بلیط هواپیماX

زندگی نامه فردوسی شاعر نامدار ایران



تحقیق در مورد فردوسی

 

زندگی نامه ابوالقاسم فردوسی 

ابوالقاسم فردوسی طوسی ملقب به حکیم سخن و حکیم طوس، شاعر حماسه سرای ایرانی و سراینده شاهنامه، با شهرت جهانی، ادب پارسی میانه را تا اندازه ای از نابودی رهانید. گفته شده است شاعری با زندگی مرفه در جوانی بوده است، اما از تهی دستی خود در شصت و پنج سالگی می گوید.

چکیده ای از زندگی نامه ابوالقاسم فردوسی:

نام : ابوالقاسم حسن منصور بن محمد بن اسحاق شرفشاه طوسی

تخلص : فردوسی

تولد : 329 هجری قمری

محل تولد : روستای باژ در طوس خراسان

لقب : حکیم سخن

درگذشت : 416 هجری قمری

 

زندگینامه فردوسی:

فردوسی کیست ؟

ابوالقاسم فردوسی طوسی (زاده ی 329 هجری قمری – درگذشت 416 هجری قمری)، شاعر حماسه سرای ایرانی و سراینده ی شاهنامه، حماسه ی ملی ایران، است. بعضی افراد فردوسی را بزرگترین سراینده ی پارسی گو دانسته اند که از شهرت جهانی برخوردار است. فردوسی را حکیم سخن و حکیم طوس می گویند.

 

ابوالقاسم فردوسی متولد 319 خورشیدی در خراسان، شاعر بود. نام کاملش ابوالقاسم حسن منصور بن محمد بن اسحاق شرفشاه بوده و در روستای باژ از توابغ بلوک طابران طوس در دوران سلطنت سامانیان متولد شده است. پدرش ابومنصور از کشاورزان بزرگ خراسان بوده و مادرش گردویه زهرا دختر یکی از شاهزادگان مازندرانی به نام اسپهبدان بود، او سه خواهر تنی هم داشت.

 

مقدمات کمال و تحصیل را نزد پدر و در مکتب خانه های باژ و طوس فرا گرفت، سپس برای ادامه تحصیلاتش به مدرسه در طوس رفت و از همان دوران به خواندن داستان های تاریخی علاقمند شد. او در مدرسه با فردی به نام محمد بن حسن که بعد از شاعر شدن نام دقیقی برای خود برگزید هم اتاق و دوست شد که به مدت چهل سال با هم همنشین بودند.

 

آشنایی با زندگی نامه ی فردوسی

 

فردوسی در سال 370 یا 371، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار، هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند. ولی به مرور زمان و پس از گذشت سال ها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.

 

تمکن مالی فردوسی باعث شد او بتواند دوران نوجوانی و جوانی را صرف مطالعه تاریخ و به دست آوردن علم کند. فردوسی هرچه بیشتر در تاریخ ایران پیش می رفت و مطالعه می کرد، به داستان ها و افسانه های کهن ایرانی بیشتر علاقه مند می شد؛ تا جایی که تصمیم به نوشتن مجموعه ای عظیم از داستان های اساطیری ایرانیان گرفت. دوران کودکی فردوسی با دوران پادشاهی سامانیان هم زمان بود و پادشاهان سامانی به ادبیات ایران علاقه بسیار داشتند.

 

حکیم ابولقاسم فردوسی اوایل حیات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانید و از همان جوانی شور شاعری در سر داشت. و از همان زمان برای احیای مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ایرانی بسیار کوشید و همین طبع و ذوق شاعری و شور و دلبستگی او بر زنده کردن مفاخر ملی، باعث بوجود آمدن شاهکاری برزگ به نام «شاهنامه» شد.

