به عمروعاص از نامههاي آن حضرت عليهالسلام است به عمرو ابن عاص (که بر اثر گمراهي و پيروي از معاويه او را سرزنش فرموده): پس (از درود بر هدايت يافتگان رستگار شده، بدانکه) تو دين خود را تابع دنياي کسي (معاويه) قرار دادي که گمراهي و آشکار است، پرده او دريده (گفتهاند: معاويه هر گونه کار غيرمشروع و زشتي مرتکب ميشد: شراب مينوشيده، جامه حرير ميپوشيده، ظروف طلا و نقره بکار ميبرده، ولي از خوف عمر در زمان خلافت او بسياري از آنها را در پنهاني مينمود، و در عهد عثمان پروائي نداشت، و چون بر دعوي خلافت تصميم گرفت بعضي را آشکار و بعضي را پنهان مينمود) در مجلس خود شخص بزرگوار عيبدار و سرافکنده مينمايد، و با آميزش خويش دانا را نادان ميگرداند (هر که با او نشيند اگر پاکست ناپاک و اگر بزرگوار است ننگين گردد، و اگر با عقل و دانا است بيخرد و نادان ميشود، يا آنکه در مجلس خود از بزرگوار خرده گرفته و دانا را نادان ميپندارد، و ابن ابيالحديد در اينجا مينويسد: معاويه در مجلس خود به بنيهاشم ناسزا ميگفت) پس از پي چنين کسي رفتي، و بخشش او را خواستي مانند پيروي سگ از شير که (به طمع خوردن لقمه) به چنگالهايش نگريسته انتظار دارد که از پس مانده شکارش به سويش افکند، پس دنيا و آخرت خويش را به باد دادي (در دنيا خود را ننگين و در آخرت به عذاب الهي گرفتار نمودي)! و اگر به حق چنگ ميزدي (رو به ما ميآوري) آنچه (از دنيا و آخرت) ميخواستي مييافتي، پس (اکنون که از حق روگردانده در گمراهي افتادي) اگر خدا مرا بر تو و پسر ابيسفيان مسلط ساخت شما را به کيفر ميرسانم، و اگر مرا ناتوان ساختيد و (بعد از من) مانديد آنچه جلو روي شما است (عذاب و کيفر الهي) براي شما بدتر است (چنانکه در قرآن کريم س 20 ي 127 ميفرمايد: و لعذاب الاخره اشد و ابقي يعني عذاب و کيفر آخرت سخت تر و پايندهتر است از عذاب دنيا و درود بر شايسته آن. |