تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ - 11 اسفند



479پیش ازمیلاد:مارس سال 479 پيش از ميلاد دولت آتن پيشنهاد امپراتوري ايران براي مشاركت در سركوبي اقوام ساكن اطراف دانوب (و به قول يوناني ها: وحشيان) را كه بيم دست اندازي آنان به «كشور ـ شهرهاي» يونان و نيز قلمرو ايران در ايوني و تراس (تراكيا ـ جنوب شرقي بالكان) مي رفت، به گمان اينكه يك نيرنگ امپرياليستي است رد كرد. اين امر سبب شد كه دولت ايران متوجه اسپارت رقيب آتن شود و اسپارت بعدا با كمكهايي كه از ابران دريافت كرده بود در جنگهاي «پلوپونز» كه شرح آنها را «توسيديدس» نوشته است آتن را شكست داد و برتري آتن بر يوناني زبانها (دنياي هلنيك) پايان يافت.

 

1294ش:ژنرال «پرسي سايكس» كه با چند واحد انگليسي ــ هندي وارد منطقه تحت نفوذ انگلستان در ايران شده بود يازدهم اسفند 1294 (دوم مارس 1916) در شهر كرمان به تاسيس يك نيروي نظامي جداگانه به نام «ساوت پليس رايفلز ـ اختصارا: اس. پي. آر. = SPR» تحت فرماندهي افسران انگليسي اقدام كرد. با تاسیس این نیرو، دولت لندن عملا در ایران دولتی در داخل دولت تشکیل داده بود و کنسولهای انگلیسی در منطقه زیر نفوذ انگلستان حکمران واقعی بودند. ژنرال پرسی سایکس بدون اين كه بر زبان فارسي كاملا مسلط باشد و بتواند متون تاريخي به اين زبان را بخواند، به دلایلی براي ايران و افغانستان «تاريخ» نوشته است كه قبلا (در دوران نظام سابق) توصيه مي شد به در دانشگاهها به عنوان يك ماخذ به آن استناد شود!. پرسي سايكس به خاطر خدماتش به استعمار انگلستان لقب اشرافي « Sir» دريافت كرد و «سر پرسي سايكس» شد.


1318ش:اسفندماه 1318 به تهراني ها دستور اكيد داده شده بود تا از خانه هاي خود خارج نشوند؛ زيرا كه «روز سرشماري» بود كه در وطن ما براي نخستين بار به اين صورت انجام مي شد. برپايه اين سرشماري، چند روز بعد اعلام شد كه جمعيت تهران 540 هزار نفر است. بعدا، به دقيق بودن اين رقم ايراد وارد آمد و گفته شد كه افراد به اين تصور كه اگر شمار خانوار را بيشتر اعلام كنند سهميه (اصطلاحا كوپن) بيشتري دريافت خواهند كرد چنين كرده اند. با وجود اين، قرار شد به منظور جلوگيري از افزايش جمعيت تهران و حومه آن طرحي با ضمانت اجرايي سخت تهيه شود كه ايران 18 ماه بعد به اشغال نظامي متفقين در آمد و موضوع منتفي شد. اينك سالهاست كه جمعيت تهران از رقم دوازده ـ سيرزده ميليون تجاوز كرده و اگر درآمد بادآورده نفت نباشد فاجعه انساني به وجود خواهد آمد. افزايش سريع جمعيت تهران در دهه هاي اخير عمدتا به سبب لغو اعتبار «محدوده تهران» از بهمن ماه 1357 (پس از پيروزي انقلاب) بوده است.


1321ش:يازدهم اسفند 1321 رسما اعلام شد كهدر تهران بيماري تيفوس شيوع يافته است. اين بيماري از اواخر بهار آن سال مشاهده شده بود و هنوز دقيقا روشن نشده كه چرا دولت وقت در تابستان آن سال (به جاي اسفندماه) شيوع آن را رسما اعلام نكرده، به مردم هشدار نداده و تدابير لازم را بعمل نياورده بود.

در اطلاعيه 11 اسفند دولت وقت علل شيوع تيفوس؛ دشواري هاي ناشي از اشغال نظامي ايران، كمبود خواروبار و درنتيجه سوء تغذيه (به سبب انتقال مواد غذايي به شوروي) و نيز استقرار نظاميان خارجي كه از جبهه هاي دوردست و آلوده به بيماري ها منتقل شده بودند اعلام شده بود.

