تازه های شهر حکایت


حکایت آموزنده, حکایت های گلستان سعدی

حکایات سعدی در باب احسان

حکایت های سعدی در مورد احسان و نیکوکاری حکایت درباره احسان و نیکوکاری ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلِح…


روزی حکایتی



 

معجزه ی عشق

 

روزی زنی که نوزاد مرده اش را بغل کرده بود، شیون کنان پیش بودا رفت. بودا گفت: «در این شهر به هر خانه ای که می خواهی برو و جایی را پیدا کن که مرگ را در آن نشناسند. اگر چنین جایی را پیدا کردی، قدری خردل برایم بیاور تا یادت بدهم که چگونه بر مرگ غلبه کنی.

 

ر. ک. نارایان
ترجمه مهدی غبرایی

منبع:روزنامه قدس

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------