معماران چگونه آینده را تصور میکنند؟
- مجموعه: گزارشهای علمی

به گزارش ایسنا، حوزه طراحی معماری از اساس به آینده گره خورده است. هر بنایی که ساخته میشود، قرار است سالها و گاه دههها در زندگی انسانها حضور داشته باشد و بر تجربه روزمره آنها اثر بگذارد. بنابراین طبیعی است که معماران همیشه نوعی نگاه آیندهمحور داشته باشند. این نگاه در طول تاریخ دگرگون شده و از برداشتهای ابتدایی و فلسفی درباره آینده، به مفاهیم پیچیدهتر و سیستماتیکتری رسیده است. در واقع، با تغییر نگرش انسان نسبت به جهان و توانایی او در اثرگذاری بر آن، مفهوم آینده نیز در ذهن بشر تغییر کرد و همین امر بر معماری نیز اثر گذاشت. به همین دلیل، بررسی مفهوم آیندهاندیشی در معماری تنها مطالعهای نظری نیست، بلکه تلاشی برای شناخت ریشههایی است که تصمیمهای امروز را شکل میدهند و مسیر معماری فردا را تعیین میکنند.
با گذشت زمان، عوامل مختلفی مانند تحولات علمی، تغییر نیازهای جوامع، مسائل فرهنگی، شرایط اقتصادی و نوآوریهای آموزشی باعث شدند که آیندهاندیشی به بخشی جداییناپذیر از فرایند طراحی معماری تبدیل شود. معماران در هر دوره تاریخی، با توجه به ذهنیت و شناختی که از جامعه و امکانات موجود داشتند، راههای متفاوتی برای تصور آینده برگزیدهاند. این موضوع بهویژه در دوران معاصر اهمیت بیشتری یافته است، زیرا سرعت تغییرات تکنولوژیک و اجتماعی بیشتر شده و نیاز به هماهنگی میان نظریه و عمل معماری افزایش یافته است. در نتیجه، مطالعه آیندهاندیشی در معماری به یکی از ضرورتهای پژوهشی تبدیل شده است تا بتوان شکاف میان اندیشه و عمل را کاهش داد و درک روشنتری از چالشهای پیش رو به دست آورد.
بر همین اساس، مژگان مهدوی، محقق معماری از دانشگاه یزد، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و نیز با همراهی دانشگاه شهید بهشتی، بررسی دقیقی درباره تحول رویکردهای آیندهاندیشی در معماری انجام دادهاند. آنها در این تحقیق تلاش کردند روشن کنند که چگونه نگاه معماران به آینده تغییر کرده و چگونه این تحول بر روند طراحی تأثیر گذاشته است.
روش کار این پژوهش مبتنی بر استدلال منطقی و چند مرحلهای بوده است. ابتدا پژوهشگران با استفاده از مطالعات کتابخانهای و روش توصیفی تحلیلی، مفهوم آیندهاندیشی را در حوزه نظری و عملی معماری بررسی کردند. سپس با بهکارگیری روش مقایسه تطبیقی و تعمیم استقرایی، مسیر تحول این مفهوم در تاریخ معماری را استخراج کردند. به این ترتیب، با مقایسه دیدگاهها و نمونههای مختلف، توانستند رویکردهای اصلی آیندهاندیشی در معماری را دستهبندی کنند و تصویری روشن از تکامل آن به دست آورند.
یافتههای این تحقیق نشان میدهند که آیندهاندیشی در معماری در هر دوره تاریخی تحت تأثیر دیدگاه غالب همان دوره قرار داشته است. با وجود حضور دیدگاههای متنوع، یک نگاه خاص معمولاً در هر دوره بر دیگر نگرشها غلبه داشته و روند طراحی را هدایت کرده است.
مجریان این تحقیق، سه رویکرد عمده آیندهاندیشی را به شرح زیر معرفی نمودند: رویکرد استمراری، رویکرد انتقادی و رویکرد تصوری. هر کدام از این رویکردها، زاویهای متفاوت از مواجهه با آینده را ارائه میدهند.
این پژوهش نشان میدهد که آیندهاندیشی در معماری، بهویژه در دوران معاصر، رشد و گسترش بیشتری یافته است. تغییر نیازهای انسانها، پیچیدهتر شدن مسائل جوامع و افزایش اهمیت آگاهی از تأثیر اعمال امروز بر فردا باعث شده است توجه به آیندهاندیشی ضروریتر از گذشته باشد. به همین دلیل، معماران امروزی بیش از هر زمان دیگر به ابزارهای نظری و روشهای سیستماتیک برای تصور آینده نیاز دارند.
طبق اطلاعات تکمیلی ارائهشده، آیندهاندیشی در معماری روندی پیوسته و رو به تکامل است. با تغییر فناوریها، شناخت انسان از جهان و شکل نیازهای جوامع، نوع مواجهه با آینده نیز تغییر میکند. برخی رویکردها بر حفظ تجربههای گذشته تأکید دارند، برخی دیگری خواستار تغییرات بنیادیاند و گروهی نیز به دنبال طرح ایدههایی هستند که فراتر از امکانات زمان خود به نظر میرسد. آنچه اهمیت دارد، ترکیب مناسب این رویکردها در هر دوره است تا نیازهای انسان به بهترین شکل پاسخ داده شود.
همچنین تأکید شده است که پیوند میان گذشته، حال و آینده در معماری در حال تغییر است و اهمیت آینده در این ارتباط افزایش یافته است. این امر موجب شده مفهوم حفاظت نیز معنایی تازه پیدا کند؛ به این معنا که علاوه بر حفظ میراث گذشته، توجه به حفظ داراییهای امروز برای فردا نیز مطرح است.
قابل ذکر است این یافتهها در فصلنامه «نقش جهان - مطالعات نظری و فناوریهای نوین معماری و شهرسازی» منتشر شدهاند. این نشریه علمی پژوهشی، وابسته به دانشگاه تربیت مدرس است و به انتشار پژوهشهای علمی در حوزه معماری و شهرسازی میپردازد.









