آخرین اخبار حوادث

Default Image

نامادری؛ متهم به قتل شبه‌عمد کودک ۳‌ساله با متادون

پرونده مرگ مشکوک کودک خردسال سه‌ساله که بر اثر مصرف متادون جان باخت، با قرار مجرمیت برای نامادری به دادگاه کیفری استان تهران…

محاكمه مرداني كه دست به قتل ناموسي زدند



چاقوكش, چاقوكشی,اخبار حوادث


2 سال پيش جسد مرد جواني توسط ماموران پليس يكي از شهرهاي اطراف شيراز پيدا شد كه نشان مي‌داد مرد جوان با ضربات سنگيني كه به قسمت‌هاي حساس بدنش وارد شده‌ جان خود را از دست داده‌ است.

 

با تحقيقاتي كه انجام شد پليس پي‌برد اين مرد قرباني يك انتقام‌گيري ناموسي شده‌ است. تحقيقات پيچيده‌اي انجام شد و سرانجام عامل اين قتل كه مردي جوان و برادرزنش بودند شناسايي و بازداشت شدند. آنها به قتل اعتراف كردند و مدعي‌ شدند اين قتل ناموسي بوده ‌است.

 

نماينده دادستان كه براي دفاع از كيفرخواست صادره عليه متهمان در دادگاه حاضر شده بود، مي‌گويد: وقتي جسد پيدا شد تحقيقات به سرعت در اين خصوص آغاز شد و متوجه شديم كه اين مرد به خاطر ضرباتي كه به نقاط حساس بدنش از جمله سر اصابت كرده، به قتل رسيده ‌است. دست و پاي اين مرد بسته ‌شده ‌بود و كبودي‌هاي برجاي مانده روي دست‌ و پايش نشان مي‌داد كه ابتدا با طناب دست‌وپايش را بسته و بعد او را كتك زده‌اند.

 

با بررسي‌هايي كه انجام داديم متوجه شديم كه اين مرد با زني جوان رابطه داشته‌ است و از آنجا كه اين زن، شوهر داشته فرضيه قتل ناموسي قوت گرفت و با بازداشت شوهر اين زن و انجام بازجويي‌ها واقعيت كشف شد. مرد متهم كه ميلاد نام ‌دارد اعتراف كرد وقتي متوجه حضور مقتول در خانه‌اش شده با برادرزنش به خانه رفته و او را كتك زده و به قتل رسانده‌ است.

 

البته ميلاد دليل قانوني براي قتل نداشت و صرف حضور مرد جوان در خانه‌اش نمي‌توانست به او اين اجازه را بدهد. ضمن اين‌كه او فرصت داشت موضوع را به ماموران پليس هم گزارش بدهد. بررسي‌هاي ما وجود رابطه بين مقتول و همسر متهم را ثابت كرده‌ و اين كار جرم است، اما كسي حق ندارد خود مجري قانون باشد و تصميم بگيرد. بنابراين درخواست مجازات قانوني براي متهم شده‌ است.

 

نماينده دادستان ادامه مي‌دهد: متهم رديف دوم هم حضور در صحنه قتل و همكاري با شوهرخواهرش را تاييد كرده‌ است. او همچنين گفت كه دست‌ و پاي مقتول را بسته و با شوهرخواهرش او را با چوب كتك زدند و بعد هم جسدش را به خارج خانه منتقل و در بياباني رها كردند.

 

متهمان در همه مراحل بازجويي، چه در اداره آگاهي و چه در دادسرا اتهام را قبول كردند. آنها صحنه قتل را بازسازي كردند و جزئيات را به طور كامل توضيح دادند. بنابراين دادسرا با توجه به خواسته اولياي‌دم درخواست مجازات را براي متهم دارد.

 

از حريم خانه‌ام دفاع كردم

ميلاد بدون اين‌كه مقاومتي كند يا قتل را توجيه كند اتهام خود را قبول دارد و مي‌گويد از كاري كه كرده پشيمان نيست و او بايد از حريم خانه‌اش دفاع مي‌كرد.