شدت تيفوس از تيرماه آغاز شده بود و در ماههاي بعد هر روز در تهران دهها تن از تيفوس جان مي سپردند. ماموران بهداشت با يافتن نشاني تيفوسي ها همسايگان را از رفت و آمد به منازل آنان و ديدارشان منع مي كردند. كمبود دارو هم مزيد برعلت شده بود و باعث افزايش تلفات مي شد. اين بيماري ناشي از فقر كه ناقل عمده آن «شپش» است تلفات سنگيني به تهراني ها وارد ساخت. سوء تغذيه مردم به دليل حمل اجباري غلّه ايران به شوروي باعث گسترش بيماري هاي عفوني ديگرهم شده بود كه ضعف جسماني ناشي از كمبود غذا به رشد آنها كمك مي كند. اين تلفات سنگين استدلال آنان را كه مي گفتند اگر ارتش را مرخص نكرده و سربازان وطن دست به دفاع زده بودند شماري كشته مي شدند بي اعتبار كرد، زيرا كه تلفات جنگ به پايه مرگ از بيماري ها ناشي از اشغال نظامي نمي رسيد. تازه، جنگ دفاعي وظيفه مقدس يك ملت است حتي اگر شكست در چنين جنگي از قبل قابل پيش بيني باشد.

 

1320ش:عباس اسكندري از كمونيستهاي سرشناس ايران یازدهم اسفند 1320 روزنامه «سيا ست» را منتشر كرد كه بعدا عملا ارگان حزب كمونيست توده شده بود.

فعاليت های كمونيستي در ايران، تقریبا بلافاصله پس از كناره گيري رضاشاه ازسرگرفته شده بود و كمونيستها تا بهمن سال 1327 كه حزب توده به تصمیم شاه، فشار قدرتهاي خارجي و تصويب دولت و مجلس غير قانوني شد به مقامهاي دولتي مهمي از جمله عضويت شوراي وزيران و نمايندگي مجلس نائل شده بودند. تيراندازي به سوي شاه در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران فرصت مناسبي به دست مخالفان حزب توده داد تا آن را غير قانوني كنند. بعضي قدرتهاي خارجي خواهان قطع تمامی فعاليت كمونيستی و چپگرایی در ايران بودند.

عباس اسكندري كه رئيس كميته تهران حزب توده بود در اجلاس 19 اسفند 1321 كنگره اين حزب به سمت دبير اول حزب توده انتخاب شد. وي در دوران نخست وزيري قوام السلطنه، در خرداد 1325 فرماندار تهران شد و به اين وسيله حكومت پایتخت در اختيار حزب توده قرارگرفت. هنوز تهرانی های قدیمی خیابانی در غرب تهران (موازی نواب شمالی) را خیابان اسکندری خطاب می کنند.

 

عباس اسكندري

 

1347ش:شورای شهر تهران 11 اسفند سال1347 (دوم مارچ 1969) اسامي پاره اي از كساني كه سیل گیرها و تپه های اطرف اين شهررا با جعل سابقه (وراثت) و تبانی با برخی ماموران ثبت اسناد به نام خود ثبت داده و بالا كشيده بودند به روزنامه ها داده بود تا منتشر کنند و مردم آگاه شوند و از آنان «زمین» نخرند و اخطار شده بود که به این اراضی پروانه ساختمان داده نخواهد شد. تعقیب قضایی بیشتر این زمین خوارها دشوار بود زیرا که ثبت سندها مربوط به دهه های پیش از آن بود و مشمول قاعده «مرور زمان» شده بود. چند روز پیش از این تصمیم شورای شهر تهران، دولت مقررات مربوط به محدوده 25 ساله تهران را با هدف جلوگیری از بزرگ شدن غیر ضروری این شهر به اجرا در آورده بود و ايجاد ساختمان و دادن خدمات شهري در خارج از محدوده را ممنوع کرده بود که پس از پيروزي انقلاب در 22 بهمن 1357 (11 فوریه 1979)، ضابطه محدوده ناديده گرفته شد و گروهي از موقع و فرصت به دست آمده استفاده كردند و بدون كسب پروانه، حتي در ساعات شب در اراضي خارج از محدوده از جمله اراضي متعلق به غير به ساختن خانه سرگرم شدند و بدون مجوز، آب و برق دولتي به اين ساختمانها وصل كردند و مشكلات شهري تهران و گسترش بي رويه شهر از همان زمان آغاز شد و متعاقب آن سيل مهاجرت به پايتخت سرازير گرديد و ....

