افزايش تورم -كاهش‌ارزش پول؛ بن‌بست را بگشاييم



 اخبار اقتصادی ,خبرهای اقتصادی ,آجیل

 97 هم به روزهای پایانی می‌رسد ولی واقعیت این است که بوی عید نمی‌آید یا لااقل آنطور که سال‌های پیش می‌آمد، نمی‌آید. کمتر خانواده‌ای می‌تواند از پس خرید آجیل 200 هزار تومانی برآید و حتی اگر هم بخرد شاید کمتر میهمانی با میل تعارف میزبان را بپذیرد. سالی که از نیمه دوم چنان روزهای سختی را یکی پس از دیگری رونمایی کرد که بعضا باور بعضی قیمت‌ها و نایاب شدن برخی کالاها باورکردنی نبود. قشر ضعیف جامعه هم که بیشتر از همیشه تحت تاثیر قرار گرفت و سفره‌اش خالی‌تر شد. دولت هرچه کرد اما باز هم نتوانست پابه‌پای تورم پیش رود و عقب ماند.

 

بسته‌های حمایتی و گوشت‌های یخ زده‌ای که حتی یک هواپیما و سرنشینانش را هم متاسفانه از دست دادیم، نتوانست از تب گرانی‌ها بکاهد. کمپین‌های نخریدن هم برعکس عمل کرد تا جایی که پیش فروش محصولات سایپا در کمتر از دو ساعت به پایان رسید. هرکه هرچه داشت و نداشت را می‌خواست به کالایی باارزش تبدیل کند تا از ارزش دارایی هاش کمتر کاسته شود. حالا دیگر جامعه نوعی آرامش را تجربه می‌کند و تلاطم‌ها و نوسانات انگار از نفس افتاده‌اند. شاید هم یک نوع بی‌تفاوتی و بی‌اعتمادی به همه چیز در بین مردم حکمفرما شده است! همچنان از گوشه و کنار اخبار اختلاس و فساد اقتصادی شنیده می‌شود ولی آنقدر عادی شده که حتی رقم‌ها و صفرها هم نمی‌تواند کسی را متعجب کند! با دکتر یحیی آل اسحاق به گفت‌وگو نشستیم. او که رئیس پیشین اتاق بازرگانی تهران بود و رئیس فعلی اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق، تجربه 40 سال‌های در کارنامه خود دارد و وزیر بازرگانی دولت ششم بود. از دوران وزارت خود به نیکی یاد می‌کند که به رغم محدودیت‌ها توانسته به خوبی از پس کار برآید و انتظار دارد که الان هم مسئولان دست به دست هم دهند و دعواهای سیاسی و جناحی را کنار بگذارند و به تامین معیشت مردم بپردازند. آل اسحاق سال98 را سال سختی پیش‌بینی کرد و خاطرنشان ساخت که باید طرحی نو با مدیریتی نو و برخوردی نو داشت.

 

‌اقتصاد در سال 97 را چطور ارزیابی می‌کنید؟

شرایطی را در سال 97 گذراندیم که تقریبا بر همگان مشخص است. نقدینگی به حدود هزار و هشتصد هزار میلیارد رسید و ارز نوسانات متعددی را داشت که تا حدودی با تغییر رئیس کل بانک مرکزی در یک دامنه‌ای محدود نگه داشته شد ولی با وجود ارز چندنرخی در بازار آزاد و نیمایی و 4200 تومانی و ارز 10 هزار تومانی که در حوزه ارزی حاکم بود، نوسانات بعضا شدیدی را تجربه کردیم. مسکن، رشد 70 تا حدود 100 درصدی را در بعضی مناطق تجربه کرد و معیشت مردم و مواد غذایی نظیر گوشت، برنج، روغن با مخاطراتی همراه شد.

 

‌ به غیر از نوسانات و تلاطم قیمت‌ها چه حوزه‌های دیگری در اقتصاد دستخوش تغییرات شد؟

شاخص‌های عمده مثل خوراک، مسکن، آموزش و... فشار زیادی روی مردم به‌ویژه طبقات متوسط به پایین داشت. یعنی قدرت خریدشان با هزینه‌هایشان تطابق نداشت و تورمی که داشت به سمت یک مرز کنترل شده پیش می‌رفت دوباره سیر صعودی به خود گرفت. در مجموع شاید شاخص‌های اینچنینی چندان خوب نبود. ولی در نقطه مقابل وضعیت صادراتمان تا حدودی رشد کرد. در حوزه مسائل مربوط به آموزش، دانشگاه‌ها و جوانان نقاط مثبت و منفی را با همدیگر داشتیم. نگرانی‌هایی در بین حاشیه نشین‌ها و اطراف شهرها بود ولی آنچه در حوزه اقتصاد می‌توان گفت مسائل بیکاری و رکودی است که در بخش تولید داشتیم.

