تازه های اصول و فروع دین


عدل الهی,منظور از عدل در اصول دین,معنی عدل در اصول دین

چرا از بین صفات خداوند عدل مستقلا جزء اصول دین آورده شده است؟

عدل در اصول دین منظور از عدل در اصول دین اصول دین پایه های اعتقادی شیعه دوازده امامی است که به…


پيامبران اولوالعزم و عموميّت نبوّت



پيامبران اولوالعزم,نبوت

 

ـ پيامبران اولوالعزم
قرآن كريم برخي از پيامبران را اولوالعزم ناميده است ولي نام آن‎ها را نبرده است، چنان كه خطاب به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‎فرمايد: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوالْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ».[1]
بسان پيامبران اولوالعزم صابر باش.
واژه «عزم» در لغت به معناي اراده و تصميم قطعي، و «اُولُوا» به معناي صاحبان است بنابراين، «اولوالعزم» يعني افراد صاحب اراده و تصميم قطعي كه هرگز از عمل و كوشش دست نمي‎كشند.
اما درباره اين كه مقصود از اولوالعزم در آيه ياد شده چيست، و اين كه آنان چه كساني هستند، نظريات مختلف وجود دارد. ما در اين جا به نقل نظريه‎اي كه در احاديث موثق از ائمه ـ عليهم السلام ـ نقل شده است، بسنده مي‎كنيم، و آن اين كه: «مراد از پيامبران اولوالعزم، پيامبران صاحب شريعت مي‎باشد، و آنان عبارتند از: حضرت نوح، ابراهيم، موسي، عيسي ـ عليهم السلام ـ و حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ».[2]
ـ عموميت نبوت
مقتضاي دلايل عقلي لزوم بعثت پيامبران، عموميّت آن است، يعني هر جا انسان‎هايي بوده‎اند كه شايستگي دريافت هدايت‎هاي معنوي پيامبران را داشته‎اند، قطعاً خداوند براي آنان پيامبري نيز برانگيخته است. اين مطلب از آيات قرآن و روايات اسلامي نيز به دست مي‎آيد. قرآن كريم مي‎فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاَّ خَلا فِيها نَذِيرٌ».[3]
هيچ جمعيتي نبوده است مگر اين كه بيم دهنده‎اي داشته باشد.
و نيز مي‎فرمايد: «وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ».[4]
هر قومي را هدايتگري بوده است.
و نيز مي‎فرمايد: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً...»[5].
در هر جمعيتي پيامبري را برگزيديم.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ نيز فرموده است: «خداي سبحان هيچ‎گاه بندگان خود را از پيامبر مُرسل، و يا كتاب منزل، يا حجت الزام‎آور، يا راه روشن و استوار محروم نساخته است.»[6]
و در جاي ديگر فرموده است: «خداوند، آدم را در زمين جاي داد تا آن را آباد سازد، و حجت بر بندگان خدا باشد. پس از قبض روح او نيز آنان را از كساني كه حجت خدا را تأكيد نموده و پيوند معرفت را ميان آنان و خدا برقرار سازد، محروم نساخت، بلكه پيوسته حجتهاي خود را توسط پيامبران و متحملان امانتهاي رسالت الهي تجديد نمود، تا اين كه جريان نبوت توسط پيامبر ما محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ پايان يافت.[7]»
البته گزارش جامعي از تاريخ پيامبران در دست نيست، و قرآن كريم نيز تصريح نموده است كه تنها سرگذشت برخي از آنان را ذكر نموده است؛[8] چرا كه اصولاً شأن و رسالت قرآن كريم نقل گزارشهاي مفصل تاريخي نيست، بلكه از جريان‎هاي تاريخي به اندازه‎اي كه در هدايت انسان‎ها مؤثر است، بسنده نموده است. از اين رو، قطعاً ‌پيامبراني كه در قرآن كريم ياد شده و يا شرح زندگاني آن‎ها بيان شده است، ويژگي‎هايي داشته‎اند كه مربوط به يكي از جهات زير بوده است:
1. زمان و مكان رسالت.
2. قوم و امت رسول.
3. مقام و منزلت پيامبر.
4. آيين و شريعت پيامبر.
5. حوادث مهم و آموزنده تاريخ پيامبر.
هر چند تفصيل آن بر ما روشن نيست، ولي با توجه به حكيمانه بودن افعال الهي، يقين داريم كه اين كار حكيمانه بوده است.[9]
بنابراين، بايد گفت: فيض نبوت و نور هدايت الهي به طور مستقيم يا غير مستقيم همه افراد بشر را فرا گرفته است. و اين كه گاهي گفته مي‎شود: «در برخي از قاره‎ها مانند استراليا، انسان‎هايي بدوي يافت شده‎اند كه پيامبري به سوي آنان برانگيخته نشده است»، اولاً ـ صرف يك مدعاست، و دليلي بر آن اقامه نشده است، ثانياً ـ در مورد اين افراد دو فرض مطرح است:
1. اين افراد از نظر فكري در حد كودكان غيرمميز بوده و قوه تشخيص خوب و بدهاي اخلاقي را نداشته‎اند. در اين صورت از موضوع بحث نبوت خارج مي‎باشند و فرستادن نبي بر آنان بي‎فايده و خلاف حكمت الهي است.
2. اين افراد قوه تشخيص خوب و بد را داشته‎اند، در اين صورت قطعاً‌ از حجت الهي برخوردار بوده‎اند، و كساني كه ميان آن‎ها مي‎زيسته‎اند كه پيراسته از رذايل اخلاقي، و برخوردار از عقل و حكمت و تدبير بوده‎اند، هر چند به نام پيغمبر شناخته نشده باشند.[10]

[1] . احقاف/ 35.
[2] . تفسير برهان، ج 4، ص 179ـ178، براي آگاهي از ساير اقوال، منشور جاويد، ج 10، ص 256ـ250 رجوع شود.
[3] . فاطر/ 24.
[4] . رعد/ 7.
[5] . نحل/ 36.
[6] . نهج البلاغه، خطبه اول.
[7] . نهج البلاغه، 91.
[8] . اصول كافي، كتاب الحجه، باب الفرق بين الرسول و النبي و المحدث، جهت آگاهي از اقوال ديگر به منشور جاويد، ج 10، رجوع شود.
[9] . ر.ك: متفكر شهيد مرتضي مطهري،‌خاتميت؛ و آيت الله سبحاني، منشور جاويد، ج 10.
[10] . در اين باره به منشور جاويد، ج 1، ص 109ـ107 رجوع شود.

منبع:tebyan.net

مطالب پیشنهادی,وبگردی

تازه های مذهبی(زندگینامه بزرگان دینی، اصول و فروع دین، آرامش سبز، احادیث و سخنان، احکام دینی و...)

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------