خطبه اشباح
| خطبه اشباح (خطبه اشباح) (مسعده بن صدقه از امام صادق (ع) نقل کرد، روزي در مسجد کوفه شخصي به علي (ع) گفت خدا را آنگونه توصيف کن که گويا با چشم سر او را ديدهايم، امام به خطابه برخاست، مسجد پر از مردم شد، در حالي که خشمناک بود و رنگ صورت امام تغيير کرده بود فرمود) خداشناسي ستايش خدايي را که نبخشيدن بر مال او نيفزايد، و بخشش او را فقير نسازد، زيرا هر بخشندهاي جز او، اموالش کاهش يابد، و جز او هر کس از بخشش دست کشد مورد نکوهش قرار گيرد، اوست بخشنده انواع نعمتها و بهرههاي فزاينده و تقسيمکننده روزي پديدهها، مخلوقات همه جيرهخوار سفره اويند، که روزي همه را تضمين، و اندازهاش را تعيين فرمود، به مشتاقان خويش و خواستاران آنچه در نزد اوست راه و روشن را نشان داد، سخاوت او در آنجا که از او بخواهند، از آنجا که از او درخواست نکنند، بيشتر نيست. خدا اولي است که آغاز ندارد، تا بيش از او چيزي بوده باشد، و آخري است که پايان ندارد تا چيزي پس از او وجود داشته باشد، مردمک چشمها را از مشاهده خود باز داشته است، زمان بر او نميگذرد تا دچار دگرگوني گردد، و در مکاني قرار ندارد تا پندار جابجايي نسبت به او روا باشد. اگر آنچه از درون معادن کوهها بيرون ميآيد، و يا آنچه از لبان پر از خنده صدفهاي دريا خارج ميشود، از نقرههاي خالص، و طلاهاي ناب، درهاي غلطان، و مرجانهاي دستچپن، همه را ببخشد، در سخاوت او کمتر اثري نخواهد گذاشت، و گستردگي نعمتهايش را پايان نخواهد داد، در پيش او آنقدر از نعمتها وجود دارد که هر چه انسانها درخواست کنند تمامي نپذيرد، چون او بخشندهاي است که درخواست نيازمندان چشمه جود او را نميخشکاند، و اصرار و درخواستهاي پياپي او را به بخل ورزيدن نميکشاند. صفات خدا در قرآن اي پرسشکننده، درست بنگر، آنچه را که قرآن از صفات خدا بيان ميدارد، به آن اعتماد کن، و از نور هدايتش بهره گير، و آنچه را که شيطان تو را به دانستن آن واميدارد، که کتاب خدا آن را بر تو واجب نکرده، و در سنت پيامبر (ص) و امامان هدايتگر (ع) نيامده، رها کن و علم آن را به خدا واگذار، که اين نهايت حق پروردگار بر تو است. بدان، آنها که در علم دين استوارند، خدا آنها را از فرو رفتن در آنچه که بر آنها پوشيده است و تفسير آن را نميدانند، و از فرو رفتن در اسرار نهان بينياز ساخته است، و آنان را از اين رو که به عجز و ناتواني خود در برابر غيب و آنچه که تفسير آن را نميدانند اعتراف ميکنند، ستايش فرمود، و ترک ژرفنگري آنان در آنچه که خدا بر آنان واجب نساخته را راسخ بودن در علم شناسانده است. پس به همين مقدار بسنده کن! و خدا را با ميزان عقل خود ارزيابي مکن، تا از تباهشدگان نباشي. اوست خداي توانايي که اگر وهم و خيال انسانها بخواهد براي درک اندازه قدرتش تلاش کند، و افکار بلند و دور از وسوسههاي دانشمندان، بخواهد ژرفاي غيب ملکوتش را درنوردد، و قلبهاي سراسر عشق مشتاقان، براي درک کيفيت صفات او کوشش نمايد، و عقلها با تلاش وصفناپذير از راههاي بسيار ظريف و باريک بخواهند ذات او را درک کنند، دست قدرت بر سينه همه نواخته باز گرداند، در حالي که در تاريکيهاي غيب براي رهايي خود به خداي سبحان پناه ميبرند، و با نااميدي، و اعتراف به عجز از معرفت ذات خدا، باز ميگردند، که با فکر و عقل نارساي بشري نميتوان او را درک کرد، و اندازه جلال و عزت او در قلب انديشمندان راه نمييابد. خدايي که پديدها را از هيچ آفريد، نمونهاي در آفرينش نداشت تا از آن استفاده