 

نظامات بانکی به سمت سامان پیش رفت ولی هنوز به سامان درستی نرسیده. فشار هزینه‌های مالی در بخشهای تولیدی هنوز جدی است و از جمله مشکلاتی که همچنان وجود دارد، شیوه محاسبه‌ای است که بانک‌ها به صورت نرخ مرکب و جریمه با نرخ‌های ظاهرا 18 درصدی که در عمل خیلی بالاتر از این حرف‌هاست، دارند. مسائل بین خود بانک‌ها، بدهی دولت به کارفرمایان و بدهی بانک‌ها به همدیگر را در این مدت داشتیم. مسائل مربوط به فساد هم تا حدودی آسمان ریسمان شد و در بین جامعه به نگرانی‌های عمومی دامن زد.

 

‌آیا مسئولان با علم به اینکه ممکن است ترامپ از برجام خارج شود، هدفگذاری کرده بودند؟

در عین حال تلاش مسئولان سامان دادن اوضاع بود. البته یک مقدار از این مشکلات به مسائل بین‌الملل و برجام و برهم زدن بازی توسط آمریکا و طولانی شدن ماجرا توسط اروپایی‌ها که سعی در خریدن وقت داشتند، مربوط است. سوءاستفاده کنندگان داخلی هم که همیشه در صدد بهره‌برداری از شریط به نفع خود هستند. دولت روش‌ها و منش‌ها و سیاست‌هایی را توسط وزرای مختلف که هر کدام با یک دیدگاه می‌خواستند مسائل را حل کنند، اجرا کرد.

 

در رابطه با مسأله نرخ ارز و تنظیم بازار و مسائل مربوط به ساختار لازم و وجود وزارت بازرگانی یا عدم وجود آن به نتیجه مطلوب نرسید و با اینکه 14 میلیارد دلار ارز به منظور تامین کالاهای اساسی اختصاص داد اما در حد 50 درصد افزایش قیمت داشت و فضای خوبی برای حوزه اقتصاد ایجاد نکرد ولی در هر صورت ما سال را تحت تحریم‌های خارجی و مسائل داخلی تمام کردیم. درحالی که مردم تحمل کردند ضمن اینکه گلایه هم کردند. مخصوصا حقوق بگیران و متوسط به پایین ما فشار زیادی را متحمل شدند. ولی آنچه زیاد به چشم آمد، تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی بود که خیلی افت کرد و بحث معیشت مردم که تا حدود زیادی تحت تاثیر گرانی‌ها واقع شد.

 

‌در رابطه با شاخص‌های اقتصادی چطور؟

تولید ناخالص داخلی نتوانست به رشد پیش‌بینی شده برسد. رشدی که به صورت مثبت تا حدود 2، 3 درصد پیش می‌رفت، بعضا منفی شد. صادراتمان یک مقدار بهتر شد ولی در رابطه با تامین مواد اولیه بعضا به مشکلات جدی برخوردیم. به رغم اینکه صادرات نفتمان یک مقدار کم شد ولی هنوز طرازمان منفی نیست. مجموعه‌ای از تلاطمات بازار ارز و پول و بانک و مسائل روانی و تهدیدات داخل و خارج بود که مردم احساس آرامش و رضایت در سال 97 نمی‌کنند هرچند خود مسئولان هم تلاش می‌کنند ولی در عین حال نتوانستند برنامه کامل و جامعی پیاده کنند.

 

‌چرا دولت نتوانست آنطور که باید خود را برای شرایط تحریم و خروج آمریکا از برجام مهیا سازد؟

در واقع چند سلیقه در حلقه اقتصادی دولت حاکم است لذا گاه گداری در بیرون هم نمود پیدا می‌کند. مسائل معیشت مردم و کالای اساسی با نوعی از مسائل سیاسی پیوند خورد و نخ تسبیح همه این حرف‌ها که خیلی خطرناک است اعتماد مردم به توانایی و کارایی مسئولان است که تا حدودی آسیب دید.

 

یعنی نگرانی مردم این است که ظاهرا مجموعه این تلاش‌ها اگرچه مثبت هم هست ولی به یک سرمنزل مقصود نمی‌رسد یا نمی‌تواند برسد. وقتی اعتماد و سرمایه اجتماعی بریزد، اداره امور سخت می‌شود. دولت اگر نتواند مردم را همراه خود داشته باشد؛ مردم تولیدکننده، مردم مصرف کنند، مردم عادی و مردم خواص را با خود همدل و هم جهت نکند، به سمت خوبی پیش نمی‌رود. دولت عمدتا بر مبنای اجرایی شدن برجام پیش می‌رفت و با اینکه اوایل هم دورنمای خوبی از آن نمایان شد ولی در میانه راه دیدند که جواب نداد به طوری که رئیس‌جمهور، معاون اول و وزیر خارجه اذعان کردند که نمی‌شود. لذا باید طرحی نو درانداخت، طرحی نو با مدیریتی نو و برخوردی نو.