 

فردوسی در سخن لطیف و پر شور است. در اثر منظوم شاهنامه طبع لطیف و روحیه وطن دوستی فردوسی دیده می شود. حکیم توس به ایران زمین و افسانه قهرمانان آن عشق می ورزید. در شعرهای او از هجو، دروغ و تملق خبری نیست. ابوالقاسم فردوسی شاعر اخلاق گرا و فضیلت دوست در ادبیات حماسی ایران است. شاهنامه را نیز می توان اثر حماسی منحصربه فرد در ابیات ایران نامید.

 

تحقیق درباره فردوسی

 

شاهنامه مهم ترین اثر فردوسی و یکی از بزرگ ترین آثار ادبیات کهن فارسی می باشد. نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود. 

 

شاهنامه فردوسی که نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد، مجموعه ای از داستان های ملی و تاریخ باستانی پادشاهان قدیم ایران و پهلوانان بزرگ سرزمین ماست که کارهای پهلوانی آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگی و شجاعت و دینداری توصیف می کند.

 

حکیم ابولقاسم فردوسی پس از آنکه تمام وقت و همت خود را در مدت سی و پنج سال صرف ساختن چنین اثر گرانبهایی کرد، در پایان کار آن را به سلطان محمود غزنوی که تازه به سلطنت رسیده بود، عرضه داشت، تا شاید از سلطان محمود صله و پاداشی دریافت نماید و باعث ولایت خود شود.

 

سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دینار به عنوان پاداش و جایزه به فردوسی بپردازد. ولی اندکی بعد از پیمان خود برگشت و تنها شصت هزار درم یعنی یک دهم مبلغی را که وعده داده بود برای وی فرستاد.

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی از این پیمان شکنی سلطان محمود رنجیده خاطر شد و از غزنین که پایتخت غزنویان بود بیرون آمد و مدتی را در سفر به سر برد و سپس به زادگاه خود بازگشت. علت این پیمان شکنی آن بود که فردوسی مردی موحد و پایبند مذهب تشیع بود و در شاهنامه در ستایش یزدان سخنان نغز و دلکشی سروده بود، ولی سلطان محمود پیرو مذهب تسنن بود و به علاوه تمام شاهنامه در مفاخر ایرانیان و مذمت ترکان آن روزگار که نیاکان سلطان محمود بودند سروده شده بود.

 

همین امر باعث شد که وی به پیمان خود وفادار نماند اما چندی بعد سلطان محمود از کرده خود پشیمان شد و فرمان داد که همان شصت هزار دینار را به طوس ببرند و به فردوسی تقدیم کنند ولی هدیه سلطان روزی به طوس رسید که فردوسی با سر بلندی و افتخار حیات فانی را بدرود گفته بود و فوت کرده بود. جالب این است که دختر والا همت فردوسی از پذیرفتن هدیه پادشاه خودداری نمود و آن را پس فرستاد و افتخار دیگری بر افتخارات پدر بزرگوارش افزود.

 

شاهنامه ی فردوسی

 

موضوع داستان های شاهنامه

شاهنامه شرح احوال، پیروزی ها، شکست ها و دلاوری های ایرانیان از کهن ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده 7 میلادی). کشمکش های خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است. علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان های مستقل پراکنده ای نیز وجود دارند که مستقیما به سیر تاریخی مربوط نمی شوند.

 

از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز این ها بعضی از این داستان ها به طور خاص چون رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار ‌می آیند.

 

آرامگاه فردوسی کجاست؟

همان طور که در قسمت قبل اشاره کردیم، زمان درستی از تاریخ مرگ فردوسی در دست نیست؛ اما مرگ او در دورانی سخت و در شرایط نا به سامان مالی بوده است. بنا به روایت های به جا مانده از نظامی گنجوی، مرگ فردوسی هم زمان با تصمیم سلطان محمود غزنوی به دلجویی از فردوسی و پرداخت پاداش بابت سرودن شاهنامه، به او بوده است.