کند، و يا نقشهاي از آفرينندهاي پيش از خود، که از آن در آفريدن موجودات بهره گيرد و نمونههاي فراوان از ملکوت قدرت خويش، و شگفتيهاي آثار رحمت خود، که همه با زبان گويا به وجود پروردگار گواهي ميدهند، به ما نشان داده که بياختيار به معرفت و شناخت خود دعوت ميفرمايد. در آنچه آفريده آثار صنعت و نشانههاي حکمت او پديدار است، که هر يک از پديدهها حجت و برهاني بر وجود او ميباشند. گرچه برخي مخلوقات، به ظاهر ساکت ولي بر تدبير خداوندي گويا، و نشانههاي روشني بر قدرت و حکمت اويند! خداوندا! گواهي ميدهم، آن کس که تو را به اعضاي گوناگون پديدهها و مفاصل به هم پيوسته که به فرمان حکيمانه تو در لابلاي عضلات پديد آمده، تشبيه ميکند، هرگز در ژرفاي ضمير خود تو را نشناخته، و قلب او با يقين انس نگرفته است، و نميداند که هرگز براي تو همانندي نيست و گويا بيزاري پيروان گمراه از رهبران فاسد خود را نشنيدهاند که ميگويند: (به خدا سوگند ما در گمراهي آشکار بوديم که شما را با خداي جهانيان مساوي پنداشتيم) دروغ گفتند مشرکان که تو را بابتهاي خود همانند پنداشتند، و با وهم و خيال خود گفتند، پيکري چون بتهاي ما دارد، و با پندار نادرست تو را تجزيه کرده، و با اعضا گوناگون مخلوقات تشبيه نمودند خدايا! گواهي ميدهم آنان که تو را با چيزي از آفريدههاي تو مساوي شمارند از تو روي برتافته، و آنکه از تو رويگردان شود بر اساس آيات محکم قرآن، و شهادت براهين روشن تو، کافر است. تو همان خداي نامحدود هستي که در انديشهها نگنجي تا چگونگي ذات تو را درک نمايند، و در خيال و وهم نيايي تا تو را محدود و داراي حالات گوناگون پندارند. وصف پروردگار در آفرينش موجودات گوناگون آنچه را آفريد با اندازهگيري دقيقي استوار نمود، و با لطف و مهرباني نظمشان داد، و به خوبي تدبير کرد، هر پديده را براي همان جهت که آفريده شد به حرکت درآورد، چنانکه نه از حد و مرز خويش تجاوز کند و نه در رسيدن به مراحل رشد خود کوتاهي نمايد، و اين حرکت حسابشده را بدون دشواري به سامان رساند تا بر اساس اراده الهي زندگي کند، پس چگونه ممکن است سرپيچي کند؟ در حالي که همه موجودات از اراده خدا سرچشمه ميگيرد، خدايي که پديدآورنده موجودات گوناگون است، بدون احتياج به انديشه و فکري که به آن روي آورد، يا غريزهاي که در درون پنهان داشته باشد. او بدون تجربه از حوادث گذشته، و بدون شريکي که در ايجاد امور شگفتانگيز ياريش کند، موجودات را آفريد، پس آفرينش آن کامل گشت و به عبادت و اطاعت پروردگارش پرداخت دعوت او را پذيرفت و در برابر فرمان الهي سستي و درنگ نکرد و در اجراي فرمان الهي توقف نپذيرفت پس کجيهاي هر چيزي را راست، و مرزهاي هر يک را روشن ساخت، و با قدرت خداوندي بين اشياء متضاد هماهنگي ايجاد کرد، و وسايل ارتباط آنان را فراهم ساخت، و موجودات را از نظر حدود، اندازه، و غرائز، و شکلها، و قالبها، و هيئتهاي گوناگون، تقسيم و استوار فرمود، و با حکمت و تدبير خويش هر يکي را به سرشتي که خود خواست درآورد. چگونگي آفرينش آسمانها فضاي باز و پستي و بلندي و فاصلههاي وسيع آسمانها را بدون اينکه به چيزي تکيه کند، نظام بخشيد، و شکافهاي آن را به هم آورد، و هر يک را با آنچه که تناسب داشت و جفت بود پيوند داد، و دشواري فرود آمدن و برخاستن را آسان کرد، بر فرشتگاني که فرمان او را به خلق رسانند يا اعمال بندگان را بالا برند. در حالي که آسمان به صورت دود و بخار بود به آن فرمان داد، پس رابطههاي آن را برقرار ساخت، سپس