مرگ در پس زمینه فقر



 اخبار اجتماعی ,خبرهای اجتماعی,سیدمحمد موسوی‌زاده

 

اصل سی‌ام قانون اساسی می‌گوید آموزش تا پایان دوره‌ متوسطه باید رایگان باشد و دولت موظف است تحصيلات عالی را هم تا سرحد خودكفایی كشور به صورت رايگان گسترش دهد. اما امروزه فراهم نبودن امکان آموزش رایگان برخی از دانش‌آموزان بی‌بضاعت را به سمت مرگ و خودکشی سوق داده است.

 

سیدمحمد موسوی‌زاده دانش‌آموز 11ساله بوشهری فقط به‌دلیل نداشتن تلفن همراه خود را حلق‌آویز کرد و با این سن کم به زندگی‌اش پایان داد. می‌گویند این دانش‌آموز ۱۱ساله ساکن شهرستان دیر در جنوب استان بوشهر بود و در خانواده‌ای بی‌بضاعت زندگی می‌کرد که به دلیل نداشتن تبلت و فرسودگی گوشی همراه و عدم امکان حضور در کلاس‌های آنلاین، خود را با طناب حلق‌آویز کرده است.

 

دلنوشته معلم او هم که در فضای مجازی پخش شده است، حکایت از آن دارد که او گوشی داشته اما چون سالم نبوده در استفاده از آن دچار مشکل بوده است. در بخشی از دلنوشته معلم محمد آمده است:«همین‌طور که گروه رو زیر و رو می‌کردم،جا به جا پیام سیدمحمد بود که اجازه گوشی من خرابه، اجازه گوشی من عکس نمی‌گیره، فیلم ارسال نمی‌کنه. دیروز آقای مدیر بهم زنگ زد و گفت سیدمحمد از دنیا رفته و من الان نشستم پای گروه بدون تدریس، بدون تکلیف... از این به بعد کی وسط تدریس ریاضی بپره و بگه من گوشیم خرابه؟ کی بعد از وویسای روخوانی فارسی بچه‌ها بگه من نمی‌تونم وویس بذارم؟ کی بعد از کنفرانسای مطالعات بچه‌ها بگه خانم معلم عزیزم من چطوری فیلم ارسال کنم؟»

 

آموزش و پرورش تکذیب کرد

واکنش‌های گسترده به خبر خودکشی دانش‌آموز ۱۱ساله دیری، آموزش و پرورش استان بوشهر را به تکاپو واداشت که با تکذیب ماجرا بر آن سرپوش بگذارد. به همین دلیل روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر اعلام کرد: «اخبار منتشر شده مبنی بر خودکشی دانش‌آموز ۱۱ساله اهل شهرستان دیر این استان به دلیل دسترسی نداشتن به تلفن همراه و کلاس‌های آموزش مجازی صحت ندارد.»

 

در اطلاعیه‌ای که آموزش‌وپرورش بوشهر در این ارتباط منتشر کرد، آمده است: «براساس اعلام آموزش‌وپرورش شهرستان دیر و تحقیق و بررسی‌های میدانی و مستندات جمع‌آوری شده، این مرحوم از روز بازگشایی مدرسه‌ها در ۱۵ شهریور ماه تا روز حادثه بنا به درخواست ولی دانش‌آموز به‌دلیل شرایط کرونایی در مدرسه حضور نداشته و در این مدت با استفاده از تلفن همراهی که مدیر مدرسه با هزینه شخصی در فروردین ماه ۹۹ به وی اهدا کرده بود تا آخرین ساعت روز حادثه در سامانه شاد به صورت فعال و در کلاس‌های درس مجازی آنلاین شرکت داشته‌است.»

 

تکذیب تکذیبیه آموزش و پرورش

هنوز ساعاتی از تکذیبیه آموزش و پرورش نگذشته بود که مادر داغدیده محمد موسوی‌زاده ادعای آموزش‌وپرورش را بی‌اساس خواند و گفت آموزش و پرورش در این زمینه دروغ می‌گوید، محمد به‌خاطر نداشتن گوشی خودکشی کرده است. وی در این‌زمینه به رکنا گفت :«محمد دانش‌آموز کلاس پنجم بود.او بچه درسخوان و دانش‌آموز زرنگی بود.دلش می‌خواست گوشی هوشمند داشته باشد و بتواند برای معلمش عکس و فیلم‌هایی را که خواسته می‌شد بفرستد. اما ما در خانه‌مان فقط یک گوشی خراب داشتیم که نه فیلم‌برداری می‌کرد و نه می‌شد با آن صدا فرستاد. همین باعث غم و غصه پسرم شده بود.»