 

فردوسی در سال 416 هجری قمری از دنیا رفت. از دفن فردوسی در قبرستان توس ممانعت شد؛ زیرا در آن زمان دفن مسلمانان شیعه را در این قبرستان ممنوع کرده بودند. سرانجام فردوسی را در حیاط خانه خودش دفن کردند و یکی از حاکمان محلی غزنویان، بنایی در محل مقبره فردوسی ساخت.

 

در طول زمان این آرامگاه رو به ویرانی می رفت، تا زمان حکومت پهلوی که در طی سال‌های 1307 تا 1313، به دستور رضا شاه پهلوی و توسط انجمن میراث فرهنگی، بنای آرامگاه فردوسی را کامل بازسازی کردند. در سال 1313 و هم‌زمان با آیین هزاره فردوسی از بنای جدید آرامگاه فردوسی رونمایی شد. در سال 1348، هوشنگ سیحون، معمار برجسته ایرانی، طراحی آرامگاه را تکمیل کرد و شکل امروزی بنای آرامگاه فردوسی، نتیجه طراحی استاد هوشنگ سیحون است.

 

آرامگاه فردوسی امروزه در 20 کیلومتری شمال غربی شهر مشهد، در مسیر عبوری به‌سمت کلات نادری و در نزدیکی شهر تاریخی طبران و بقعه تاریخی هارونیه قرار دارد. روستای پاژ (زادگاه فردوسی)، امروزه با نام روستای فاز شناخته می‌شود. این روستا امروزه در 28 کیلومتری آرامگاه او قرار گرفته است. 

 

در تاریخ 19 مهرماه سال 1399، محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، نیز در محوطه آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.

 

بزرگداشت و گرامیداشت فردوسی

در ایران روز 25 اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده‌ است هر سال در این روز آیین های بزرگداشت فردوسی و شاهنامه در دانشگاه ها و نهادهای پژوهشی برگزار می گردد.

 

آرامگاه فردوسی

 

گزیده ای از اشعار فردوسی

  

دوبیتی های‌ زیبا از فردوسی درباره علم و دانش

 

توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

 

 

ز دانش اولین به یزدان گرای

کجا هست و باشد همیشه به جای

 

 

به دانش ز یزدان شناسد سپاس

خنک مرد دانا و یزدان شناس

 

 

دگر آن که دارد ز یزدان سپاس

بود دانشی مرد نیکی شناس

 

 

به دانش فزای و به یزدان گرای

که او باد جان ترا رهنمای

 

 

بپرسیدم از مرد نیکو سخن

کسی کو بسال و خرد بد کهن

 

 

که از ما به یزدان که نزدیکتر

که را نزد او راه باریکتر

 

 

چنین داد پاسخ که دانش گزین

چو خواهی ز پروردگار آفرین

 

 

به گیتی به از مردمی کار نیست

بدین با تو دانش به پیکار نیست

 

 

سر راستی دانش ایزیدیست

چو دانستیش زو نترسی ؛ بدیست

 

******

 

چو ایران مباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

 

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

ازآن به که کشور به دشمن دهیم

 

******

 

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست منست

 

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس

 

همه ی یک دلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس

 

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام

 

اگر کشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار

 

همه ی روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

  

******

 

برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس 

هوا نیلگون شد، زمین آبنوس 

 

چو برق درخشنده از تیره میغ 

همی آتش افروخت از گرز و تیغ 

 

هوا گشت سرخ و سیاه و بنفش 

ز بس نیزه و گونه گونه درفش 

 

از آواز دیوان و از تیره گرد 

ز غریدن کوس و اسب نبرد 

 

شکافیده کوه و زمین بر درید 

بدان گونه پیکار کین کس ندید 

 

چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر 

ز خون یلان دشت گشت آبگیر 

 

زمین شد به کردار دریای قیر 

همه موجش از خنجر و گرز و تیر 

 

دمان بادپایان چو کشتی بر آب 

سوی غرق دارند گفتی شتاب 

 

گردآوری: بخش علمی بیتوته

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------

      
      وب گردی