تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -2 آذر



2004م:در هفته اي كه به 20 نوامبر 2004 ختم شد، سه خبر تازه ذهن نگارنده اين سايت را به خود مشغول كرده بود كه براي گريز از آن، در 23 نوامبر همان سال در صدد آوردنش در اينجا برآمد. يكي از اين خبر ها كشف تازه پژوهشگران دانش پزشكي بود كه به اين نتيجه رسيده اند كه از دست دادن خواب شب و دست كم 8-9 ساعت خواب در شبانه روز؛ عامل بسياري از امراض در سنين كهولت و درد و عذاب است. ديگري؛ تنظيم فهرست كساني از سوي وزارت ارشاد بود كه مشمول سختي كار روزنامه نگاران مي شوند، و سومين خبر، انتشار فهرست پژوهشهاي «دكتر آنسل كيز» بود كه به مناسبت درگذشت او در صد سالگي به آنها اشاره شده بود و يكي از موارد آن «خشم ناشي از ظلم و تاثير آن بر سلامت روان و جسم» است كه عمدتا در سالهاي پيري به فرد روي مي آورد و اي بسا كه با همين حالت (پشيماني از كارهاي خوبي كه براي جامعه انجام داده و از او قدرداني نشده) بميرد و ....

اين اخبار كه با وصف حال اين نگارنده تطبيق مي کرد، در همان زمان (نوامبر 2004) وي را به ياد كشتكار خود در وقت درو كردن انداخت و مشاهده كرد كه زحماتش براي جامعه، آن عايدي (عوض) را نداشته که اينک در پيري دست - گيرش شود. در جواني با هدف «باخيال راحت زيستن» در سالهاي آخر عمر زحمت فراوان كشيد - زحماتي عام المنفعه. چون نفع شخصي را در نظر نداشت؛ اينک در سالهاي آخر عمر بايد در زحمت باشد و نگران، که پس از زمينگير شدن چه بکند.

كساني كه براي سختي كار روزنامه نگار فعلي در ايران با هدف تامين پيري و از كار افتادگي او فهرست مي نويسند، آيا انديشه روزنامه نگاران گذشته را به خود راه داده اند كه سه دهه پيش (تا سال دوم پس از انقلاب) پس از دهها سال زحمتكشي، بدون ذكر دليل و كوچكترين توجه به رفاه آنان، بركنار شدند و .... يكي از آنان اين نگارنده بود كه ربع قرن، در هر شبانه روز و حتي جمعه ها و تعطيلات رسمي، 20 ساعت خبر تهيه كرد و خبر نوشت و در نيمه اول سال 1359 ( 1980 ) اخراج شد. آيا تصور كرده اند كه ربع قرن، شروع كردن كار از ساعت چهار بامداد و پايان دادن به آن در ساعت 24 (نيمه شب) چقدر دشوار و خسته كننده است. معمولا افرادي که اين رنج را بر خود هموار مي كنند و در سنين پايين از قيد لذائد زندگاني (که يکي از آنها خواب کافي است) مي گذرند اميد دارند که آخر عمر راحت باشند و ما روزنامه نگاران قديمي ايران از راحت زيستن در آخر عمر محروم شديم. اخراج شديم، بدون اين كه كسي بگويد خسته نباشيد. از ما گذشت، و اين سطور نوشته شد تا روزنامه نگاران جوان از ياد نروند و به روزگار ما نيافتند.


589م:خسرو پرويز هنوز بر جاي پدر ننشسته بود كه وارث دشواري هاي او و ضديت ژنرال بهرام چوبين شد كه با شاه متوفا درگيري پيدا كرده بود. خسرو پرويز كه در تاريخ عمومي (جهان) به خسرو دوم معروف است چون ياراي ايستادگي در برابر ژنرال بهرام (از مردم «ري»)را نداشت 23 نوامبر سال 589 ميلادي به قسطنطنيه فرار كرد تا از موريس امپراتور روم شرقي كمك بخواهد.

