تازه های آرامش سبز


مناجات خواجه عبدالله انصاری,مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری,نمونه ای از مناجات های خواجه عبدالله انصاری

بخش هایی از مناجات زیبای خواجه عبداالله انصاری

مناجات های خواجه عبدالله انصاری ابواسماعیل عبدالله بن ابی منصور محمد( 396- 481 ق)، مفسر، محدث، فقیه…


بخش هایی از مناجات زیبای خواجه عبداالله انصاری



مناجات خواجه عبدالله انصاری,مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری,نمونه ای از مناجات های خواجه عبدالله انصاری

مناجات های خواجه عبدالله انصاری

 

ابواسماعیل عبدالله بن ابی منصور محمد( 396- 481 ق)، مفسر، محدث، فقیه و عارف قرن پنجم است که به دلیل رسیدن نسبش به ابوایوب انصاری معروف به خواجه عبدالله انصاری است. اثر مشهور وی« مناجات نامه» است.

در این مطلب، قسمت هایی از مناجات های خواجه عبداالله انصاری آورده شده است.


الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی.

الهی، عمر خویش به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.


الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خویش مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار.

 

الهی موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر ذاکرانی، از نزدیک نشانت می دهند و بر تر از آنی و از دورت می پندارند نزدیک تر از جانی.

الهی دلی ده که شوق طاعت افزون کند و توفیق طاعتی ده که به بهشت رهنون کند.

الهی نفسی ده که حلقهٔ بندگی تو گوش کند و جانی ده که زهر حکمت تو نوش کند.

الهی دانایی ده که در راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم.


الهی دیدهٔ ده که جز تماشای ربوبیت نبیند و دلی ده که غیر از مهر عبودیت تو نخواهد.


الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم.


الهی روی بنما تا در روی کسی ننگریم و دری بگشا تا بر در کس نگُذریم.


الهی بحرمت ذاتی که تو آنی، بحرمت صفاتی که چنانی و بحرمت نامی که تتو دانی بفریاد رس که میتوانی.

 

الهی! بر سر از خجالت گرد داریم و رخ از شرم گناه زرد داریم.


الهی! اگر دوستی نکردیم، دشمنی هم نکردیم. اگر چه بر گناه مصریم بر یگانگی حضرت تو مقریم.

الهی! در سر خمار تو داریم و در دل اسرار تو داریم و به زبان استغفار تو داریم.

الهی! اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم.

الهی! بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن و به گناه روی ما را سیاه مکن.

الهی! تقوایی ده که از دنیا ببریم، روحی ده که از عقبی برخوریم. یقینی ده که در آز بر ما باز نشود و قناعتی ده تا صعوه حرص ما باز نشود.


الهی! دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده تا در چاه نیفتیم. دست گیر که دستاویزی نداریم، بپذیر که پای گریزی نداریم.

الهی! درگذر که بد کرده ایم و آزرم دار که آزرده ایم.


الهی! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مران این بنده آموخته را ....

 

گردآوری: بخش مذهبی بیتوته

 

 

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------