تازه های تقویم تاریخ


داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني

تقویم تاریخ - 13 تیر

489پیش ازمیلاد:4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني…


تقویم تاریخ -11 بهمن



1221م:31 ژانویه1221 (سال 599 هجری خورشیدی = 618 هجری قمری) نبرد دو روزه پروان (ناحیه ای در ایالت غزنه، جنوب کابل و شرق بامیان) میان یک سپاه مغول به فرماندهی قوتوقو ـ امیرزاده مغول ـ و سپاهیان جلال الدین خوارزمشاه با شکست مغولان پایان یافت. این نخستین شکست سپاهیان مغول از آغاز لشکرکشی چنگیز خان به ایرانزمین بود. در این نبرد 45 هزار مغول با 60 هزار نیروی سلطان جلال الدین جنگیده بودند. سلطان جلال الدین پس از افتادن نیشابور به دست مغولان در سال 1220 میلادی، به شرق خراسان بزرگتر (افغانستان شمالی امروز) رفته بود و در تخارستان (واقع در شمال کابل) یک واحد نظامی مغول را فراری داده و از آنجا به غزنه رفته بود. در پی عزیمت جلال الدین به تخارستان، مغولان به ریاست تولی خان پسر چنگیز نیشابور را ویران و همه ساکنان آن را قتل عام کرده بودند. نیشابوری ها بمانند سایر خراسانیان، درپی آگاه شدن از چند پیروزی نظامی جلال الدین برضد مغولان بپاخاسته بودند. شمار تلفات نیشابور و مناطق اطراف آن را بیش از یک میلیون و هفتصد هزار تن برآورد کرده اند.

619 سال بعد (دوم نوامبر 1840) در ناحیه پروان غزنه (با ایالت پروان افغانستان امروز اشتباه نشود) میان پشتونها ها به ریاست دوستمحمدخان و یک سپاه انگلیسی نبردی روی داد که مقدمه نخستین دور جنگ های معروف جنگهای افغان و انگلستان بشمار رفته است. در دنباله همین جنگ، پشتونها 14 ماه بعد (ژانویه 1842) در نزدیکی جلال آباد نیروهای در حال عقب نشینی انگلیسی را به دام انداختند و قتل عام کردند و غیر نظامیان هندی همراه آنان را اسیر و به بردگی کشاندند. نیروهای روسیه نیز در دهه 1980 بیشترین تلفات را در کوههای لغمان (شمال شرقی ایالت غزنه) متحمل شده بودند. از زمان اسکندر مقدونی تاکنون هر نیروی خارجی که به پرشیای خاوری (افغانستان امروز) تعرض کرده شکست خورده و تلفات سنگین داده است. مردم غزنه را «غزنوی» گویند که دودمانی به همین نام در تاریخ وجود دارد. محمد تره کی روزنامه نگار افغان که نظام حکومتی افغانستان را کمونیستی کرد یک غزنوی بود.

 

1320ش:روزنامه مردم كه بعدا ارگان حزب توده عنوان گرفت يازدهم بهمن 1320 (31 ژانويه 1942) نخستين شماره خودرا در تهران منتشر ساخت. اين روزنامه كه زماني به پراوداي ايران معروف بود در طول عمر خود چند بار زير زميني شده است. حزب توده دهم مهرماه 1320 (29 سپتامبر 1941) در ايران آغاز بكار كرد و در پي تيراندازي به شاه در محوطه دانشگاه تهران در 15 بهمن 1327 (4 فوريه 1949) غيرقانوني اعلام شد و ....

از نخستين نويسندگان اين روزنامه، تنها دكتر انور خامه اي در قيد حيات است كه هنور به كار نوشتن ادامه مي دهد. وي مدتها از دبيران تحريريه روزنامه اطلاعات و سردبير مجله اطلاعات هفتگي و يكي از سران آموزش پروش تهران بود ــ رئيسي كه با داشتن اتومبيل سرويس، با اتوبوس شهري سر كار مي رفت، سمت «فرمانبر» را در دفتر اين اداره حذف، تعيين مديران مدارس را انتخابي كرده بود و توزیع معلمان تازه میان مدارس با قرعه کشی صورت می گرفت تا اعمال نفوذ درکار نباشد. وي مديران مدارسي را كه انجمن خانه و مدرسه نداشتند مواخذه مي كرد و صورتجلسات اين انجمن ها را شخصا مي خواند و دستور رفع نقائصي را كه در صورتجلسات آمده بود مي داد. ابتکار او در نصب مدیر برای مدارس بعدا وارد آیین نامه مدارس شد و انتخاب مدیر پس از مصاحبه با داوطلبان و احراز شرایط به رای شورای آموزش و پرورش هر منطقه موکول شده بود.

دكتر خامه اي پس از خروج از ايران، سالها نماينده و كارشناس سازمان ملل در قاره آفريقا بود و به روي پاي خود ايستادن كشورهاي تازه استقلال يافته اين قاره كمك بسيار كرد.