موريس كه در انتظار چنين فرصتي بود يك سپاه كامل در اختيار خسرو دوم قرار داد و اين سپاه با كمك هواداران داخلي خسرو، در جنگ سال 591 ميلادي بهرام را شكست و به شمال خاوري ايران فراري دادند و خسرو دوم بر تخت نشست. موريس كه بهترين سپاه خود را همراه خسرو دوم كرده بود از عهده اقوام «آوار» كه به قلمرو وي تعرض كرده بودند بر نيامد و با شورش نظاميان پادگان قسطنطنيه رو به رو و 27 نوامبر سال 602 ميلادي هنگام فرار به سوي تيسفون براي گرفتن كمك از خسرو كشته شد و فوكاس بر جاي او نشست. با مرگ موريس، خسرو پرويز نه تنها از زير بار تعهداتي كه در قبال كمك موريس به او سپرده بود بيرون آمد بلكه به اجراي طرح هاي خود كه رساندن قلمرو ايران به زمان داريوش بزرگ بود افتاد و كشته شدن موريس را بهانه قرار داد و در سال 605 ميلادي به خونخواهي او از دو سوي قلمرو روم را مورد حمله قرار داد و آناتولي را تا دروازه هاي قسطنطنيه (استانبول) و سوريه و فلسطين را تصرف و «شهربراز» ژنرال مشهور ايران را مامور تصرف مصر كرد كه وي موفق به اين كار شد و اسكندريه تصرف كرد. اين پيشروي كه جهان آن زمان را دچار شگفتي كرده بود سبب شد كه هراكليوس يك حاكم محلي روم در شمال آفريقا بر فوكاس شورش كند و از افريقا به قسطنطنيه برود و فوكاس را بگيرد و اعدام كند. انتقال صليب اصل كه مسيح با آن مصلوب شده بود از سوي نيروهاي ايراني فاتح اورشليم (بيت المقدس) به تيسفون، باعث خشم مسيحيان جهان شده بود و هراكليوس از اين احساس استفاده كرد و با ذوب كردن طلا هاي كليسا ها و ضرب سكه، خزانه خود را پر كرد و به جمع آوري سرباز دست زد و با پرداخت پول و دادن انواع وعده، اقوام خزر را كه هنوز پراكنده نشده بودند با خود همدست كرد و در سال 622 ميلادي به سوي ايران به حركت در آمد و اين سال مصادف با هجرت پيغمبر اسلام (ص) از مكه به مدينه بود. در جنگ 9 دسامبر سال 622 ميلادي، ارتش خسته ايران پس ازآن همه فتوحات، از هراكليوس شكست خورد و به تيسفون عقب نشيني كرد. بزرگان كشور كه نيروهاي رومي را نه چندان دور از دروازه هاي شهر ديدند و از سوي ديگر از خسرو پرويز كه يك ژنرال ايران را اعدام و چند ژنرال ديگر را رنجانده و فراري داده و يا خانه نشين كرده بود بيزار شده بودند او را گرفته و به زندان افكندند و پسرش را به نام قباد دوم بر جايش نشاندند كه چهار روز بعد خسرو در زندان كشته شد و اين بود آغاز پايان كار امپراتوري1200 ساله ايران باستان. قباد دوم با دادن امتياز هاي فراوان از جمله دست كشيدن از سوريه و فلسطين و حتي بخشي از شمال غربي عراق و پس دادن صليب اصل، صلح را از هراكليوس خريداري كرد.

 

تصوير خسرو پرويز بر سكه نقره اش


636م:23 نوامبر 636 میلادی و چهار روز پس از شکست نظامی امپراتوری ایران در نبرد قادسیه (معرکة القادسیه) و عقب نشینی باقیمانده یگانها از پل عتیق و به مخاطره افتادن تیسفون (پایتخت)، جلسه بزرگان کشور برای چاره جویی در کاخ سلطنتی (ایوان مدائن ـ طاق کسرا) تشکیل شد. حاضران در جلسه پس از شنیدن گزارش جنگ پیشنهاد کردند که پایتخت به شهر استخر (شیراز) منتقل شود زیرا که عرب مهارت جنگ صحرایی دارد نه کوهستانی و رسیدن به استخر مستلزم عبور از کوهستان است. یزدگرد سوم (شاه وقت) این پیشنهاد را نپذیرفت و رد این پیشنهاد به باور مورخان، نقطه پایان برعمر امپراتوری ایران در عهد باستان گذارد. امپراتوری ایران در قرون وسطی و جدید چندبار احیاء شد و آخرین بار در دوران نادرشاه بود. تیسفون در مارس 637 به دست اعراب مسلمان افتاد. این نیرو سپس در جلولا و سال 641 میلادی در نهاوند واحدهای نظامی یزدگرد سوم را شکست داد و ....

