تازه های فرهنگ زندگی


لباس محلی مردم شیراز, لباس سنتی شیراز

آشنایی با لباس محلی زنان و مردان شیراز

لباس محلی زنان و مردان شیراز اگرچه مشغله‌های زندگی ماشینی این روزها به زندگی سنتی شهرها و روستاها و…


آداب و رسوم گیلانیها در چهارشنبه سوری



رسم چهارشنبه سوری در گیلان

 

چهارشنبه سوری نه تنها در گیلان، بلکه در تمامی نقاط ایران برجسته‌ترین و پرشورترین رسم در مجموعه رسم‌های مقدماتی نوروز است که مهم‌ترین عنصر آن آتش است و نامش نیز برگرفته از شعله‌های آتش است. سوری، به معنی سرخی است و هم از این جهت در بسیاری از نقاط، "چهارشنبه سرخی" نیز به آن می‌گویند. نام گیلانی چهارشنبه سوری، "گولی گولی چارشنبه" است که هم سرخی گل‌ها و هم سرخی شعله‌های آتش را به همراه دارد.

 

رسم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف استان گیلان متفاوت است. آیين چهارشنبه سوری بنا بر يك باور قديمی در غروب آخرين روز چهارشنبه سال برگزار می شود، براساس اين باور اجرای اين رسم و آيين از انسان پليدی و بيماری را رفع می كند و تندرستی و سلامتی را به ارمغان می آورد.

 

پس از پايان مراسم‌، خاكستر كاه سوخته را در پای گياهان می ريزند و بر اين باورند كه اين كاه سوخته، موجب افزودن بار و ميوه درختان می شود، همچنين در شب چهارشنبه سوری با طبخ انواع غذاها باور دارند كه بيماری ها از افراد رويگردان شده و سلامتی به افراد خانواده روی می آورد.

 

گيلانيان بر اين اعتقادند كه نيت و دعای آدمی در اين شب مستجاب مي شود و خريد آيينه، اسپند، شمع و ماهی سفره هفت سين در اين روز شگون دارد.

از ديگر آيين شبهای چهارشنبه سوری، فال گوش و گشايش بخت بود، بدين ترتيب كه در اين شب، زن و مرد براي تشخيص بخت و اقبال سال جديدشان سرچهار راه و يا گذرگاه هاي عابران نشسته يا پنهان مي شدند و به سخنان عابران گوش مي دادند و از موضوع حرفهای نخستين عابری كه از كنار آنها رد می شد، احوال سال جديد خود را پيش بينی می كردند.»

 

در گیلان دختران دم‌ بخت را غروب چهارشنبه‌ سوری با جارو می ‌زنند و از خانه بیرون می‌ اندازند، به این امید که تا سال بعد ازدواج کنند.

 

رسم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف استان گیلان متفاوت است

 

گول گول چهارشنبه

به اين منظور كاه و كولوش (=سراچين) جمع آوری می كنند سپس در 7 كوهه و  در يك رديف (و معمولا رو به قبله) می ريزند و آتش می زنند ، آنگاه با شور و اشتياق از روی آتش پريده و هنگام پريدن با خوشحالی می خوانند: 

گل گل چهارشنبه به حق پنج شنبه 

زردي بشه، سرخی بايه نکبت بشه، دولت بايه 

يعني: اي شعله آتش چهارشنبه، به حق پنج شنبه، زردي و ضعف و بيماري برود  و نوبت سرخي و نشاط و خرمي فرا رسد. دوره نکبت و ناکامي به سر آيد و دولت و اقبال روی نمايد.  

 

در مناطق تالش زبان هم اين شعر را به اين شكل بر زبان مي آورند:

كولي كولي چهارشنبه شو، نكبت بشو داولت بوآ

يعني:شب شب چهارشنبه سوري است الهي در اين شب بديها و سختي ها برود و به جايش شانس و اقبال و سلامتي بيايد.

 

گيلاني های تالش زبان در اين مراسم آداب و رسوم خاص خود را نيز دارند از جمله:

در بعضي مناطق مادران مقداری از موي سر كودكان را با آتش چهارشنبه سوري مي سوزانند و براي آنها آرزوي سلامتی می كنند و معتقدند با اين كار سلامتی آنها تضمين خواهد شد.

و يا در صبح روز چهارشنبه مادر خانواده زودتر از خواب بيدار می شود و با يك چوب تر و نازك كه در اصطلاح تالشی به آن"تره راكه" مي گويند چند بار آهسته بر پشت بچه ها می زند و برای آنها آرزو  سلامتی و تندرستی می كنند! 