ماجراي مسيل خواري و هرنوع زمين خواري در تهران و چند شهر دیگر ایران قصه اي است طولاني که ضعف اداری و اخلاقیات، خودخواهی و آزمندی شماری از شهروندان را منعکس می کند. درپی تغییر نظام حکومتی ایران، شوراي انقلاب داشتن بيش از يك خانه و يك آپارتمان را ممنوع كرده بود و كسي مي توانست داراي زمين ساختماني باشد كه كمتر از يك خانه و يك آپارتمان می داشت و اراضی موات (بی حاصل و عملا مرده) نمی توانست بیش از مدت معینی بلا استفاده بماند. اين قانون و نيز تاسيس سازمان اراضي شهري داشت مسئله زمين خواری را حل مي كرد كه كان لم يكن شد (ازمیان رفت) و بعدا با وضع ضوابط دیگری، به نام ایجاد تاسیسات و انبار و ... اراضی دولتی را واگذارکردند که به جای ساخت انبار و ... بفروش رفتند و خانه سازی شدند حتی روی کوهها و در ارتفاعات که از عوامل بزرگ شدن چند شهر و تهران است که تهران بر روی کمربند زلزله قرارگرفته است. پس از انقلات تاچند سال افراد جرات نمی کردند برای مدتی طولانی به سفر روند و کسی را درخانه نگذارند زیرا که تصاحب و با شرایطی واگذار می شد.

 

1533م: 28فوريه زادروز « ميشل دو مونتاين Michel de Montaigne » فيلسوف و نويسنده دوران رنسانس فرانسه است كه در 1533 متولد و در 13 سپتامبر 1592 درگذشت. اين انديشمند كه عقيده داشت براي مطالعه بشر، پژوهشگر بايد نخست خود را تحت مطالعه قراردهد يك اثر چندين جلدي تحت عنوان «رسائل» دارد. وي احتمالا نخستين متفكري است كه روش جامعي براي بررسي و مطالعه انسان به دست داده، از اين قرار: شناخت طبيعت بشر، شناخت عادات بشر، شناخت عقايد بشر، و شناخت استعدادهاي بشر.

اين فيلسوف مخالف پژوهش صرفا كتابي است و مي گويد كه در جستجوي حقيقت بايد هم سفر كرد و هم كتاب خواند و انديشه كرد. به نظر او، محقق بايد از ترديد خارج نشود تا حقيقت را به دست آورد. وي كه در دانشگاه تولوز تحصيل كرده بود مي گويد: خدا استعداد را در انسان به وديعت نهاده است و براي نهايت استفاده از استعدادها، بايد افق باز باشد و مانع بر سر راه شكوفا شدن استعداد نباشد. كساني كه بر سر راه استعدادها سد و مانع به وجود مي آورند عملا بر ضد جامعه اقدام مي كنند و .... وي كه تاكيد بر ساده نويسي و حتي بكار بردن زبان محاوره كوچه و بازار در نوشتن مطالب را دارد نوشته است: روزي كه به جاي شاهزادگان، «جامعه» مشوق پرورش استعدادها شود بشريت به اوج سعادت خواهد رسيد.

 

Michel de Montaigne

 

2009م:دست کم دو نشریه آنلاین و چاپی دوم مارس 2009 (12 اسفندماه 1987) از قول غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران مطالبی راجع به انتخابات خرداد 1388 نوشته بودند. کرباسچی گفته بود واقعیت قضیه این است که حزب کارگزاران در مجموعه جناح موسوم به چپ یا اصلاح طلب قرار ‏می گیرد و یکی از نیروهایی است که امروز مقابل جریان دولت [دولت محمود احمدی نژاد] قرار دارند و در صدد ایجاد تحول در ‏کشور هستند و گزینه هایی را پیش رو دارند. ‏نهایتا همه اینها معتقد به تغییر شرایط موجود هستند و نظراتشان را بیان می کنند. من معتقدم اگر ‏شرایط درست مدیریت شود آسیبی به آرای اصلاح طلبان وارد نمی شود. ‏

