چرا حضرت موسی (ع) قبر حضرت یوسف (ع) را شکافت؟ داستان پنهان برکت مصر



چرا حضرت موسی حضرت یوسف را از قبر بیرون آورد

چرا حضرت موسی (ع) قبر حضرت یوسف (ع) را شکافت؟ داستان پنهان برکت مصر

 

علت شکافتن قبر حضرت یوسف (ع) توسط حضرت یوسف

در این مقاله از بیتوته، با اینکه چرا حضرت موسی (ع) قبر حضرت یوسف (ع) را شکافت؟ آشنا می شوید. حضرت یوسف (ع) پیش از وفات، از خاندان خود پیمان گرفت که پیکرش را از مصر به سرزمین کنعان منتقل کنند تا در کنار اجدادش آرام گیرد. پس از چهارصد سال اسارت بنی اسرائیل، خداوند به حضرت موسی (ع) وحی فرمود تا استخوان های یوسف را از عمق نیل بیرون آورد و همراه قوم به سوی سرزمین موعود ببرد.

بعد از مرگ حضرت یوسف (ع) چه شد و چرا حضرت موسی (ع) او را از قبر بیرون آورد؟

داستان حضرت یوسف (ع)، یکی از برجسته ترین روایات قرآنی، نه تنها روایتی پر از فراز و نشیب از زندگی یک پیامبر الهی است، بلکه فصل مهمی از تاریخ بنی اسرائیل را نیز رقم می زند. این قصه، که در سوره های یوسف و قصص قرآن کریم به تفصیل آمده، فراتر از ماجرای خیانت برادران، صعود به قدرت در مصر و عفو و بخشش، به سرنوشت پس از وفات ایشان نیز می پردازد.

 

پرسش کلیدی این است: پس از مرگ حضرت یوسف (ع)، چه بر سر پیکر مطهر ایشان آمد و چرا پس از گذشت چهارصد سال، حضرت موسی (ع) مأمور بیرون آوردن آن از قبر شد؟ این مقاله، بر اساس منابع تاریخی و مذهبی معتبر، به بررسی جامع این رویداد می پردازد و زمینه های الهی، تاریخی و نمادین آن را واکاوی می کند. هدف، ارائه روایتی رسمی و مستند است که درس های عمیقی از توکل، برکت الهی و پیوند میان پیامبران را برجسته سازد.

 

زمینه تاریخی و زندگی حضرت یوسف (ع)

حضرت یوسف (ع)، فرزند حضرت یعقوب (ع) و نوه حضرت اسحاق (ع) و نتیجه حضرت ابراهیم (ع)، در سن جوانی به مصر تبعید شد و با توکل بر خدا، از چاه تاریک به اوج قدرت رسید. وی با تفسیر رؤیای فرعون، مصر را از قحطی نجات داد و به مقام عزیز مصر (وزیر اعظم) دست یافت. بنی اسرائیل، که در ابتدا به عنوان مهاجرانی مورد احترام وارد مصر شده بودند، در زمان سلطنت حضرت یوسف (ع) از هرگونه آزار و تبعیضی مصون ماندند. ایشان در بخش شرقی دلتای نیل، که به "جوشن" معروف بود، ساکن شدند و از برکت وجود حضرت یوسف (ع) بهره مند گردیدند.

 

حضرت یوسف (ع) در سن صد و ده سالگی وفات یافت. پیش از مرگ، وی از برادران و خاندانش قولی گرفت که پیکرش را به سرزمین کنعان (فلسطین کنونی) منتقل کنند، تا در کنار اجدادش دفن شود. این قول، ریشه در وصیت الهی داشت و نمادی از بازگشت به سرزمین موعود بود. قرآن کریم در آیه ۹۹ سوره بقره به این امر اشاره دارد: «وَقَالَ اجْعَلُونِي فِي مَصْرَابِينَ وَهُوَ حَقُّ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» (او [یوسف] گفت: مرا در مصر دفن کنید، و [این] حقِّ خدا بر آن هاست). با این حال، به دلیل موقعیت سیاسی و جغرافیایی، پیکر ایشان ابتدا در مصر به خاک سپرده شد، هرچند با وعده انتقال آتی.

