تازه های زندگینامه بزرگان دینی

قیدار نبی, بیوگرافی قیدار نبی, زندگینامه قیدار نبی

قیدار نبی (ع) که بود؟

بیوگرافی حضرت قیدار نبی (ع) زندگینامه قیدار نبی (ع) قیدار یکی از پیامبران الهی و فرزند حضرت اسماعیل…

تازه های داروخانه معنوی

معنی سوره دخان,فواید سوره دخان

فضیلت و خواص سوره دخان

هر كه 70 بار جهت مهمات سوره دخان را بخواند حاجتش روا گردد دخان؛ چهل و چهارمین سوره قرآن است كه مكی…

تازه های آرامش سبز

ولادت امام جواد, تولد امام جواد, میلاد امام جواد

سلام بر جوادالائمه

امام جواد (ع) در دهم رجب 195 ق در مدینه منوّره زاده شد امام جوان! درود بر لحظه‌های شفافی که با تو…

تازه های احکام دینی

شرایط ازدواج موقت,ازدواج موقت,احکام ازدواج موقت,شرایط ازدواج موقت

شرایط ازدواج موقت

شرایط ازدواج موقت از نظر اسلام ازدواج چه دائم و چه موقت حتماً باید با رضایت طرفین (زن و مرد) باشد و…

تازه های اصول و فروع دین

علت خلقت جهان,علل خلقت جهان

راز خلقت عالم چيست؟

هر موجودي اعم از گياهان و حيوانات براي هدف معيني خلق شده‌اند در مكتب اسلام، جهان هستي و موجودات در…

تازه های اعمال مستحبی

،تعقیب نماز صبح چیست

تعقیب نماز صبح

تعقیب نماز صبح اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اهْدِنِي لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ…

ایستگاه دین و شریعت

انگشتر مردانه شرف شمس

خواص انگشتر شرف شمس برای مردان

خواص انگشتر شرف شمس برای مردان : در این مقاله از بیتوته، با خواص انگشتر شرف شمس برای مردان آشنا…

داستان عدالت و لطف خدا



داستان عدالت, عدالت خدا, لطف خدا



زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پيامبر خدا پروردگار تو ظالم است يا عادل؟
داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است كه هرگز ظلم نمى كند.
سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است كه اين سؤال را مى كنى؟
زن گفت: من بيوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ريسندگى مى كنم، ديروز شال بافته خود را در ميان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى كودكانم را تهيه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهيدست و محزون ماندم و چيزى ندارم كه معاش كودكانم را تأمين نمايم .
هنوز سخن زن تمام نشده بود که در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر كدام صد دينار (جمعاً هزار دينار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض كردند: اين پولها را به مستحقش بدهيد. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسيد : علت اين كه شما دسته جمعى اين مبلغ را به اينجا آورده ايد چيست ؟ عرض كردند: ما سوار كشتى بوديم ، طوفانى برخاست ، كشتى آسيب ديد و نزديك بود غرق گردد و همه ما به هلاكت برسيم ، ناگهان پرنده اى ديديم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشوديم ، در آن شال بافته ديديم ، به وسيله آن مورد آسيب ديده كشتى را محكم بستيم و كشتى بى خطر گرديد و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسيديم و ما هنگام خطر نذر كرديم كه اگر نجات يابيم هر كدام صد دينار، بپردازيم و اكنون اين مبلغ را كه هزار دينار از ده نفر ماست به حضورت آورده ايم تا هر كه را بخواهى ، به او صدقه بدهى.
حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دريا براى تو هديه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس ‍ هزار دينار را به آن زن داد و فرمود : اين پول را در تأمين معاش كودكانت مصرف كن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از ديگران است.

منبع:asriran.com

----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------