وی درباره پذیرش مسئولیت ستاد انتخاباتی کروبی گفته بود که هنوز مسوولیتی را در این ستاد نپذیرفته است و تا جایی که اطلاع دارد عطریان فر هم ‏مسوول ستاد محمد خاتمی نیست. اگر بتوانیم مشورتی ارائه دهیم، این یک امر شخصی و خارج از مصوبات حزب [کارگزاران] است و جملگی ‏کمکی است به مجموعه جریان اصلاح طلبی. تحلیل اساسی حزب (کارگزاران) این ‏بوده و هست که اولا فردی را نامزد کنیم [نامزد خود بشناسیم] که مورد توافق همه اصلاح طلبان قرار گیرد، ثانیا تا آنجا که ‏بتوانیم از حساسیت های منفی جناح مقابل در مورد کاندیدای خود کم کنیم. در این راستا، حزب [کارگزاران] در ‏شش ماه گذشته تلاش پیگیرانه ای را به کار گرفته ولی به سبب وجود برخی از ‏تنگ نظری ها موفق به تامین وحدت نظر و انتخاب فردی که واجد هر دو شاخصه باشد نشده ایم. به هر حال، درباره نامزدی در انتخابات آینده بحث هایی ‏در درون حزب کارگزاران و سطوح مختلف مطرح است.

کرباسچی درباره نامزدها مطالبی گفته بود به این مضمون: هنوز میرحسین موسوی تصمیم قطعی خودرا به نامزدن شدن و یا نشدن اعلام ‏نکرده است؛ درباره محمد خاتمی که شخصیتی فرهنگی، نجیب و باجاذبه است انتقادهایی مطرح ‏است؛ ‏کروبی با داشتن تجربه و با سابقه انقلابی و مبارزاتی بسیار طولانی و شهرت مقاوم و سخت کوش بودن، ‏برای قشرهایی از جامعه کاندیدای مطلوبی به شمار می رود. هر دو نامزد که در مجموعه نیروهای تحول خواه قرار دارند منتقد جدّی ‏شرایط موجود هستند. نامزد مقابل آنها رئیس دولت است که می خواهد دوباره و برای چهار سال دیگر انتخاب شود.

با وضعیتی که مشاهده می شود جریان اجتماعی دوم خرداد پس از ۱۲ ‏سال که از آغاز آن می گذرد، توان یک نهضت اجتماعی جدّی را ندارد که بتواند ‏خاتمی را به پیروزی برساند. به علاوه، شخص خاتمی هم فاقد آن بلند پروازی های توده پسند است که ‏در چنین انتخاباتی معمولا کارساز خواهد بود . همچنین وی از پشتوانه یک جامعه مدنی سازمان یافته برخوردار نیست و برنامه اقتصادی ـ سیاسی قابل توجهی را هم ارائه نکرده است.

به نظر کرباسچی، احتمال پیروز شدن کروبی ـ در صورتی که ‏فعالیت های تبلیغاتی و برنامه ها به خوبی پیش رود ـ کم نیست.

کرباسچی تاکید کرده بود که در هر وضعیت، تلاش حزب کارگزاران در جهت سازندگی و آبادانی ایران ادامه خواهد داشت. ‏

 

GH. Karbaschi


1942م:كشتي هاي نظامي آمريكا در پي يك نبرد سه روزه با كشتي هاي ژاپني در درياي جاوه با تحمل تلفاتي در اين روز از ماه مارس 1942 از اين صحنه خارج شدند. در اين سال در نبرد هاي دريايي « ميدوي » و « كورال سي » هم خساراتي به ناوگان امريكا وارد آمده بود.

بعضي ار مورخان نظامي نوشته اند كه دليل عمده انعقاد پيمان دفاع مشترك آمريكا با ژاپن چند سال پس از پايان جنگ جهاني دوم اين بوده است كه ژاپني ها نتوانند و بهانه نداشته باشند تا بارديگر مسلح شوند و دست به قدرت نمايي بزنند.

 

1944م:اتحاديه کشورهاي عربي در اجراي پروتكل اكتبر سال 1944 اسكندريه در مارس 1945 آغاز بكار کرد. دفاتر آن از يکم مارس اين سال آغاز بکار کرده و نخستين نشست آن 22 مارس 1945 تشکيل شده بود تا منشور اتحاديه را تصويب کند.