خامه اي درجريان انقلاب سال 1357 (1978 و 1979) به ايران بازگشت، حقوق بازنشستگي خود را احياء كرد و مقيم كرج شد و بكار پژوهش و نوشتن ادامه داده است.

 

دكتر انور خامه اي


1065م:به نوشته تاريخ عمومي شعر و ادبيات (جهان)، اسدي توسي شاعر ايراني «گرشاسپ نامه» را به سبك فردوسي در وصف گرشاسپ ـ يل و گردن فراز ایران باستان و برخاسته از سيستان، سي و يكم ژانويه سال 1065 ميلادي به پايان برد. وي اين كار سنگين را به تشويق و كمك مالي حكمران وقت اران (جمهوري آذربايجان فعلي) انجام داده بود كه اين حكمران زرتشتي و از بازماندگان ساسانيان مي خواست که كارهاي نياكان زنده و ماندگار بماند.


2005م:در پايان ژانويه 2005 روشن شد كه وبلاگها كه محذورات و محدوديت هاي نشريات چاپي را ندارند بزرگترين منبع عكس، خبر و نظر از دست اول براي نشريات و راديو تلويزيونها شده اند زيرا كه كار بيشتر آنها اختصاصي بوده است. عكسهايي را كه آنها منتشر مي كنند منحصر به فرد است زيرا كه خود شاهد عيني بوده و يا دراختيار داشته اند. واضح است كه عكاس خبرگزاري و رسانه ها نمي تواند در همه جا حضور داشته باشد. منبع بيشتر عكسهاي رويدادهاي عراق همين وبسايت ها بوده اند. همان زمان اصحاب نظر گفته بودند که اگر وبلاگها به همين صورت پيش بروند دكان خبرگزاري هاي سراسري را به عنوان عامل دولتهاي مربوط تخته خواهند كرد و اين خبرگزاري هارا مجبور خواهند ساخت که به اصالت حرفه خبر بازگشت کنند و يا اينکه ورشکست شوند، همچنين رسانه هاي چاپي و بعدا صوت و تصويري. اين پيش بيني تحقق يافته و در سال 2009 در کشورهاي صنعتي و از جمله ايالات متحده شمار چشمگيري از رسانه هاي چاپي به علت ازدست دادن مخاطب و اعلان تعطيل شدند و يا اينکه به صورت آنلاين درآمدند. نيويورک تايمز که نمي خواهد به اين سرنوشت دچار شود تصميم گرفته است از زماني که بعدا اعلام خواهد کرد مشاهده مطالب اديشن اينترنتي خودرا پولي کند.

سرچ انجين ها که خود آنها هم دارند به عوامل دولت ها و ابزار سياست تبديل مي شوند توجه بيشتري به جلب اعلان كرده اند که اين عمل از سرعت مشاهده مطالب مورد نظر در آنه مي کاهد. به علاوه بنظر مي رسد که دارند مطالب آن دسته ار رسانه هايي را نقل مي کنند که باهم قرارداد دارند و نفع مالي مي برند!.

ارسال مطالب و اخبار مورد درخواست از طريق ايميل راه تازه اطلاع رساني است و براي اين منظور موسسات متعدد تاسيس و دارند افزايش مي يابند. اين موسسات که در حال تكامل هستند در صورت تقاضا و پرداخت هزينه، موضوع مورد نظر را از همه وبلاگها و آنلاين ها استخراج و به اي ميل متقاضي ارسال مي دارند و زحمت او را كم مي كنند. وبسايت برخي از رسانه ها بويژه راديو تلويزيونهاي دولتي درصورت درخواست، برايگان اخبار و مطالب خودرا براي متقاضي ايميل مي کنند.

روزنامه نگاران در دهه يکم قرن 21 داراي وبلاگ شده اند که خبر و نظر خودرا در آنجا درج مي کنند تا خوانده و احيانا نقل شود. در تعريف؛ به وبلاگ روزنامه نگاران، وبسايت ژورناليستيك گويند.

در مطالب نشريات چاپي (که از سوي دولت متبوع و ديگران سوبسيد و حمايت مالي نمي شوند) خواست مردم (خريداران آنها) ملحوظ است و مطابق آن تهيه و تنظيم مي شوند، مگر اين كه نشريه منبع درآمد ديگري (دولت، احزاب، سياستمداران، اصحاب منافع و كمپاني ها و ...) داشته باشد. حال آنکه مطالب وبلاگها خواست، سليقه و نظر ناشران آنهاست زيرا كه ايجاد و قراردادن مطلب در آنها هزينه چنداني ندارند و اگر پربيننده باشند جلب آگهي هم مي كنند. ميزان بينندگان هر وبلاگ به طريقه الكترونيك به دست مي آيد و اين طريقه حتي نشاني بيننده و ميزان وقتي را كه صرف مطالعه و نيز گرفتن پرينت از آن كرده است نشان مي دهد.

