سپاهش نيرومند، و مرتبت او بزرگ است. و گواهي ميدهم که محمد بنده و پيامبر اوست، انسانها را به اطاعت خدا دعوت کرد، و با دشمنان خدا در راه دين او پيکار کرد و مغلوبشان نمود، هرگز همداستاني دشمنان که او را دروغگو خواندند، او را از دعوت حق باز نداشت، و تلاش آنان براي خاموش کردن نور رسالت به نتيجهاي نرسيد. سفارش به پرهيزگاري و ياد مرگ پس به تقوا و ترس از خدا، روي آوريد، که رشته آن استوار، و دستگيره آن محکم، قله بلند آن پناهگاهي مطمئن ميباشد، قبل از فرا رسيدن مرگ، خود را براي پيشآمدهاي آن آماده سازيد، پيش از آنکه مرگ شما را دريابد آنچه لازمه ملاقات است فراهم آوريد، زيرا مرگ پايان زندگي است و هدف نهايي قيامت است، مرگ براي خردمندان پند و اندرز، و براي جاهلان وسيله عبرتآموزي است. پيش از فرا رسيدن مرگ، از تنگي قبرها، و شدت غم و اندوه، و ترس از قيامت، و درهم ريختن استخوانها، و کر شدن گوشها، و تاريکي لحد، و وحشت از آينده، و غم و اندوه فراوان در تنگناي گور، و پوشانده شدن آن با سنگ و خاک، چه ميدانيد؟ پس اي بندگان! خدا را! خدا را! پروا کنيد، که دنيا با قانونمندي خاصي ميگذرد، شما با قيامت به رشتهاي اتصال داريد، گويا نشانههاي قيامت، آشکار ميشود، و شما را در راه خود متوقف نموده، با زلزلههايش سررسيده است، سنگيني بار آن را بر دوش شما نهاده، و رشته پيوند مردم با دنيا را قطع کرده، همه را از آغوش گرم دنيا خارج ساخته است. گويي دنيا يک روز بود و گذشت، يا ماهي بود و سپري شد، تازههاي دنيا کهنهشده، و فربههايش لاغر گرديدند، در جايگاهي تنگ، در ميان مشکلاتي بزرگ، و آتشي پرشراره که صداي زبانههايش وحشتزا، شعلههايش بلند، غرشش پرهيجان، پرنور و گدازنده، خاموشي شعلههايش غيرممکن، شعلههايش در فوران. تهديدهايش هراسانگيز، ژرفايش ناپيدا، پيرامونش تاريک و سياه، ديگهايش در جوشش، و اوضاعش سخت وحشتناک است. آينده پرهيزکاران و در آن ميان (پرهيزکاران را گروه، گروه، به سوي بهشت رهنمون ميشوند) آنان از کيفر و عذاب در امانند، و از سرزنشها آسوده، و از آتش دورند، در خانههاي امن الهي، از جايگاه خود خشنودند، آنان در دنيا رفتارشان پاک، ديدگانشان گريان، شبهايشان با خشوع و استغفار چونان روز، و روزشان از ترس گناه چونان شب ميماند، پس خداوند بهشت را منزلگه نهايي آنان قرار داد، و پاداش ايشان را نيکو پرداخت، که سزاوار آن نعمتها بودند، و لايق ملکي جاودانه و نعمتهايي پايدار شدند. اي بندگان خدا، مراقب چيزي باشيد که رستگاران با پاس داشتن آن سعادتمند شدند، و تبهکاران با ضايع کردن آن به خسران و زيان رسيدند، پيش از آنکه مرگ شما فرا رسد با اعمال نيکو آماده باشيد، زيرا در گرو کارهايي هستيد که انجام دادهايد، و پاداش داده ميشويد به کارهايي که از پيش مرتکب شديد. ناگهان مرگ وحشتناک سر ميرسد، که ديگر بازگشتي نيست، و از لغزشها نميتوان پوزش خواست، خداوند ما و شما را در راه خود و پيامبرش استوار سازد، و از گناهان ما و شما به فضل رحمتش درگذرد. آموزش نظامي برجاي خود محکم بايستيد، در برابر بلاها و مشکلات استقامت کنيد، شمشيرها و دستها را در هواي زبانهاي خويش به کار مگيريد، و آنچه که خداوند شتاب در آن را لازم ندانسته شتاب نکنيد، زيرا هرکس از شما که در بستر خويش با شناخت خدا و پيامبر (ص) و اهل بيت پيامبر (ع) بميرد، شهيد از دنيا رفته و پاداش او بر خداست، و ثواب اعمال نيکويي که قصد انجام آن را داشته خواهد برد، و نيت او ثواب شمشير کشيدن را دارد، همانا هر چيزي را وقت مشخص و سرآمدي معين است. |
| ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) أَحْمَدُهُ شُکْراً لِإِنْعامِهِ، وَ أَسْتَعِينُهُ عَلى وَظائِفِ حُقُوقِهِ، عَزِيزُ الْجُنْدِ، عَظِيمُ الْمَجْدِ. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، دَعا إِلَى طاعَتِهِ، وَ قاهَرَ أَعْداءَهُ جِهاداً عَنْ دِينِهِ، لا يَثْنِيهِ عَنْ ذلِکَ اجْتِماعٌ عَلى تَکْذِيبِهِ، وَ الْتِماسٌ لِإِطْفاءِ نُورِهِ. فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَىَ اللَّهِ فَإِنَّ لَها حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ، وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ. وَ بادِرُواْ الْمَوْتَ وَ غَمَراتِهِ، وَ امْهَدُوا لَهُ قَبْلَ حُلُولِهِ، وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِهِ، فَإِنَّ الْغايَةَ الْقِيامَةُ، وَ کَفى بِذلِکَ واعِظاً لِمَنْ عَقَلَ، وَ مُعْتَبَراً لِمَنْ جَهِلَ، وَ قَبْلَ بُلُوغِ الْغايَةِ ما تَعْلَمُونَ مِنْ ضِيقِ الْأَرْماسِ، وَ شِدَّةِ الْإِبْلاسِ، وَ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ، وَ رَوْعاتِ الْفَزَعِ، وَ اخْتِلافِ الْأَضْلاعِ، وَ اسْتِکاکِ الْأَسْماعِ، وَ ظُلْمَةِ اللَّحْدِ، وَ خِيفَةِ الْوَعْدِ، وَ غَمِّ الضَّرِيحِ، وَ رَدْمِ الصَّفِيحِ. فَاللَّهَ اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ، فَإِنَّ الدُّنْيا ماضِيَةٌ بِکُمْ عَلى سَنَنٍ، وَ أَنْتُمْ وَ السَّاعَةُ فِى قَرَنٍ، وَ کَأَنَّها قَدْ جاءَتْ بِأَشْراطِها، وَ أَزِفَتْ بِأَفْراطِها، وَ وَقَفَتْ بِکُمْ عَلى صِراطِها، وَ کَأَنَّها قَدْ أَشْرَفَتْ بِزَلازِلِها، وَ أَناخَتْ بِکَلاکِلِها، وَ انْصَرَمَتِ الدُّنْيا بِأَهْلِها، وَ اَخْرَجَتْهُمْ مِنْ حِضْنِها. فَکانَتْ کَيَوْمٍ مَضى، وَ شَهْرٍ انْقَضى، وَ صارَ جَدِيدُها رَثّاً، وَ سَمِينُها غَثّاً، فِى مَوْقِفٍ ضَنْکِ الْمَقامِ، وَ أُمُورٍ مُشْتَبِهَةٍ عِظامٍ، وَ نارٍ شَدِيدٍ کَلَبُها، عالٍ لَجَبُها، ساطِعٍ لَهَبُها، مُتَغَيِّظٍ زَفِيرُها، مُتَأَجِّجٍ سَعِيرُها، بَعِيدٍ خُمُودُها، ذاکٍ وَقُودُها، مَخُوفٍ وَعِيدُها، عَمٍ قَرارُها، مُظْلِمَةٍ أَقْطارُها، حامِيَةٍ قُدُورُها، فَظِيعَةٍ أُمُورُها و سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً قَدْ أُمِنَ الْعَذابُ، وَ انْقَطَعَ الْعِتابُ، وَ زُحْزِحُوا عَنِ النّارِ، وَ اطْمَأَنَّتْ بِهِمُ الدّارُ، وَ رَضُواْ الْمَثْوى وَ الْقَرارَ، الَّذِينَ کانَتْ أَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا زاکِيةً، وَ أَعْيُنُهُمْ باکِيةً، وَ کانَ لَيْلُهُمْ فِى دُنْياهُمْ نَهاراً تَخَشُّعاً وَ اسْتِغْفاراً، وَ کانَ نَهارُهُمْ لَيْلًا تَوَحُّشاً وَ انْقِطاعاً، فَجَعَلَ اللَّهُ لَهُمُ الْجَنَّةَ مَآباً، و الْجَزاءَ ثَواباً، وَ کانُوا أَحَقّ بِها وَ أَهْلَها، فِى مُلْکٍ دائِمٍ، وَ نَعِيمٍ قائِمٍ. فَارْعَوْا -عِبادَ اللَّهِ- ما بِرِعايَتِهِ يَفُوزُ فائِزُکُمْ، وَ بِإِضاعَتِهِ يَخْسَرُ مُبْطِلُکُمْ، وَ بادِرُوا اجالَکُمْ بِأَعْمالِکُمْ، فَإِنَّکُمْ مُرْتَهَنُونَ بِما أَسْلَفْتُمْ، وَ مَدِينُونَ بِما قَدَّمْتُمْ وَ کَأَنْ قَدْ نَزَلَ بِکُمُ الْمَخُوفُ فَلا رَجْعَةً تَنالُونَ، وَ لا عَثْرَةً تُقالُونَ، اسْتَعْمَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاکُمْ بِطاعَتِهِ وَ طاعَةِ رَسُولِهِ، وَ عَفا عَنَّا وَ عَنْکُمْ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ. إِلْزَمُوا الْأَرْضَ، وَ اصْبِرُوا عَلَى الْبَلاءِ، وَ لا تُحَرِّکُوا بِأَيْدِيکُمْ وَ سُيُوفِکُمْ هَوى أَلْسِنَتِکُمْ، وَ لا تَسْتَعْجِلُوا بِما لَمْ يُعَجِّلْهُ اللَّهُ لَکُمْ، فَإِنَّهُ مَنْ مَّاتَ مِنْکُمْ عَلى فِراشِهِ وَ هُوَ عَلى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ عَزَّ و جَلّ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ ماتَ شَهيداً، وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ، و اسْتَوْجَبَ ثَوابَ ما نَوى مِنْ صالِحِ عَمَلِهِ، وَ قامَتِ النِّيَّةُ مَقامَ إِصْلاتِهِ لِسَيْفِهِ، فَإِنَّ لِکُلِّ شَىْءٍ مُدَّةً وَ أَجَلًا. |