سوريه، عراق، سعودي، مصر، يمن، لبنان و اردن موسسان آن بودند و از آنجا كه در اساسنامه قيد شده بود که تنها كشور هاي مستقل عربي مي توانند به عضويت اين اتحاديه درآيند بعدا به تدريج اعضاي آن تا 22 كشور افزايش يافت. رسانه ها براي سهولت كار، آن را «اتحاديه عرب» مي نويسند.

اصول 20گانه منشور اتحاديه كشورهاي عربي كه 22 مارس 1945 به تصويب رسيد هدف از تاسيس اين اتحاديه را تقويت مناسبات، همكاري سياسي، داشتن وحدت نظر در قبال مسائل بين المللي، محافظت از منافع مشترك، گسترش همياري هاي اقتصادي و همكاريهاي اجتماعي و فرهنگي، و ... قرار داده است كه بعدا داراي ضمائم متعدد شده است. اين اتحاديه داراي يك شوراي دائمي است و هر عضو صرفنظر از جمعيت كشور ــ در اين شورا داراي يك راي مساوي با ديگران است و اعضاي اتحاديه متساوي الحقوق هستند. سازمان مركزي اتحاديه در قاهره مستقر است . اين اتحاديه در پي سفر سادات به اسرائيل عضويت مصر را به حالت تعليق در آورده بود و دستور داده بود كه اعضاي اتحاديه با مصر قطع مناسبات كنند و مقر اتحاديه را هم از قاهره به جاي ديگر منتقل كرده بود که بعدا عضويت مصر تجديد و مرکز (دبيرخانه اتحاديه) به قاهره بازگشت داده شده است.

اتحاديه كشورهاي عربي که چندی است بی خاصیت شده و نامی است بر کاغذ ايکم مارس 2003 در چهل و هشتمين سال تاسيس خود با تصميماتي که در نشست شرم الشيخ گرفت تكاني به خود داد، ولي اين تکان تنها روي کاغذ بود. مرور زمان ثابت کرد که به تصميمات آن اعتنا نشد و هيچگونه تاثير نداشت و اتلاف وقت و به قولي يک نمايش بود. كم كاري سالهاي گذشته و نوميدي ليبي از ادامه حيات اين اتحاديه و انتقاد روشنفكران عرب، احتمال فترت و از فعاليت افتادن آن را بالا برده است.

در نشست اول مارس 2003 در شرم الشيخ (مصر) كه به منظور رسيدگي به اختلاف آمريكا با عراق برگزار شده بود اين تصميمات گرفته شد كه رعايت نشد و مورد اعتنا و احترام قرارنگرفت:

ــ رد هرگونه تهاجم و تهديد به عراق و هر كشور عربي ديگر.

ــ لزوم حل مسئله عراق از راههاي مسالمت آميز.

ــ دادن وقت بيشتر به بازرسان سازمان ملل كه بايد با نظر مثبت به كار ادامه دهند.

ــ خودداري كشورهاي عربي از مشاركت در مساعي نظامي بر ضد عراق و هر كشور عربي ديگر.

ــ ايجاد كميته اي براي توجيه طرفهاي مختلف در گير در مسئله عراق از نظرات اتحاديه.

ــ حمايت از مردم عراق كه سالهاست در زحمت از تحريم هستند.

ــ يادآوري مسئوليت شوراي امنيت به اعضاي آن كه جان مردم عراق را به مخاطره نيندازند.

ــ تقبيح تلاش آمريكا كه مي خواهد در منطقه تغيير بوجودآورد، به ويژه سعي آن دولت به نصب رهبر تازه اي در عراق است كه اين امر از حقوق مردم عراق است و نه تحميل از خارج.

ــ هرگونه خلع سلاح از جنگ افزار هاي كشتار جمعي بايد شامل اسراييل هم شود و منطقه عاري از اين نوع اسلحه گردد.

 

اتحاديه كشورهاي عربي که چندی است بی خاصیت شده است

 

1931م:امروز، دوم مارس، زادروز ميخائيل گورباچف است كه در 1931 در منطقه ستاوكوپل به دنيا آمد، در دانشگاه در رشته حقوق تحصيل كرد و از جواني عضو حزب كمونيست بود و به عضويت كميته مركزي و دبير اولي اين حزب رسيده بود.

