تازه های شهر حکایت


حکایات سعدی در سیرت پادشاهان, حکایات سعدی در مورد پادشاه

حکایات سعدی در سیرت پادشاهان

حکایات سعدی حکایت شماره یک : پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی،…


روزی حکایتی



 

معجزه ی عشق

 

روزی زنی که نوزاد مرده اش را بغل کرده بود، شیون کنان پیش بودا رفت. بودا گفت: «در این شهر به هر خانه ای که می خواهی برو و جایی را پیدا کن که مرگ را در آن نشناسند. اگر چنین جایی را پیدا کردی، قدری خردل برایم بیاور تا یادت بدهم که چگونه بر مرگ غلبه کنی.

 

ر. ک. نارایان
ترجمه مهدی غبرایی

منبع:روزنامه قدس

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------