آنها را از هم جدا نمود و بين آنها فاصله انداخت، و بر هر راهي و شکافي از آسمان، نگهباني از شهابهاي روشن گماشت، و با دست قدرت آنها را از حرکت ناموزون در فضا نگهداشت، و دستور فرمود تا برابر فرمانش تسليم باشند و آفتاب را نشانه روشنيبخش روز، و ماه را، با نوري کمرنگ براي تاريکي شبها قرار داد، و آن دو را در مسير حرکت خويش به حرکت درآورد، و حرکت آن دو را دقيق اندازهگيري نمود تا در درجات تعيينشده حرکت کنند که بين شب و روز تفاوت باشد، و قابل تشخيص شود، و با رفت و آمد آنها شماره سالها، و اندازهگيري زمان ممکن باشد، پس در فضاي هر آسمان فلک آن را آفريد، و زينتي از گوهرهاي تابنده و ستارگان درخشنده بياراست، و آنان را که خواستند اسرار آسمانها را دزدانه دريابند، با شهابهاي سوزان تيرباران کرد، و تمامي ستارگان از ثابت و استوار، و گردنده و بيقرار، فرودآينده و بالارونده، و نگرانکننده و شاديآفرين را، تسليم اوامر خود فرمود. ويژگيهاي فرشتگان سپس، خداوند سبحان براي سکونت بخشيدن در آسمانها، و آباد ساختن بالاترين قسمت از ملکوت خويش، فرشتگاني شگفت آفريد، و تمام شکافها و راههاي گشاده آسمانها را با فرشتگان پر کرد، و فاصله جو آسمان را از آنها گستراند، که هماکنون صداي تسبيح آنها فضاي آسمانها را پر کرده، در بارگاه قدس، درون پردههاي حجاب، صحنههاي مجد و عظمت پروردگار، طنينانداز است در ماوراي آنها زلزلههايي است که گوشها را کر ميکند و شعاعهاي خيرهکننده نور، که چشمها را از ديدن باز ميدارد، و ناچار خيره بر جاي خويش ميماند. خدا فرشتگاني را در صورتهاي مختلف و اندازههاي گوناگون آفريد، و بال و پرهايي براي آنها قرار داد، آنها که همواره در تسبيح جلال و عزت پروردگار بسر ميبرند. و چيزي از شگفتيهاي آفرينش پديدهها را به خود نسبت نميدهند و در آنچه از آفرينش پديدهها که خاص خداست، ادعايي ندارند. (بلکه بندگاني بزرگوارند، که در سخن گفتن از او پيشي نميگيرند و به فرمان الهي عمل ميکنند) خدا فرشتگان را امين وحي خود قرار داده، و براي رساندن پيمان امر و نهي خود به پيامبران، از آنها استفاده کرد، و روانه زمين نمود، آنها را از ترديد شبهات مصونيت بخشيد، که هيچکدام از فرشتگان از راه رضاي حق منحرف نميگردند. آنها را از ياري خويش بهرمند ساخت، و دلهايشان را در پوششي از تواضع و فروتني و خشوع و آرامش درآورد، درهاي آسمان را بر رويشان گشود تا خدا را به بزرگي بستايند، و براي آنها نشانههاي روشن قرار داد تا به توحيد او بال گشايند سنگينيهاي گناهان هرگز آنها را در انجام وظيفه دلسرد نساخت، و گذشت شب و روز آنها را به سوي مرگ سوق نداد، تيرهاي شک و ترديد خلل در ايمانشان ايجاد نکرد، و شک و گمان در پايگاه يقين آنها راه نيافت، و آتش کينه در دلهايشان شعلهور نگرديد، حيرت و سرگرداني آنها را از ايماني که دارند و آنچه از هيبت و جلال خداوندي که در دل نهادند جدا نساخت، وسوسهها در آنها راه نيافته، تا شک و ترديد بر آنها تسلط يابد. اقسام فرشتگان گروهي از فرشتگان در آفرينش ابرهاي پرآب، و در آفرينش کوههاي عظيم و سربلند، و خلقت ظلمت و تاريکيها نقش دارند، و گروهي ديگر، قدمهايشان تا ژرفاي زمين پايين رفته، و چونان پرچمهاي سفيدي دل فضا را شکافتهاند، و در زير آن بادهايي است که به نرمي حرکت کرده و در مرزهاي مشخصي نگاهش ميدارد. صفات والاي فرشتگان اشتغال به عبادت پروردگار، فرشتگان را از ديگر کارها باز داشته، و حقيقت ايمان ميان آنها و معرفت حق، پيوند لازم