 

در دوران پس از وفات حضرت یوسف (ع)، مصر شاهد تغییرات عمیقی شد. مردم مصر، که در زمان سلطنت فرعون های توحیدی مانند اخناتون (که تحت تأثیر آموزه های حضرت یوسف (ع) قرار داشت) به پرستش خدای یگانه گرایش یافته بودند، به تدریج به بت پرستی و پرستش خدایان متعدد مانند رع (خدای خورشید)، آمون (خدای باد) و ایزیس (الهه مادر) بازگشتند. بنی اسرائیل نیز، که جمعیت شان افزایش یافته بود، تحت سلطه فرعون های جدیدی قرار گرفتند که ایشان را به بردگی کشیدند.

 

در این فاصله طولانی (حدود چهارصد سال)، پیامبران دیگری از جمله حضرت هود (ع)، حضرت صالح (ع)، حضرت شعیب (ع)، و از نوادگان بنی اسرائیل مانند ببرز بن لاوی، احرب بن ببرز، میتاح بن احرب، عاق بن میتاح، خیام بن عاق و مادوم بن خیام مبعوث شدند تا هدایت الهی را ادامه دهند. اما بنی اسرائیل همچنان در انتظار نجات نهایی بودند.

 

رویدادهای پس از وفات: محل دفن و نزاع بر سر برکت

پس از درگذشت حضرت یوسف (ع)، یکی از نخستین چالش ها، تعیین محل دفن پیکر مطهر ایشان بود. طبق روایات تاریخی، مردم مصر بر سر این امر اختلاف نظر شدیدی پیدا کردند. هر طایفه و قبیله ای از مصریان، به دلیل برکت عظیم حضرت یوسف (ع) – که مصر را از قحطی نجات داده و نماد عدالت و حکمت الهی بود – تمایل داشتند قبر ایشان را در قلمرو خود داشته باشند. این نزاع، ریشه در اعتقاد عمیق مصریان به برکت مردگان مقدس داشت، که در فرهنگ باستانی شان رایج بود.

 

نهایتاً، برای حل این اختلاف، حکمی عادلانه صادر شد: پیکر حضرت یوسف (ع) را در بستر رود نیل دفن کنند. این تصمیم، نمادی از عدالت و برکت فراگیر بود؛ زیرا رود نیل، شریان حیات مصر، از میان تمام سرزمین عبور می کرد و آب عبوری از روی قبر، برکت را به همه اقطار مصر می رساند.

 

طبق برخی روایات، تابوت حاوی پیکر ایشان را در عمق رودخانه ای که از قاهره کنونی عبور می کند، غرق کردند. این محل دفن، نه تنها از نزاع ها جلوگیری کرد، بلکه پیکر حضرت یوسف (ع) را به عنوان منبع برکت دائمی برای مصر حفظ نمود. بنی اسرائیل نیز، با وجود قول پیشین، به دلیل ترس از فرعون ها و شرایط بردگی، نتوانستند بلافاصله این وصیت را اجرا کنند.

 

در طول قرن ها، محل دقیق دفن به تدریج از یادها رفت. بنی اسرائیل در اسارت فرعون ها، که ایشان را به کارهای سخت شاقه وامی داشتند، فرصت تأمل در میراث گذشته را از دست دادند. اما خداوند، که وعده هایش را هرگز فراموش نمی کند، این راز را برای زمانی مناسب حفظ داشت.

 

چرا حضرت موسی حضرت یوسف را نیش قبر کرد

قبر حضرت یوسف کجاست

 

مأموریت حضرت موسی (ع): خروج پیکر از قبر پس از چهارصد سال

ورود حضرت موسی (ع) به صحنه تاریخ، نقطه عطفی در این روایت است. حضرت موسی (ع)، از نسل لاوی (برادر یوسف)، در زمانی مبعوث شد که بنی اسرائیل تحت شدیدترین فشارهای فرعون قرار داشتند. فرعون، به دلیل ترس از پیشگویی خروج بنی اسرائیل از مصر، دستور قتل نوزادان ذکور را صادر کرده بود. در این دوران، مصر با بحران خشکسالی و نباریدن باران مواجه شد؛ رود نیل، که همیشه منبع برکت بود، خشکیده و کشاورزی ویران شده بود. این بلای الهی، هشداری برای فرعون و نشانه ای از خشم خداوند بر ستمگران بود.

 

خداوند متعال به حضرت موسی (ع) وحی فرمود: «ای موسی، پیکر حضرت یوسف (ع) را از قبر بیرون آور، تا برکت بازگردد و باران بریزد.» این وحی، نه تنها برای رفع بحران فوری، بلکه برای اجرای وصیت الهی و پیوند میان دو پیامبر بزرگ بود. حضرت موسی (ع)، که با عصای معجزه آسا و ید بیضاء مأموریت یافته بود، محل دفن را جویا شد. اما هیچ کس از مصریان یا بنی اسرائیل، حتی بزرگان قوم، از آن آگاه نبودند. سال ها اسارت، حافظه جمعی را محو کرده بود.