پیش از نبرد قادسیه (قادسیه شهرکی در جنوب غربی کوفه ـ نجف)، میان نیروهای اسلامی و یگانهای منطقه ای ایران مستقر در حیره و انبار در طول سه سال (از سال 633 تا 636 ميلادي) 14 برخورد روی داده بود که نخستین برخورد؛ نبرد زنجیر و آخرین آنها نبرد پل بود. در نبرد پل، اسلامیون شکست خوردند، فرمانده آنان کشته شد و از قلمرو ایران عقب نشینی کردند. همین شکست باعث شد که همه نیروهای اسلامی جمع آوری و با لشکر مدینه به فرماندهی سعد ابن ابی وقّاص به جنگ با ایران فرستاده شوند. برای تقویت این نیرو، از خالد ابن ولید فاتح نبرد «یرموک» و مستقر در سوریه (شام) خواسته شده بود که مردان خودرا به کمک بفرستد. در نبرد قادسیه، چهار لشکر پیاده و یک لشکر سوار ایران جمعا 60 هزار نفر و 33 فیل جنگی شرکت داشتند. اسپهبد رستم فرخزاد فرمانده این نیروها بود. چهار ژنرال دیگر ازجمله هرمزان، مهران و برزن با او بودند. نبرد 16 نوامبر (25 آبان) آغاز شده بود و برتری تا نیمروز 19 نوامبر (28 آبان) با نیروهای ایرانی بود که توفان شن شدت یافت؛ اسپهبد فرخزاد و دو ژنرال دیگر کشته شدند و درفش کاویان (پرچم ارتش) به دست اسلامیون افتاد. نظامیان ایران و حتی آنانکه که در جناح چپ جبهه در حال پیشروی بودند پس از ناپدید شدن پرچم عجولانه دست به عقب نشینی و عبور از پل عتیق زدند و این، آغاز پایان کار امپراتوری ایران باستان بود که 12 قرن عمر کرده بود. این نخستین بار بود که درفش کاویان (منسوب به کاوه آهنگر نخستین انقلابی در تاریخ) در اثنای جنگ از دست می رفت.

 

نقش يزدگرد سوم بر سکه اش

 

1926م:غلامحسين درويش (درويش خان) از پدران موسيقي معاصر ايران 22 نوامبر سال 1926 (يكم آذر 1305 خورشيدي) در يك رويداد رانندگي در خيابان اميريه تهران مجروح و چند ساعت بعد پس از انتقال به بيمارستان درگذشت. وي هنگام وفات 54 ساله بود.

درويش خان موسيقي را در دارالفنون تحصيل كرده بود و نه تنها يك نوازنده تار و سه تار بود بلكه دستگاههاي موسيقي سنتي ايران را به هفت دستگاه تبديل كرد و آهنگهاي فراوان ساخت كه 22 آهنگ آن به جاي مانده است. درويش خان در عين حال يك تكنواز هنرمند بود و بيش از دستگاههاي ديگر به «ماهور» علاقه داشت.

وي از نخستين كساني است كه در ايران كلاس آموزش موسيقي داير كرد و شماري از نامداران موسيقي ايراني شاگردان او بوده اند.

 

درويش خان


1331ش:در اين روز در سال 1331 شوراي وزيران به رياست دكتر مصدق تصويب كرد كه دولت مكلف است به هر بها، نسخه اصل صورتجلسه انتخاب نادر شاه افشار به پادشاهي ايران در سال 1735 (1148 هجري قمري) از سوي نمايندگان ولايات و بزرگان كشور در اجتماع دشت مغان را خريداري كند و به موزه ايران باستان (ملي) بسپارد.