ايجاد کرد، نعمت يقين آنها را شيداي حق گردانيد که به غير خدا هيچ علاقهاي ندارند، شيريني معرفت خدا را چشيده و از جام محبت پروردگار سيراب شدند، ترس و خوف الهي در ژرفاي جان فرشتگان راه يافته، و از فراواني عبادت قامتشان خميده و شوق و رغبت فراوان، از زاري و گريهشان نکاسته است. مقام والاي فرشتگان، از خشوع و فروتني آنان کم نکرد، و غرور و خودبيني دامنگيرشان نگرديد، تا اعمال نيکوي گذشته را شماره کنند، و سهمي از بزرگي و بزرگواري براي خود تصور نمايند. گذشت زمان آنان را از انجام وظائف پياپي نرنجانده و از شوق و رغبتشان نکاسته تا از پروردگار خويش نااميد گردند، از مناجاتهاي طولاني، خستهنشده، و اشتغال به غير خدا آنها را تحت تسلط خود درنياورده است، و از فرياد استغاثه و زاري آنها فروکش نکرده و در مقام عبادت و نيايش دوش بدوش هم همواره ايستادهاند، راحت طلبي آنها را به کوتاهي در انجام دستوراتش وادار نساخته، و کودني و غفلت و فراموشي بر تلاش و کوشش و عزم راسخ فرشتگان راه نمييابد، و فريبهاي شهوت، همتهاي بلندشان را تيرباران نميکند. فرشتگان، ايمان به خداي صاحب عرش را ذخيره روز بينواي خود قرار داده و آن هنگام که خلق به غير خدا را پايان نميدهند، و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهي و اطاعت پروردگار سست نميکنند، آنچه آنان را شيفته طاعت خدا کرده بذر محبت است که در دل ميپرورانند، و هيچگاه دل از بيم و اميد او برنميدارند، عوامل ترس آنها را از مسئوليت باز نميدارد تا در انجام وظيفه سستي ورزند، طمعها به آنان شبيخون نزده تا تلاش دنيا را بر کار آخرت مقدم دارند، اعمال گذشته خود را بزرگ نميشمارند، و اگر بزرگ بشمارند اميدوارند، و اميد بيش از حد نميگذارد تا از پروردگار ترسي در دل داشته باشند. پاک بودن فرشتگان از رذايل اخلاقي فرشتگان درباره پروردگار خويش به جهت وسوسههاي شيطاني اختلاف نکردهاند، و برخوردهاي بد با هم نداشته و راه جدايي نگيرند، کينهها و حسادتها در دلشان راه نداشته و عوامل شک و ترديد و خواهشهاي نفساني، آنها را از هم جدا نساخته، و افکار گوناگون آنان را به تفرقه نکشانده است. فرشتگان بندگان ايمانند، و طوق بندگي به گردن افکنده و هيچگاه با شک و ترديد و سستي، آن را بر زمين نميگذارند، در تمام آسمانها جاي پوستين خالي نميتوان يافت مگر آنکه فرشتهاي به سجده افتاده، يا در کار و تلاش است، طاعت فراوان آنها بر يقين و معرفتشان نسبت به پروردگار ميافزايد، و عزت خداوند عظمت او را در قلبشان بيشتر مينمايد. چگونگي آفرينش زمين زمين را بر موجهاي پرخروش، و درياهاي مواج فرو نشاند، موجهايي که بالاي آن به هم ميخورد و در تلاطمي سخت هر يک، ديگري را واپس ميزد، چونان شتران نر مست، فريادکنان و کف بر لب، به هر سوي روان بود سپس قسمتهاي سرکش آب از سنگيني زمين فرو نشست و هيجان آنها بر اثر تماس با سينه زمين آرام گرفت. زيرا زمين با پشت بر آن ميغلطيد و آنهمه سر و صداي امواج ساکن و آرامشده، چون اسب افسارشده رام گرديد. خشکيهاي زمين در دل امواج، گسترده، و آب را از کبر و غرور و سرکشي و خروش باز داشت، و از شدت حرکتش کاسته شد، و بعد از آنهمه حرکتهاي تند ساکت شد، و پس از آنهمه خروش و سرکشي متکبرانه به جاي خويش ايستاد پس هنگامي که هيجان آب در اطراف زمين فرو نشست و کوههاي سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل نمود، چشمههاي آب از فراز کوهها بيرون آورد و آبها را در شکاف بيابانها و زمينهاي هموار