تازه های شهر حکایت


حکایت گلستان سعدی, حکایت های آموزنده

حکایات سعدی در باب اخلاق درویشان

حکایت های گلستان سعدی گلستان کتابی است نوشتهٔ شاعر و نویسندهٔ معروف ایرانی سعدی شیرازی که در یک…


حکایت فاضل و نادان



 

 

حکایت فاضل و نادان

 

فاضلی به یکی از دوستان نامه ای می نوشت تا راز خود را با او درمیان گذارد. شخصی پهلوی او نشسته بود و به گوشه چشم نامه او را می خواند.

 

بر وی دشوار آمد. بنوشت: اگر در پهلوی من دزدی ننشسته بودی نوشته مرا نمی خواندی، همه اسرار خود بنوشتمی.

 

آن شخص گفت: به خدا من نامه تو را نمی خواندم.

 

فاضل گفت: ای نادان پس از کجا دانستی که یاد تو در نامه است.


منبع:روزنامه خراسان

مطالب پیشنهادی,وبگردی
 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------