پاي اين سند مهر و امضاي نمايندگان 35 گانه ولايات و برجستگان كشور وجود دارد و ميرزاي قزويني عبارت «الخير في ما وقع» را كه نشانه ارقام 1148 (تاريخ انجام راي گيري در مغان) بود به دست داده بود كه قرار شده بود بر يك طرف سكه رسمي قرار گيرد و در طرف ديگر سكه عبارت «نادر ايران زمين».

در پي مصوبه دولت، اصل صورتجلسه انتخاب نادر شاه كه در اختيار «محمد دانش بزرگ نيا» بود ابتياع شد. وي آن را كه در ساختماني در خراسان به دست آمده بود خريداري كرده بود و دلالان عتيقه و موزه هاي لندن و نيويورك درصدد خريد آن بودند كه دولت متوجه شد و مصوبه فوري شوراي وزيران هم به همين سبب بود. از اين صورتجلسه كه ترجمه متن آن در تاريخ دمكراسي جهان آمده است دو نسخه تهيه شده بود. اين ترجمه از متن ارمني بوده است كه نماينده ارمنستان در اجتماع دشت مغان آن را براي خود و اطلاع ارمنيان (در آن زمان اتباع دولت ايران) تهيه كرده بود.


1976م:آندره مالرو نويسنده، هنر شناس و انديشمند فرانسوي 23 نوامبر 1976 در 75 سالگي درگذشت. وي سوم نوامبر 1901 به دنيا آمده بود.

مالرو در طول تحصيل در پاريس با زبانهاي مشرق زمين آشنا شد و به آسيا سفر کرد و در هندوچين به مخالفان استعمار که اروپاييان اعمال مي کردند پيوست و جنبش جوانان «آنام» را سازمان داد و روزنامه اي تحت عنوان «هندوچين در زنجير» منتشر ساخت كه عمدتا از استعمار فرانسه (دولت وطن خود) انتقاد مي كرد.

وي در بازگشت به فرانسه چهار کتاب برضد استعمار نوشت که عناوين آنها از اين قرار است: فاتحان، راه و روش امپرياليستها، سرنوشت انسان، فريبکاري غرب.

مالرو سپس به حمايت از جمهوريخواهان اسپانيا برخاست و به دولت فرانسه اصرار کرد که به آنها که سرگرم جنگ با سلطنت طلبان به رياست ژنرال فرانکو بودند هواپيماي نظامي بفروشد. پس از اين که تعداد هواپيماهاي فروخته شده به 20فروند رسيد به يافتن داوطلب براي خلباني آنها سرگرم شد و 20 خلبان داوطلب به دست آورد و روانه اسپانيا ساخت. آنگاه به آمريکا رفت و به جمع آوري اعانه براي جمهوريخواهان اسپانيا پرداخت. وي کتاب تازه خود «اميد بشر» را به اين موضوع اختصاص داده است که فيلم سينمايي شده است.

مالرو در جريان جنگ جهاني دوم وارد سازمانهاي مقاومت فرانسه شد. يک بار توسط آلماني ها دستگر و نزديک بود اعدام شود.

پس از پايان جنگ به سمت وزير اطلاع رساني و سپس وزير امور فرهنگي فرانسه منصوب شد. کتابهاي معروف ديگر او عبارتند از: صداي سکوت، روانشناسي هنر و .... مالرو از حاميان بزرگ دمكراسي و رعايت كامل حقوق بشر و آزادي بود و اين سه را عوامل پيشرفت جامعه و فرد و آسوده و بي دغدغه زيستن افراد مي دانست. او هميشه با ظلم وتبعيض و هرگونه سلطان مبارزه مي كرد.