روان کرد، و حرکت زمين را با صخرههاي عظيم و قله کوههاي بلند نظم داد، و زمين به جهت نفوذ کوهها در سطح آن، و فرو رفتن ريشه کوهها در شکافهاي آن و سوار شدن بر پشت دشتها و صحراها، از لرزش و اضطراب باز ايستاد. نقش پديدههاي جوي در زمين و بين زمين و جو فاصله افکند، و وزش بادها را براي ساکنان آن آماده ساخت، تمام نيازمنديها و وسائل زندگي را براي اهل زمين استخراج و مهيا فرمود، سپس هيچ جا از بلنديهاي زمين را که آب چشمهها و جدول نهرها به آن راه ندارد وانگذاشت، بلکه ابرهايي را آفريد تا قسمتهاي مرده آن احيا شود، و گياهان رنگارنگ برويند. قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پيوست تا سخت به حرکت درآمدند، و با به هم خوردن ابرها، برقها درخشيدن گرفت، اما از درخشندگي ابرهاي سفيد کوهپيکر، و متراکم چيزي کاسته نشد ابرها را پي در پي فرستاد تا زمين را احاطه کردند، و بادها شير باران را از ابرها دوشيدند، و بشدت به زمين فرو ريختند، ابرها پايين آمده سينه بر زمين ساييدند، و آنچه بر پشت داشتند فرو ريختند که در بخشهاي بيگياه زمين انواع گياهان روييدن گرفت، و در دامن کوهها، سبزهها پديد آمد. زيباييهاي زمين پس زمين به وسيله باغهاي زيبا، همگان را به سرور و شادي دعوت کرده، و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشيد، هر بينندهاي را به شگفتي واميدارد. با زينت و زيوري که از گلوبند گلهاي گوناگون، خود را آراسته، هر بينندهاي را به وجد ميآورد، که فرآوردههاي نباتي را، توشه و غذاي انسان، و روزي حيوانات قرار داده است، در گوشه و کنار آن درههاي عميق آفريد، و راهها و نشانهها براي آنان که بخواهند از جادههاي وسيع آن عبور کنند، تعيين کرد. داستان زندگي آغازين آدم (ع) و اعزام پيامبران (ص) هنگامي که خدا زمين را آماده زندگي انسان ساخت و فرمان خود را صادر فرمود، آدم (ع) را از ميان مخلوقاتش برگزيد، و او را نخستين و برترين مخلوق خود در زمين قرار داد، ابتدا آدم را در بهشت جاي داده و خوراکيهاي گوارا بدو بخشيد، و از آنچه که او را منع کرد پرهيز داد، و آگاهش ساخت که اقدام بر آن نافرماني بوده و مقام و ارزش او را به خطر خواهد افکند. اما آدم (ع) از آنچه نهي شد، اقدام کرد و علم خداوند درباره او تحقق يافت، تا آنکه پس از توبه، او را از بهشت به سوي زمين فرستاد، تا با نسل خود زمين را آباد کند، و بدين وسيله حجت را بر بندگان تمام کرد، و پس از وفات آدم (ع) زمين را از حجت خالي نگذاشت و ميان فرزندان آدم (ع) و خود، پيوند شناسايي برقرار فرمود، و قرن به قرن، حجتها و دليلها را بر زبان پيامبران آسماني برگزيده و حاملان رسالت خويش جاري ساخت، تا اينکه سلسله انبيا توسط پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص) به اتمام رسيد و بيان احکام و انذار و بشارت الهي به سرمنزل نهايي راه يافت. آفرينش امکانات زندگي روزي انسانها را اندازهگيري و مقدر فرمود، گاهي کم و زماني زياد، و به تنگي و وسعت، به گونهاي عادلانه تقسيم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگي روزي يا وسعت آن بيازمايد، و با شکر و صبر، غني و فقير را مورد آزمايش قرار دهد. سپس روزي گسترده را با فقر و بيچارگي درآميخت، و تندرستي را با حوادث دردناک پيوند داد، دوران شادي و سرور را با غصه و اندوه نزديک ساخت، اجل و سرآمد زندگي را مشخص کرد، آن را گاهي طولاني و زماني کوتاه قرار داد، مقدم يا موخر داشت، و براي مرگ، اسباب و وسائلي فراهم