به مردم مصر از نامههاي آن حضرت عليهالسلام است به اهل مصر هنگامي که مالک اشتر را برايشان حکومت داد (آنان را ستوده و به پيروي از او امر فرموده، وقتي که امام عليهالسلام مالک اشتر را به جاي محمد ابن ابيبکر روانه مصر نمود و اين نامه را نوشت اهل مصر دو دسته بودند، دستهاي هوادار عثمان و معاويه که با محمد مخالفت مينمودند، و دسته بيشتري دوستان اميرالمومنين عليهالسلام بوده که در کشتن عثمان کوشش نموده بودند، و نامه حضرت خطاب به ايشان است). اين نامه از بنده خدا علي اميرالمومنين است به سوي گروهي که براي خدا به خشم آمدند، هنگامي که در زمين او معصيت و نافرماني کردند، و حق او را بردند (از امر و فرمانش پيروي ننمودند) پس ستم سراپرده بر سر نکوکار و بدکار ساکن و مسافر زد، و (مردم به طوري برخلاف آنچه خدا و رسول فرموده بودند رفتار مينمودند که) معروف و کار شايستهاي نبود که از توجه به آن آسودگي رو نمايد، و نه منکر و زشتي که از آن جلوگيري شود (خلاصه در زمان عثمان معروف ترک و منکر متداول بود، و از اين سخنان بيزاري از رفتار عثمان و اطرافيان و کارگردانانش هويدا است، ولي دليل نيست که امام عليهالسلام راضي به کشته شدن عثمان بوده و از اين جهت اهل مصر را ستوده باشد چون در کشتن او کمک نموده به مدينه آمده بودند، بلکه آنان را از جهت اينکه درصدد نهي از منکر برآمده بودند ستوده است. پس يکي از بندگان خدا را به سوي شما فرستادم که در روزهاي ترسناک خواب نميرود، و از دشمنان در اوقات بيم و هراس باز نگشته نميترسد، بر بدکاران (که از حق رو برگردانيده پيرو گمراهياند) از سوزاندن آتش سخت تر است (چنان دلاوري است که دشمنان را از پاي در ميآورد) و او مالک پسر حارث برادر (از خويشان و قبيله) مذحج است (و مذحج نام قبيلهاي است در يمن و نخع نام طائفهاي است از آن قبيله و مالک اشتر نخعي است) پس سخنش را بشنويد، و امر و فرمانش را در آنچه مطابق حق است پيرو باشيد، زيرا او شمشيري است از شمشيرهاي خدا که تيزي آن کند نميشود، و زدن آن بياثر نميگردد (به هر جا زده شود ميبرد) پس اگر شما را امر کند که (به سوي دشمن) برويد روانه گرديد، و اگر فرمان دهد که نرويد بمانيد که او (در هر کاري) پيش نميافتد و برنميگردد، و رو برنميگرداند و جلو نميرود مگر به دستور و فرمان من، و به داشتن او شما را بر خود برگزيدم (با اينکه به او نيازمندم به سوي شما روانهاش نمودم) به جهت خيرخواهيش براي شما، و استواري دهنبند او بر دشمنتان (که دهانه بر دهان دشمن ميزند تا او را از پاي درآورد. |