 

چهارشنبه سوری در گیلان

 

آجیل مشکل‌گشا

در گذشته پس از پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخمه هندوانه، تخمه کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخمه خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی‌مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیر شدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

 

 خاتون چهارشنبه ‏سوری 

 

افسانۀ خاتون چهارشنبه ‏سوری:

مردم گیلان روایتی شیرین از افسانۀ خاتون چهارشنبه‏ سوری بیان می‏کنند. هر ساله زنی به نام خاتون در شب چهارشنبه‏ سوری از داخل چاهی در بیابان بیرون می‏آید و صبحدم به آنجا برمی‏گردد. او شب به خانۀ مردم می‏رود و نظافت خانه و تمیزی غذای آن‏ها را نظارت می‌کند. در تمیزترین خانه غذا می‏خورد و خانه را پر از برکت می‏سازد. 

 

غذای او معمولاً ماست، ماهی و تره است. اگر خاتون از خانه ‏ای ناراضی باشد، سال ناخوشی در انتظار خانواده خواهد بود. وی جای گنج‏ها را می‏داند. نقل است مردی چاه خاتون را در بیابان پیدا کرد و در شب چهارشنبه‏ سوری سرِ همان چاه به انتظارش نشست. در نیمۀ شب ناگهان از درون چاه، صدای جوش و خروش آب به گوش رسید، متوجه شد که این خاتون است که می‏خواهد از چاه بیرون آید. آب چاه از تلاطم افتاد، خاتون از چاه بیرون آمد، سرش را بلند کرد، جوان را دید و گفت: «چه می‏خواهی؟» مرد که بسیار به هیجان درآمده بود به خاتون گفت: «جای گنج را به من بگو. خاتون در پاسخ گفت: «باشد ولی شرطی دارد. من یک سیلی به تو می‏زنم. اگر تحمل آن را داشته باشی، جای گنج را خواهم گفت». مرد پذیرفت. خاتون به او سیلی زد و مرد بی‏هوش شد و بر زمین افتاد. زمانی به هوش آمد که آفتاب در وسط آسمان بود .

 

بنابر این افسانه، در مناطق مختلف گیلان در این شب، برای خاتون چهارشنبه ‏سوری خوراک‏های مختلفی تدارک می‏بینند. آن‏ها چند نوع غذا را خاصِ خاتون می‏دانند که در سفرۀ مخصوصش، به نام «سفرۀ چهارشنبه‏ خاتون»، می‏گذارند، ازجمله ماست، ماهی و تره.

 

تالشی‏ها که او را «چارشنبه ‏خاتون» می‏نامند و با صفاتی چون «گلابتون گیسوبلند و دارای اندام زیبا» توصیف می‏کنند، بر این باورند که خاتون، شب چهارشنبه‏سوری، هنگام خواب، از خانۀ آن‌ها دیدن می‏کند و در صورت نبود غذا، خاطرش آزرده می‏شود. بنابراین، بانوان تالشی برای چهارشنبه ‏سوری دو سفرۀ مجزا تدارک می‏بینند؛ یک سفره برای خانواده و دیگری برای چهارشنبه ‏خاتون. آن‌ها از تمامی خوراکی‏های آن شب، مقداری را برداشته و سفره‏ای هفت‌قلم به نام «سفرۀ چهارشنبه‏ خاتون» در گوشه‏ای از خانه تدارک می‏بینند. ماسالی‏ها بر این باورند، در صورتی که خاتون در این شب از نظافت خانه‏ ای خوشش بیاید و از غذاهای آنجا بخورد، خیر و برکت نصیب صاحب‏خانه می‏شود

.

آگاهی از جای گنج‏ها و برآورده‌کردن آرزوهای انسان‏ها ازجمله خویشکاری قائل‌شده برای این شخصیت افسانه‏ای‏ است؛ لذا بنابر باور عامه، اگر کسی چاه را بیابد و در آن شب به سر چاه برود و منتظر خروج خاتون شود، از او هرچه بخواهد، برآورده می‏کند. 

از دیگر آداب چهارشنبه ‏سوری در گیلان که به نوعی با خاتون چهارشنبه مرتبط است، طلب نیاز و مراد دختران از چاه آبی است. دختران دم بخت و مشتاق ازدواج، در این شب به کنار چاهی می‌روند، سرشان را درون آن خم می‌کنند و خیره به آب چاه، طلب و نیاز خود را می‏گویند. برخی نیز هنگام نگاه‌کردن به آب، قفل بسته‏ای را به امید گشوده‌شدن بختشان، باز می‏کنند .

 

اهالی پیربازار بر این باورند که اگر کسی در غروب چهارشنبه‏ سوری بر سر چاه کهنه‏ای که هفت سال از آن آب بر نداشته ‏اند، برود و چهارشنبه‌خاتون را صدا بزند، آب آن به جوش و خروج خواهد آمد و اگر شخص نترسد و آنجا را ترک نکند، پس از دقایقی هر آرزویی داشته باشد، برآورده می‏شود .

 

مردمان شفت معتقدند چهارشنبه‌خاتون هر ساله در این روز می‏آید و درون چاه می‏رود؛ بنابراین هرکس نذری دارد، سرِ شب بر سر چاه می‌رود، او را صدا می‏زند و نیاز خود را تقاضا می‏کند.

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته



بیشتر بخوانید تا بیشتر بدانید

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------