ساخت، و با مرگ، رشتههاي زندگي را در هم پيچيد و پيوندهاي خويشاوندي را از هم گسست تا آزمايش گردند. تعريف علم خداوند خداوند از اسرار پنهاني مردم، و از نجواي آنان که آهسته سخن ميگويند، و از آنچه که در فکرها به واسطه گمان خطور ميکند، و تصميمهايي که به يقين ميپيوندد، و از نگاههاي رمزي چشم که از لابلاي پلکها خارج ميگردد، آگاه است، خدا از آنچه در مخفيگاههاي دلها قرار دارد، و از اموري که پشت پرده غيب پنهان است، و آنچه را که پردههاي گوش مخفيانه ميشنود، و از اندرون لانههاي تابستاني مورچگان، و خانههاي زمستاني حشرات، از آهنگ اندوهبار زنان غمديده و صداي آهسته قدمها، آگاهي دارد. خداي سبحان! از جايگاه پرورش ميوه در درون پردههاي شکوفهها، و از مخفيگاه غارهاي حيوانات وحشي در دل کوهها، و اعماق درهها، از نهانگاه پشهها بين ساقهها و پوست درختان، از محل پيوستگي برگها به شاخسارها، و از جايگاه به هم آميخته شدن نطفهها در پشت پدران، آگاه است. خدا از آنچه پرده ابر را به وجود ميآورد و به هم ميپيوندد، و از قطرات باراني که از ابرهاي متراکم ميبارند، و از آنچه که گردبادها از روي زمين برميدارند، و بارانها با سيلاب آن را فرو مينشانند و نابود ميکنند، از ريشه گياهان زمين که ميان انبوه شن و ماسه پنهانشده است، از لانه پرندگاني که در قله بلند کوهها جاي گرفتند، و از نغمههاي مرغان در آشيانههاي تاريک، از لولوهايي که در دل صدفها پنهان است، و امواج درياهايي که آنها را در دامن خويش پروراندند آگاهي دارد. خدا از آنچه که تاريکي شب آن را فرا گرفته، و يا نور خورشيد بر آن تافته، و آنچه تاريکيها و امواج نور، پياپي آن را در بر ميگيرد، از اثر هر قدمي، از احساس هر حرکتي، و آهنگ هر سختي، و جنبش هر لبي، و مکان هر موجود زندهاي، و وزن هر ذرهاي، و ناله هر صاحب اندوهي اطلاع دارد خدا هر آنچه از ميوه شاخسار درختان، و برگهايي که روي زمين ريخته، و از قرارگاه نطفه و بسته شدن خون و جنين که به شکل پارهاي گوشت است، و پرورشدهنده انسان و نطفه آگاهي دارد. و براي اين همه آگاهي، هيچ گونه زحمت و دشواري براي او وجود ندارد، و براي نگهداري اين همه از مخلوقات رنگارنگ که پديد آورده دچار نگراني نميشود، و در تدبير امور مخلوقات، سستي و ملالي در او راه نمييابد، بلکه علم پروردگار در آنها نفوذ يافته، و همه آنها را شماره کرده است، و عدالتش همه را در بر گرفته و با کوتاهي کردن مخلوقات در ستايش او، باز فضل و کرمش تداوم يافته است. نيايش اميرالمومنين (ع) خدايا! تويي سزاوار ستايشهاي نيکو، و بسيار و بيشمار تو را ستودن، اگر تو را آرزو کنند پس بهترين آرزويي، و اگر به تو اميد بندند پس بهترين اميدي. خدايا! درهاي نعمت بر من گشودي که زبان به مدح غير تو نگشايم، و بر اين نعمتها غير از تو را ستايش نکنم، و زبان را در مدح آنان که آرزوها را قطع ميکنند و مورد اعتماد نيستند باز نخواهم کرد، خداوندا! هر ثناگويي از سوي ستايششده پاداشي دارد، به تو اميدوارم که مرا به سوي ذخائر رحمت و گنجهاي آمرزش آشنا کردي. خدايا! اين بنده توست که تو را يگانه ميخواند، و توحيد و يگانگي تو را سزاست، و جز تو کسي را سزاوار اين ستايشها نميداند خدايا! مرا به درگاه تو نيازي است که جز فضل تو جبران نکند، و آن نيازمندي را جز عطا و بخشش تو به توانگري مبدل نگرداند، پس در اين مقام رضاي خود را به ما عطا فرما، و دست نياز ما را از دامن غير خود کوتاه گردان که (تو بر هر چيزي توانايي). |