بسياري از مردم جهان اورا به چشم يك خائن به كمونيسم و شوروي مي دانند و خواهان محاكمه او و وقوف بر حقايق هستند كه چگونه بلوك شرق، شوروي و حزب كمونيست اين كشور از ميان رفتند، بدون اين كه جنگي رخ دهد، انقلاب و ناآرامي و مخالفت توده اي صورت گيرد.

بلوك شرق نتيجه مرگ 27 ميليون تبعه شوروي به دست ماشين جنگي هيتلر، و حزب كمونيست حاصل دهها سال تلاش و دربدري ميليونها انسان بود و ....

روسها سالها لب فرو بستند و امساك را تحمل كردند تا دولتشان اسلحه پيشرفته كه در جهان تنها وسيله اعمال قدرت است بسازد كه معلوم نشد بر سر اين سلاحها و تكنولوژي فضايي روسيه چه آمده است. استالين صاحبان اراضي را كشت تا آنها را به مالكيت جامعه در آورد كه پس از فرو پاشي شوروي دارند دوباره انها را مي فروشند!!. کارخانه ها و اموال عمومي را حرّاج کردند و تقريبا به مفت به چند نفر که معلوم نبود در کشور قبلا سوسياليستي از کجا اين همه پول آورده بودند دادند. تقسيمات امپراتوري روسيه فورماليته بود كه در هر جمهوري چندنفري براي تصاحب اختيارات و ماندن درصدر قدرت آن را جدّي و جدايي دائمي گرفته اند و ... و اينها همه آتش هايي در زير خاكسترند كه پاسخگويي جز گورباچف و همدستانش ندارند.

مردم ساير كشورها به گورباجف به چشم فردي نگاه مي كنند كه نظام دو ابر قدرتي و موازنه نيروها را در جهان از ميان برد. وي سفرهاي متعدد به آمريكا و انگلستان كرد و برايش با دستمزد گزاف جلسات سخنراني برگزار مي كردند و ....

گورباچف كه از بي اعتنايي روسها به خود در انتخابات روسيه و سيلي كه به صورتش نواختند شرمنده نشده تازگي مذهبي هم شده و خود را رئيس «صليب سبز!» بين المللي كرده است. تعجب در اينجاست که مقامات کنوني روسيه که دم از ميهندوستي هم مي زنند سخني از اشتباهات و يا خيانت هاي گورباچف و احيانا تحقيق قضايي و محاکمه او بزبان نمي آورند و ....

 

گورباچف در طول زمامداري خود بارها با سران وقت آمريكا ملاقات و مذاكره كرد و مدعي شد كه با آنان دوست شده است . عكس ، او را در كاخ سفيد در كنار ريگن رئيس جمهوري وقت آمريكا نشان مي دهد

 

ميخائيل گورباچف

 

1832: نيكلاي اول تزار روسيه قانون اساسي لهستان را كه وابسته به روسيه بود امضاء كرد. روسها و لهستاني ها از نژاداسلاو هستند.

1844: دومي نيكن از هائيتي جدا شد و خود را جمهوري دومي نيكن اعلام داشت. اين دو كشور با هم جزيره «هيسپانيولا» را كه نخستين مقر حكومت اسپانيا بر قاره آمريكا بود تشكيل داده بودند. بعدا فرانسويان بر هائيتي مسلط شدند و به همين سبب مردم هائيتي به زبان فرانسه تكلم مي كنند. هائيتي (که تلفظ انگليسي آن: هيتي است) در طول دهها سال گرفتار ديکتاتوري و فساد اداري و اختلافات داخلي بود و در زلزله اوايل سال 2010 نزديک به سيصدهزار کشته تلفات داد. اين زلزله ممکن است بهانه مداخلات نظامي ـ سياسي دولتهاي ديگر قرارگيرد.

1901: دو رهبر ميهندوستان چيني ــ چي هسي و چنگ يو ــ كه جنبش مشت زنان را بر ضد مداخله قدرتهاي وقت در وطنشان هدايت مي كردند توسط نيروهاي اعزامي از اروپا، آمريكا و ژاپن به پكن اعدام شدند!.

1956: كشور مغرب (مراكش) استقلال خود را از فرانسه اعلام داشت.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------