 

در این هنگام، خداوند راهنمایی فرماید و حضرت موسی (ع) را به سوی پیرزنی از بنی اسرائیل هدایت می کند. این زن، نابینا، زمین گیر و در آستانه مرگ بود، اما از نوادگان خاندان یوسف (ع) و نگهدارنده رازی باستانی. او شرط کرد: «اگر مرا شفا دهی، بینایم کنی، جوانی ام را بازگردانی و جایگاهی در بهشت برایم تضمین کنی، محل قبر را آشکار می کنم.» حضرت موسی (ع) در تعجب، این شرط ها را پیش خداوند مطرح کرد و وحی نازل شد: «حاجات او را بپذیر، چرا که خداوند قادر است.»

 

با دعای حضرت موسی (ع)، معجزه رخ داد: پیرزن جوان شد، بینا گردید، برپا ایستاد و شادی از بهشت نوید یافت. او محل دفن را نشان داد: تابوتی در عمق رود نیل، که با مومیایی سازی مصری حفظ شده بود. حضرت موسی (ع) با عصای الهی، آب رودخانه را شکافت – معجزه ای شبیه به شکافتن دریای سرخ – و تابوت را بیرون آورد. پیکر حضرت یوسف (ع)، پس از چهارصد سال، دست نخورده و معطر باقی مانده بود، گواهی بر برکت الهی. بلافاصله، ابرهای باران زا ظاهر شد و مصر از خشکسالی نجات یافت.

 

حضرت موسی (ع) پیکر را با احترام به بنی اسرائیل سپرد و ایشان را به سرزمین کنعان منتقل کردند. این انتقال، همزمان با خروج بزرگ از مصر رخ داد و بنی اسرائیل، با حمل تابوت حضرت یوسف (ع)، به سوی سرزمین موعود حرکت کردند. در صحرای سینا، پس از چهل سال سرگردانی، پیکر در غاری در نابلس (نزدیک شخم) به خاک سپرده شد، جایی که امروزه مقبره ای به نام "قبر یوسف" وجود دارد.

 

دلایل الهی و نمادین این رویداد

چرا خداوند این مأموریت را بر حضرت موسی (ع) نهاده بود؟ دلایل متعددی در روایات ذکر شده:

 

1. اجرای وصیت الهی: قول بنی اسرائیل به حضرت یوسف (ع) برای انتقال به کنعان، پیمانی الهی بود که پس از قرن ها اجرا شد، تا نشان دهد وعده های خدا هرگز باطل نمی گردد.

 

2. رفع بحران و برکت جویی: خشکسالی، مجازاتی برای ستم فرعون بود، اما خروج پیکر، نمادی از بازگشت برکت توحیدی به بنی اسرائیل. حضور حضرت یوسف (ع) حتی پس از مرگ، مصر را بارور می کرد، اما انتقال آن، برکت را به قوم منتخب بازگرداند.

 

3. پیوند میان پیامبران: این رویداد، زنجیره نبوت را برجسته می کند؛ حضرت یوسف (ع) بنیانگذار اقامت در مصر بود و حضرت موسی (ع) نجات دهنده از آن. انتقال پیکر، پلی میان دو عصر است و درس وحدت امت اسلامی را می دهد.

 

4. معجزه و ایمان افزایی: شفا یافتن پیرزن و شکافتن رودخانه، معجزاتی بودند که ایمان بنی اسرائیل را تقویت کرد و فرعون را به خشم واداشت، زمینه ساز خروج نهایی.

 

سخن پایانی :

روایت پس از مرگ حضرت یوسف (ع) و مأموریت حضرت موسی (ع) برای بیرون آوردن پیکر ایشان، بیش از یک قصه تاریخی، درسی عظیم از صبر، توکل و برکت الهی است. این واقعه نشان می دهد که خداوند، حتی پس از قرن ها، عدالت را برقرار می سازد و میراث پیامبران را حفظ می کند.

 

در دنیای امروز، این داستان ما را به تأمل در وصایای الهی و حفظ هویت دینی وامی دارد. همان گونه که قرآن می فرماید: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ» (در این [رویدادها] برای خردمندان نشانه هایی است). مطالعه چنین روایاتی، نه تنها دانش تاریخی ما را غنی می سازد، بلکه ایمان را استوارتر می کند.

 

گردآوری: بخش مذهبی بیتوته

 

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------