 

آندره مالرو

 

1909م:در نوامبر سال 1909 ميلادي و طبق برخي نوشته ها بيست و سوم اين ماه، «پرگماتيسمPragmatism » به عنوان يك فلسفه آمريكايي وارد دائرة المعارف فلسفه شد. صاحب اصلي اين فلسفه چارلز پيرس دانشمند و فيلسوف آمريكايي (1839 ــ 1914 ) است و دو فيلسوف ديگر آمريكايي ويليام جيمز و «جان ديوي» نيز همين عقيده را داشتند. ناميدن آن به فلسفه «اصالت نتيجه» روشن ترين تعبير است و كسي را كه اعمال و افكار او با اين فلسفه مطابقت دارد و يا اين كه پيرو آن است «نتيجه گرا» مي خوانند.

پرگماتيستها برخلاف ساير روشهاي فلسفي از تحقيق و بررسي در كل عمل اجتناب مي ورزند و به جاي آن به آزمايش نتايج مي پردازند يعني پس از عملي شدن فكر، نتايج به دست آمده را مي سنجند. به نظر آنان «نتيجه» اصل است نه اصول لايتغير و رفتن از راههاي انعطاف ناپذير معين براي رسيدن به «نتيجه مطلوب» ؛ و به اين ترتيب مقيد به لايتغير بودن اصول نيستند.

پرگماتيستها نظرات و عقايدي را مي پذيرند كه عملي باشند. از نظر آنان يك عقيده بايد نخست تجربه شود و اگر نتايج تجربه مفيد و قانع كننده بود به صورت نظام در آيد و بر آن ضابطه اجرايي نوشته شود و عملي گردد. به عبارت ديگر فرضيه اي بمانند ماركسيسم بايد نخست در گوشه اي تجربه مي شد و با توجه به نتايج حاصله و اعمال تغييرات و اصلاحات لازم، سپس در سطح وسيع به اجرا در مي آمد .

بسيار ديده شده است روزنامه نگاران آمريكايي كه با اين فلسفه و تعريف واژه «پرگماتيسم» كاملا آشنا هستند آن را در خبرها و مقالات خود به مفهوم درست بكار مي برند كه در برخي از كشورها كه با اين فلسفه آشنايي ندارند آن را «واقع گرايي» ترجمه مي كنند كه دقيق نيست .

 

Pierce

 

1936م:69 سال پيش در روزي چون امروز (23 نوامبر سال 1936) هنري لوس روزنامه نگار آمريكايي مجله عكس خبري (فتو ژورناليسم) را منتشر ساخت كه تا دسامبر سال 1972 به همين صورت منتشر مي شد، سپس ماهنامه و فصلنامه شد و بارديگر به هفتگي بازگشت كه هر هفته در 12 ميليون نسخه چاپ و با 71 روزنامه از جمله لس آنجلس تايمز توزيع مي شود.

هنري لوس كه از هوادارن اين اصل بود كه در بسياري از مواقع «دوربين» بهتر از قلم مي تواند جزئيات يك داستان را بيان دارد و يك عكس خوب (عكسي كه شخصيت يك فرد و جزئيات يك صحنه را نشان دهد) براي هميشه باقي مي ماند و زيور صفحات تاريخ مي شود، تصميم به انتشار يك مجله تمام عكس با كاغذ اعلاء گرفت. وي در همان زمان پيش بيني كرده بود كه نسل آينده حوصله خواندن مطالب طولاني را ندارد و عكس، كاريكاتور و طنز را بهتر مي پسندد. او در همان زمان كه جهان روزنامه رنگي نداشت، توصيه به چاپ رنگي روزنامه ها كرده و گفته بود كه روزنامه هاي سياه و سفيد غم افزا هستند.

به همان گونه كه لوس پيش بيني كرده بود، شماره هاي گذشته لايف تا دهها برابر قيمت خريداري مي شوند و كپي عكسهاي آنها در هر آرشيوي وجود دارد و عكس صحنه هاي جنگها و آشوبها و شخصيت هاي گذشته كه در كتب و نشريات چاپ مي شود، توسط عكاسان لايف گرفته شده و در اين مجله به چاپ رسيده بودند.