 

او مي‌گويد: چند سال بود كه با همسرم زندگي مي‌كردم. براي زنم همه چيز فراهم كردم، اما او هميشه از من ناراضي بود. گاهي دعوا و مدتي با هم قهر مي‌كرديم، اما اين اواخر خيلي بدرفتار شده‌ بود. متوجه شده ‌بودم با كسي رابطه دارد، اما نمي‌توانستم ثابت كنم و هر بار كه به زنم مي‌گفتم مي‌دانم با كسي رابطه دارد مرا متهم مي‌كرد و مي‌گفت تو بيماري و سوءظن داري. تا اين‌كه تصميم گرفتم او را زير نظر بگيرم. بايد متوجه مي‌شدم واقعا زنم به من خيانت مي‌كند يا اين که يك توهم است. وقتي تلفنش را چك كردم متوجه شدم او با كسي تلفني صحبت مي‌كند تا اين‌كه روز حادثه از طريق يكي از همسايه‌ها متوجه شدم مردي غريبه وارد خانه من شده ‌است.

 

او مي‌گويد: من قبلا در اين باره با برادرزنم حرف زده و به او گفته ‌بودم كه خواهرش به من خيانت مي‌كند، اما او مي‌گفت تو اشتباه مي‌كني. گفتم اگر واقعا آن مرد را پيدا كنم حاضري كمكم كني كه او را بكشيم؟ گفت حاضرم.

 

وقتي همسايه زنگ زد و گفت كه مردي وارد خانه من شده با برادرزنم تماس گرفتم و گفتم خواهرت آن مرد را به خانه آورده و تو به من قول دادي. پس بايد همراهم بيايي. او هم قبول كرد. من از محل كارم به سمت خانه رفتم و سر كوچه بودم كه برادرزنم را ديدم. او زودتر از من رسيده ‌بود و منتظر بود كه باهم وارد خانه شويم.

 

متهم در مورد حادثه‌اي كه داخل خانه اتفاق افتاد، مي‌گويد: وقتي با برادرزنم وارد خانه شديم مرد جوان را با زنم در خانه ديديم. آنها از ديدن ما خيلي تعجب كردند. من اول به سمت زنم رفتم و او را كتك زدم. خيلي از دستش عصباني بودم. او به من خيانت كرده‌ بود.

 

نمي‌توانستم تحمل كنم كه اين‌طور با من رفتار كرده‌ است.

برادرزنم به سمت آن مرد رفت و كتكش زد. زنم را داخل اتاقي انداختيم و بعد دست و پاي آن مرد را بستيم.

 

متهم در مورد اين‌كه آن مرد التماس و خواهش مي‌كرد يا نه، مي‌گويد: چندبار گفت توضيح مي‌دهم چه شده و بعد هم گفت زنت خواست كه من به خانه‌ات بيايم و قول مي‌دهم ارتباطم را با او قطع كنم.

 

من به حرف‌هايش توجه نمي‌كردم. وقتي با برادرزنم دست‌ و پايش را بستيم او را با چوب زديم. حسابي كتكش زديم. در چند ضربه اول مرد جوان از حال رفت و ديگر صدايي از او در نمي‌آمد، اما من همچنان عصباني بودم و او را كتك مي‌زدم تا اين‌كه برادرزنم جلويم را گرفت و گفت كه فكر مي‌كند او مرده ‌است.

 

متهم در مورد انتقال جسد به بيرون مي‌گويد: مرد جوان غرق در خون بود. با اين‌كه برادرزنم مي‌گفت او مرده ‌است، اما من باور نمي‌كردم. فكر كردم بيهوش شده و خيلي زود به​هوش مي‌آيد. بايد جسد را به بيرون منتقل مي‌كرديم. با كمك برادرزنم جسد را در صندوق عقب ماشين گذاشتيم و به بياباني در همان نزديكي برديم و همان‌جا رها كرديم.