 

‌دورنمای اقتصاد 98 را چطور می‌بینید؟ آیا آثار آنچه در 97 گذشت به 98 هم منتهی می‌شود؟

ما از شرایط سخت‌تر از این هم گذر کرده‌ایم در حالی که آورده‌ها و امکاناتمان به مراتب پایین‌تر از الان بود. ولی در عین حال امور اداره شد. مثل نظام فیدبک که شرایط تمام مراحل اهداف و قوت‌ها و ضعف‌ها و سیاست‌های اجرایی را یک دور در طول مسیر کنترل می‌کنند و هرجا که لازم باشد تغییر می‌دهند باید عمل کنیم. به نظر می‌رسد باید یک فیدبک از کل جریانات اقتصادی و نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید داشته باشیم و یک دور دیگر نظام تدبیر و اداره امور در بخش اقتصادی را باید فراهم کرد.

 

قطعا وضعیت الانمان غیر از وضعیت سال‌های گذشته در همه حوزه‌هاست. هرچند شرایط داخلی و نیازها فرق کرده است. بودجه‌ای که الان تصویب شده، صد هزار میلیارد تومان کسری دارد. یعی اگر یک چهارم بودجه کسری باشد، نمی‌تواند بودجه خوبی باشد و قطعا تبعات زیادی خواهد داشت. یا دعوای بین مجلس و دولت در رابطه با افزایش حقوق‌ها دورنمای خوبی برای سال 98 نیست. یا بحث‌هایی که هنوز به هنوز است بر سر دستمزد کارگران وجود دارد و به توافق نرسیده و به 27 اسفند موکول شده نشان دهنده این واقعیت است که دورنمای 98 برای کارفرمایان و کارگران نگران کننده است. قدرت خرید دستمزدشان جواب هزینه‌های معمولشان را نمی‌دهد. یا در رابطه با مسائل بین‌الملل دورنمایی که ترسیم می‌کنند و بزرگنمایی تحریم‌ها بیشتر از آنچه در واقع هست، کار را بدتر از بدتر می‌کند. واقعا از آقای همتی تشکر می‌کنیم که در همین بحران توانسته کار را اداره کند. مجموعه عوامل خارجی، داخلی و انتظارات مردم سال 98 را اگر تدبیر درستی نشود، سال سختی خواهد بود. ولی اگر واقعیت‌ها را آنطور که هست قبول کنیم با تجربه 40 ساله ام، اوضاع را قابل اداره و کنترل می‌دانم.

 

‌چه کارهایی باید انجام داد تا اوضاع قابل اداره و کنترل شود؟

مجلس و دولت دعواهایشان را کنار بگذارند. جریانات سیاسی فعلا بحث‌های مربوط به رای و انتخابات را کنار بگذارند و در مقابل تهدیدات همدل شوند و دست به دست هم دهند و با دولت هماهنگ شوند. به نظر می‌رسد گذر ممکن است به این دلیل که اولا در رابطه با شاخص‌های فشاردهنده مثل ارز اوضاع بدی نداریم و تنها قدرت جابه‌جایی و مدیریتش سخت شده است. امکان تولید نیازهای داخلی و حتی صادرات را داریم. بازار 12 میلیارد دلاری عراق امسال تا 20 میلیارد دلار هم افق قابل دسترسی دارد. در حوزه‌های مردمی هم درست است که به مردم فشار می‌آید ولی در بودجه 14 میلیارد دلار برای 24 قلم کالا در نظر گرفته شده است. یک میلیارد دلار کل نیاز گوشتی کشور را تامین می‌کند. وحدت فرماندهی و لوث نشدن مسأله مهم است. اکنون در رابطه با کالاهای اساسی یکجا تصمیم و کنترل و نظارت نمی‌شود لذا از دست در می‌رود. دولت که مدیر میدانی است تاکنون چهار بار اعلام کرده اگر نظام بازرگانی نباشد قادر به کنترل نیست ولی مجلس محترم همراهی نمی‌کند.

 

‌اخبار اختلاس‌هایی که از گوشه و کنار هرازگاهی رسانه‌ای می‌شود تا چه حد می‌تواند در شرایط اقتصادی تاثیرگذار باشد؟

باید مراقب اخبار هر روزه اختلاس با رقم‌های مختلف که بعضا اعلام می‌شود اشتباه شده و منظور اختلاس نبوده، نباشیم. گاهی خودمان فضا را خراب می‌کنیم. نباید تلقی جامعه این باشد که من دزدم، تو دزدی، او دزد است، ما دزدیم، شما دزدید، ایشان دزدند. ترس و واهمه که فراگیر شود همه دارایی‌ها از دست می‌رود. جالب این است که همه راهکارها موجود است و تنها همدلی و همراهی لازم است. همانطور که در زمان جنگ هشت ساله همه در صحنه حضور داشتند و از جان و دل مایه می‌گذاشتند. الزامات اولویت بندی را در دستور کار قرار دهیم. معیشت مردم و تولید را در اولویت‌ها قرار دهیم.

 

 

آرمان/ نازنین فرازی 

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------