1933م:برخلاف تصور عمومي نخستين موشك كه با سوخت مايع حركت مي كرد 23 نوامبر سال 1933 به دست دانشمندان شوروي ساخته و آزمايش شد ؛ درست ده سال پيش از اين كه آلماني ها موشك بسازند.

در شوروي آن زمان كه از انقلاب بلشويكي 1917 فاصله اي زياد نگرفته بود ، به كساني كه اختراع و اكتشاف مي كردند و از خود خلاقيت نشان مي دادند و يا اين كه بازده بيشتري داشتند و نسبت به همنوع فداكاري از خود نشان مي دادند عنوان « قهرمان سوسياليست » ، « قهرمان خلق » و مدال مربوط داده مي شد كه دلگرمي و تشويق بزرگي بود و در همه ايجاد انگيزه به پيشبرد جامعه و خدمت عمومي مي كرد كه از دهه 1970 اين تشويق هم كه دريك جامعه سوسياليستي كليد بسياري از پيشرفتهاست به تدريج به صورت تشريفات و غير واقعي (پاتي بازي و تحت تاثير توصيه) در آمد و اهميت خودرا از دست داد . در جوامع غير سوسياليستي ، عمدتا «پول » مشوق خلاقيت است .

 

1996م:يك هواپيماي ربوده شده اتيوپيايي 23 نوامبر 1996 به علت تمام كردن بنزين به آبهاي اقيانوس هند، در كنار ساحل جزيره اصلي از مجمع الجزاير «كومور» برخوردكرد كه 123 تن از 175 سرنشينان آن كشته شدند. اين هواپيما 163 مسافر (ازجمله سه رباينده) داشت و كاركنان پروازي آن 12 نفر بودند. هواپيما از نوع بوئينگ 767 بود.

هواپيماي اتيوپيايي پرواز 961 از آديس آبابا عازم نايروبي پايتخت كنيا بود كه اندكي پس از آغاز پرواز، توسط سه جوان كه خودرا از مخالفان دولت اتيوپي و زنداني سياسي سابق معرفي كردند ربوده شد. ربايندگان كه گفته بودند داراي مواد منفجره هستند، و تبر و دشنه با خود داشتند از خلبان خواستند كه هواپيما را به استراليا ببرد. آنان به مسافران هواپيما كه از 35 كشور بودند اطمينان داده بودند كه اگر آرامش خودرا حفظ كنند آسيب نخواهند ديد و افزوده بودند كه چون جانشان در وطن در خطر بود، راهي جز ربودن هواپيما و رفتن به كشوري ديگر را نداشتند. آنان همچنين از سرخلبان هواپيما خواستند كه مسير جنوبي را از فراز سواحل آفريقا پرواز كند و سپس وارد آسمان اقيانوس هند براي پيمودن مسير شرقي شود. خلبان در مسير جنوب به آنان اطلاع داد كه بنزين كافي براي رسيدن به استراليا ندارد و خواست كه اجازه دهند در نزديكترين فرودگاه بنزين گيري كند ولي ربايندگان باور نكردند و گفتند كه چنين هواپيمايي قبل از ترك فرودگاه خود بايد 11 ساعت بنزين گيري كند و اين بنزين براي رسيدن به استراليا كافي است. خلبان، ديگر راهي جز ادامه پرواز نداشت تا اينكه يكي از موتورها براثر تمام شدن بنزين از كار افتاد و هواپيما ارتفاع خود را از دست داد. در اينجا، هواپيماربايان موافقت كردند كه هواپيما براي سوخت گيري در فرودگاه اصلي پايتخت «كومور» كه در همان نزديكي بود فرودآيد و جريان به برج مراقبت فرودگاه اطلاع داده شد ولي سوخت موتور ديگر در 15 مايلي فرودگاه پايان يافت و خلبان تلاش خودرا آغاز كرد تا شايد بتواند هواپيمارا بدون موتور و با روش «گلايد» به فرودگاه برساند. سه رباينده كه باور نداشتند هواپيما، سالم در فرودگاه قرارگيرد ناگهان تصميم گرفتند كه آن را بر يك هتل ساحلي ويژه سياحتگران بكوبند و تصميم خود را به خلبان گفتند. خلبان مقاومت كرد و كشمكش آغاز شد كه هواپيما در پانصد متري ساحل به دريا اصابت كرد و درهم شكست و سه قسمت شد. سياحتگراني كه در دريا شنا مي كردند، ماهيگيران و قايقرانان به كمك شتافتند ولي تنها 123 تن از جمله سرخلبان و كمك خلبان نجات داده شدند. سه هواپيماربا به دليل اينكه تا آخرين لحظه ايستاده بودند و كمربند نجات نداشتند كشته شدند. اين رويداد كه تا آن زمان به اين صورت سابقه نداشت تا چندين روز خبر بزرگ و مخاطب رسانه ها بود.