 

او در مورد اين‌كه همسرش در حال حاضر چه مي‌كند، مي‌گويد: او در خانه پدرش زندگي مي‌كند.

 

همسرم هم بايد تاوان كارش را پس دهد. با خيانتي كه به من كرد زندگي‌ام را از بين برد. هم‌من و هم برادرش گرفتار شديم و او بايد تاوان اين كارش را پس دهد.

قرارمان قتل نبود

 

متهم رديف دوم، برادرزن متهم رديف اول است. هرچند اتهام قتل، را متوجه شوهرخواهرش مي‌داند و مي‌گويد در قتل مشاركت نداشته، اما به شوهرخواهرش كمك كرد تا بتواند اين قتل را انجام دهد.

 

چرا در قتل با شوهرخواهرت همراه شدي؟

قرار نبود كسي را بكشيم و مي‌خواستيم مردي را كه به خانه خواهرم رفته‌ است، بزنيم.

 

تو مي‌دانستي خواهرت با كسي رابطه دارد؟

نه، نمي‌دانستم. البته شوهرخواهرم مي‌گفت كه متوجه رابطه او با كسي شده ‌است، اما من حرفش را باور نمي‌كردم.

 

وقتي متوجه شدي كه خواهرت با كسي رابطه دارد چرا سعي نكردي جلوي او را بگيري؟

من كاري از دستم برنمي‌آمد.

 

تو مي‌توانستي زودتر از شوهرخواهرت وارد خانه شوي و آن مرد را از خانه بيرون كني يا اين‌كه با پليس تماس بگيري، اما اين كار را نكردي. چرا؟

شوهرخواهرم از من قول گرفته بود كه بدون او وارد خانه نشوم.

 

ضمن اين‌كه ممكن بود آن مرد به من حمله كند. البته من فكر مي‌كنم او بايد مجازات كاري را كه كرده ‌بود تحمل مي‌كرد.

 

ما ناموس داريم، ما غيرت داريم، نبايد چنين كاري با ما مي‌كرد.

 

اگر به پليس خبر مي‌دادي او را بازداشت و مجازات مي‌كردند. لازم نبود شما درگير شويد.

 

در آن حالت عصبانيت اصلا نمي‌توانستم درست تصميم بگيرم.

 

چرا او را كشتيد؟

نمي‌خواستيم بكشيم، مي‌خواستيم كتكش بزنيم و از خانه بيرون بيندازيمش. ما اگر مي‌خواستيم كسي را بكشيم اول خواهرم را كه به شوهرش خيانت كرده‌ بود، مي‌كشتيم.

بنابراين ما قصد كشتن كسي را نداشتيم فقط مي‌خواستيم او را تنبيه كنيم، اما شوهرخواهرم خيلي عصباني بود و آنقدر با چوب به سر مقتول زد كه او جان داد.

 

شما مي‌دانستيد او مرده‌ است؟

من فكر مي‌كردم مرده ‌باشد، اما شوهرخواهرم مي‌گفت زنده‌ است. گفت او را بيرون مي‌اندازيم تا پليس پيدايش كند.

 

چرا او را به بيمارستان نبرديد؟

 

او وارد زندگي خواهرم شده ‌بود و به ناموس ما چشم داشت. چرا بايد چنين كاري مي‌كرديم؟

 

از كاري كه كردي پشيمان نيستي؟

 

مقتول بايد مجازات مي‌شد. او نبايد اين كار را مي‌كرد، اما ما هم نبايد طوري او را مي‌زديم كه بميرد.

 

منبع:jamejamonline.ir

کالا ها و خدمات منتخب

    تازه ترین خبرها(روزنامه، سیاست و جامعه، حوادث، اقتصادی، ورزشی، دانشگاه و...)

    سایر خبرهای داغ

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------