 

وی در ادامه گفت:«همسر من مریض است و یک فرزندمعلول هم دارم.در خانه‌های مردم کار می‌کنم و زندگی‌مان را به سختی و با کمک اقوام و مردم شهر می‌گذرانیم. می‌خواستم کار کنم و برای محمد گوشی بخرم.او به من می‌گفت خودم بزرگ می‌شوم و کار می‌کنم.اما الان نیاز به یک گوشی یا تبلت داشت که از بقیه بچه‌ها در درس‌هایش عقب نیفتد که ما هم توان مالی برای خرید آن نداشتیم.»

 

درحالی‌که آموزش‌وپرورش ادعا کرده مدیر مدرسه برای محمد گوشی تهیه کرده بود، اما مادر محمد آن را تکذیب کرده و در این زمینه گفته است: «مدیر مدرسه محمد چند بار گفته بود که می‌خواهد به سه دانش‌آموز گوشی بدهد اما این اتفاق نیفتاد. هیچ گوشی‌ای در کار نبود و تنها دلیل غصه پسرم که باعث شد این بلا را سر خودش بیاورد همین نداشتن گوشی بود.مدرسه تا به حال هیچ کمک مالی‌ای هم به ما نکرده بود.»

 

سهم صفر از زندگی

این اولین بار نیست که فقر و نداری کودکان سرزمین ثروتمند ایران را به‌سمت خودکشی و مرگ خودخواسته سوق می‌دهد. فروردین همین امسال بود که زینب دختر بچه ۱۱ساله ایلامی به خاطر فقر و نداشتن لباس عید خود را حلق‌آویز کرد و به زندگی‌اش پایان داد، در حالی که آخرین آرزویش خرید یک دست لباس نو برای نوروز بود.

 

وقتی زینب ابتدایی‌ترین نیازش را غیرقابل تحقق دید مرگ را ترجیح داد درست مثل محمد! دو ماه بعد از مرگ زینب و در خرداد ماه «آرمین» کودک ۱۱ساله ساکن محله جعفرآباد کرمانشاه به دلیل فقر و گرسنگی با خوردن قرص خودکشی کرد. داستان زندگی آرمین از زبان مددکار اجتماعی این گونه به تصویر کشیده شده است: «بعد از فوت مادر، مدت‌ها اعضای جمعیت (امام علی) به علت تعطیلی خانه ایرانی جعفرآباد به خاطر کرونا هر روز با غذای گرم به خانه آرمین می‌رفتند و شهادت می‌دادند که حتی قاشقی برای خوردن غذا در آن خانه نیست که امیدی به طبخ غذا در آن‌جا باشد.»

 

در حالی که خودکشی به خاطر فقر در کشور ما، دیگر سن و سال نمی‌شناسد و به کودکان نیز سرایت کرده است که نهادهای عریض و طویلی به اسم حمایت از نیازمندان بودجه‌های میلیاردی را می‌بلعند و به جای خدمت به مستمندان در خدمت اغنیا قرار می‌گیرند.

 

سازمان بهداشت جهانی سال گذشته اعلام کرد خودکشی سیزدهمین علت مرگ در گروه سنی ۱۵ تا ۳۴ سال در جهان است. اما این آمار درایران با پایین رفتن سن خودکشی میان کودکان به زیر ۱۵ سال رسیده است و اکنون با پدیده جدیدی تحت عنوان خودکشی کودکان مواجه هستیم. پدیده‌ای که نشان می‌دهد یاس، ناامیدی و افسردگی در بزرگسالان که پیش‌تر خود را نشان داده بود، اکنون به کودکان نیز سرایت کرده و چنان روح کودکانه آنان را مچاله کرده است که آنان راه فرار و چاره را در مرگ و نیستی می‌بینند.

 

همدلی/ستاره لطفی 

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------