 

هواپيماي اتيوپيايي پس از اصابت به آبهاي ساحلي «كومور» به اين صورت درآمده بود


1938م:بانو «آلن جانسون سيرليف Ellen Johnson Sileaf» متولد 1938 بيست و سوم نوامبر 2005 برنده انتخابات كشور آفريقايي «ليبريا» اعلام شد كه از 16 ژانويه 2006 پس از اداي سوگند كار خودرا در اين سمت آغاز كرده است. در دوران معاصر، وي نخستين بانويي است كه در قاره آفريقا رئيس يك كشور شده است. بانو آلن جانسون قبلا وزير دارايي ليبريا بود. وي در ليبريا رشته اقتصاد و در آمريكا (دانشگاه كلرادو) رشته مديريت مالي تحصيلكرده است. او از اعقاب بردگان سياهپوست آمريكايي است كه به آفريقا بازگردانيده شدند و برايشان كشور ليبريا را به وجودآوردند. انتخابات ليبريا پس از يك دوره حكومت كودتا و جنگ داخلي ازسرگرفته شده بود.

 

Ellen Johnson Sileaf


2005م: 22نوامبر2005، پارلمان فدرال آلمان با397 راي موافق در برابر 202 راي مخالف و 12 غايب، بانو «آنگلا مركل» را به سمت صدراعظم دولت ائتلافي آلمان برگزيد. برخي رسانه ها نوشته بودند كه رئيس جمهور ايران هفته ها پيش از راي پارلمان آلمان، انتخاب مركل به صدر اعظمي آلمان را به او تبريك گفته بود!. مركل كه در آلمان شرقي به دنيا آمده و يك محافظه كار وابسته به حزب دمكرات مسيحي است نخستين زني است كه صدر اعظم آلمان مي شود و بر كرسي بيسمارك تكيه مي زند. هيتلر نيز، نخست از سوي پارلمان فدرال، صدراعظم آلمان شده بود كه بعدا لقب «پيشوا» را بر خود نهاد.

گرهارد شرودر صدراعظم پيشين از حزب سوسيال دمکرات در پي راي گيري، نخستين مقامي بود كه به مركل تبريك گفت و زمام امور بزرگترين كشور اتحاديه اروپا را به او سپرد. در انتخابات سپتامبر گذشته آلمان فدرال، هيچيك از احزاب اكثريت نيافتند. بنابراين كابينه تازه آلمان كه از 22 نوامبر 2005 كار خود را آغاز كرده يك دولت ائتلافي چپ و راست است كه با كوچكترين اختلاف دو حزب بزرگ فرو مي پاشد. به عبارت ديگر، مركل نمي تواند (در امور داخلي) زياد راستگرايي كند. چپها قبول كرده اند كه دست اتحاديه هاي كارگري باز گذارده نشود و راستها قول داده اند كه ماليات بر درآمدهاي بالا را كه تصاعدي است كاهش ندهند تا در جامعه آلمان ايجاد طبقه نشود. در اين كابينه، وزارت امور خارجه در دست حزب سوسيال دمكرات (چپ) باقي خواهد ماند.

