تازه های شهر حکایت


حکایت های زیبا و تامل برانگیز,حکایت های زیبا,حكايت تامل برانگيز

حکایت های زیبا و تامل برانگیز

حکایت زیبا و تامل برانگیز حكايت تامل برانگيز و زیبا در اینجا حکایت های زیبا و تامل برانگيز را که…

روزی حکایتی



 

معجزه ی عشق

 

روزی زنی که نوزاد مرده اش را بغل کرده بود، شیون کنان پیش بودا رفت. بودا گفت: «در این شهر به هر خانه ای که می خواهی برو و جایی را پیدا کن که مرگ را در آن نشناسند. اگر چنین جایی را پیدا کردی، قدری خردل برایم بیاور تا یادت بدهم که چگونه بر مرگ غلبه کنی.

 

ر. ک. نارایان
ترجمه مهدی غبرایی

منبع:روزنامه قدس

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------