تازه های شهر حکایت

حکایت طنز,حکایت,حکایت طنز عبید زاکانی

چند حکایت جالب و خواندنی

حکایت های جالب و خواندنی گوشت را آزاد كن از بزرگان عصر، يكي با غلام خود گفت كه از مال خود، پاره‌اي…

در همیشه باز (حکایت)



چند کلمه کلیدی

 

مردی در گوشه ای به راز و نیاز به درگاه الهی می پرداخت و چنین می گفت:

 

خداوندا، کریما، آخر دری بر من بگشای.

 

صاحبدلی از آن جا گذر می کرد سخن مرد شنید و گفت:

 

ای غافل این در کی بسته بوده است!

 

 

منبع:روزنامه خراسان

کالا ها و خدمات منتخب

      ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

      ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------