 

بانو آنگلا مرکل

 

2008م:نشست دو روزه نوامبر 2008سران كشورهاي 21 گانه منطقه اقيانوس آرام كه يك گروه همكاري هاي اقتصادي را تشكيل داده اند (APEC) كار مهمي انجام نداد و شركت كنندگان در نشست تنها قول دادند كه در جريان بحران مالي جاري، و دست كم در يك سال آينده اقدام به حمايت از محصولات داخلي (پروتكشنيسم= Protectionism) در برابر واردات نکنند و امکان دهند که رقابت ميان کالا برقرار باشد. در اين نشست كه از 21 نوامبر 2008 در شهر ليما پايتخت كشور «پرو» برگزار شده بود همچنين اظهار اميداري شد كه بحران مالي جاري از نيمه سال 2010 فروكش کند!. همچنين قرار شد كه هيچكدام از دولت هاي شرکت کننده در نشست از جمله دولت آمريکا تسليم فشار براي حفاظت از صنايع رو به ورشكستگي نشود و حتي الامكان به صندوق بين المللي پول كمك كنند كه ژاپن وعده يك كمك يكصد ميليارد دلاري داد ولي چين كه داراي دو تريليون دلار ذخيره ارزي است در اين زمينه به سكوت خود ادامه داده بود.

اصحاب نظر در تفسير قطعنامه نشست گفته بودند که آمريكا عامل اصلي بحران مالي جاري است و بدون تعهد و تغيير سياست هاي آن دولت نمي شود اميد به رفع فوري بحران داشت.

دولت آمریکا از اعضای این گروه است ولی برغم قطعنامه نشست لیما، در طول سال 2009 به برخی از صنایع در حال ورشگستگی اش ازجمله کمپانی اتومبیلسازی جنرال موتورز کمک مالی دهها میلیارد دلاری کرد.

سران 21 گانه 21 نوامبر 2008 در شهر «ليما» با لباس محلي كشور « پرو Peru» موسوم به پونچوس Ponchos در كنار هم اين عكس يادگاري را گرفتند.

 

سران 21 گانه 21 نوامبر 2008 در شهر «ليما» با لباس محلي كشور « پرو Peru»

 

0: امپراتوري سوئد تجزيه و مناطقي از آن به لهستان ، دانمارك و امير نشين ساكسوني آلمان داده شد.

1783: در لندن اعلام شد كه در پي پيروزي انقلاب استقلال آمريكا تا آن روز، بيش از يكصد هزار تن از مهاجران انگليسي ساكن مهاجر نشينان 13 گانه كه وفادار به كشور مادري بودند به خاك انگلستان بازگشته و يا به مهاجر نشين كانادا نقل مكان كرده اند.

1930: اليجاه محمد در ديترويت آمريكا جمعيت «ملت مسلمان» را تاسيس كرد.

1940: دولت روماني همانند ساير کشورهاي اروپاي شرقي از جمله مجارستان و بلغارستان به قدرت محور Axis Powers (آلمان و ايتاليا) پيوستند. آن کشورها پس از شکست هيتلر متحد شوروي شدند و پس از انحلال پيمان ورشو، به عضويت «ناتو» در آمده اند و قاعدتا در آينده هم به قدرت وقت در اروپا خواهند پيوست!!.

1971: جمهوري توده اي چين بركرسي خود در شوراي امنيت نشست. مجمع عمومي سازمان ملل در 25 اکتبر 2005 راي به انتقال کرسي چين در آن سازمان، ارکانهاي مربوط و ازجمله شوراي امنيت به دولت پکن داده بود. اين کرسي از سال 1945 در اختيار تايوان بود!. تايوان يک جزيره متعلق به جمهوري توده اي چين است.

1980: ارزش طلا به بالاترين سطح خود يعني هر اونس850 دلار رسيد . چند سا ل پيش از آن هر اونس 161 دلار بود.

1980: يك رشته زمين لرزه در جنوب ايتاليا، بيش از چهار هزار و هشتصد تن از ساكنان منطقه را بي جان ساخت.

1985: كماندوهاي مصري در فرودگاه «مالت» به يك هواپيماي مسافربر ربوده شده مصري حمله بردند تا مسافران را نجات دهند كه در زد و خورد آنان و هواپيماربايان 60 تن و بسياري از ايشان مسافران هواپيما كشته شدند.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------