روساي دولت ها، مقامات دولتي و انتخابي، سياستمداران و ... هرکدام داراي وبسايت شده اند و متن کامل مطالب خود و تصميمات و نطق هايشان را در آنجا جهت استفاده رسانه ها و پژوهشگران و مخاطبان قرار مي دهند و اين وضعيت کمک کرده است تا مردم معمولي از طريق مقايسه، به ميزان عدم خلوص مطالب خبرگزاري ها و رسانه هاي عمومي پي ببرند و دست آنها را بخوانند که يکي از دلايل کاهش تيراژ و مخاطبان رسانه هاي چاپي در دهه اول قرن 21 بوده است. مردم معمولي که براي بيان نظر خود داراي وبلاگ شده اند رو به افزايش است. اخبار و عکس هاي اعتراضات به انتخابات ژوئن 2009 ايران عمدتا از طريق همين وبلاگها و ابزارهاي الکترونيک ديگر منتقل مي شد.

 

2006م:«باب وودرافBob Woodruff» يكي از دو «انكور» اخبار اي بي سي (شبكه تلويزيوني آمريكا) در ژانويه 2006 در جريان پوشش رويدادهاي عراق بر اثر يک انفجار ناشي از حمله به خودروي نظامي حامل او مجروح شد. وي يك گزارشگر باتجربه بود كه به سمت انكور اخبار ساعت شش و نيم بعد از ظهر اين شبکه (جانشين «پيتر جنينگز» متوفا) منصوب شده بود. وودراف سمت «انكور اخبار بودن» را كه مقامي مهم در يک شبکه تلويزيوني است با اين شرط پذيرفته بود كه شخصا در محل (صحنه)، خبرهاي مهم را پوشش دهد و به همين دليل به خاور ميانه رفته بود كه 29 ژانويه بر اثر انفجار بمب در عراق مجروح شد. وي با يك خودرو تقويت شده با قطعات فولاد حفاظتي و كلاه خود و جليقه ضد گلوله حركت مي كرد كه خودرو حامل او منفجر شد.

در اين انفجار، فيلمبردار وي «داگلاس وگت» نيز مجروح گرديد. اين دو با يك كاروان نظامي حركت مي كردند. 29 ژانويه در برنامه اخبار شب شبکه مربوط، جزئيات اين انفجار و دقت هدف گيري پخش شد و آمريکاييان به چشم ديدند كه عراق جايي بسيار خطرناك است، خطرناكتر از آنچه كه قبلا مي پنداشتند. در پي انفجار بمب كه به صورت هدايت شده عمل كرد، كاروان نظامي از چند سوي زير آتش گلوله قرار گرفت.

باب وودراف كه از ناحيه سر و چند عضور ديگر مجروح شده بود، پس از درمان مقدماتي در عراق، به يك بيمارستان نظامي آمريكا در آلمان و سپس به آمريکا انتقال يافت. او پس از بهبودي نسبي، به طور محدود به کار گزارشگري بازگشته است. آسيب وارده به بدن او به گونه اي بوده است که بازگشت به وضعيت قبلي را برايش دشوار ساخته است. وودراف اينک به نوعي گزارشگري اينوستيگيتيو و تهيه فيچر مصور از رويدادها سرگرم است.

 

Bob Woodruff


2005م:روزنامه هاي آمريكا 30 ژانويه 2005 از خريداري شدن سومين روزنامه نگار اين كشور توسط سازمانهاي دولتي خبر دادند. هر سه روزنامه نگار از مقاله نويس ها بوده اند كه رسانه ها معمولا كار مقاله نويسي (نظر) را به عضوي از تحريريه خود مي دهند كه كمتر از ده سال تجربه روزنامه نگاري نداشته و در جامعه به عنوان يك امين و دلسوز مردم شناخته شده باشد.

روزنامه نگار سوم «مايك مك مانوس» بود كه مقالات او از سوي سنديكاي مربوط ميان همه رسانه ها توزيع مي شد. وي همانند بانو «مگي گالاگان» از وزارت بهداشت و امور انساني آمريكا پول گرفته بود تا برنامه هاي اين آژانس دولتي را در داخل مقالات خود و به گونه اي موثر و نامحسوس تبليغ كند. مبلغ دريافتي اعلام نشده ولي يك قلم آن ده هزار دلار بوده است. نخستين مقاله نگار آرامسترانگ ويليامز بود كه از وزارت آموزش و پرورش آمريكا دويست و چهل هزار دلار گرفته بود و به همين سبب سنديكاها و بيشتر رسانه ها او را تحريم كرده بودند. در پي اين افشاگري ها، با اين كه جورج دبليو بوش رئيس جمهور وقت هرگونه پرداخت ديگري را به روزنامه نگاران ممنوع ساخت، بسياري از روزنامه نگاران اينوستيگيتيو سرگرم تحقيق براي كشف روزنامه نگاران دولتي ديگر شده اند و ستون هاي «روزنامه نگار براي فروش نيست» داير شده است. رسانه ها به اين وسيله مي خواهند در درون خود دست به تصفيه بزنند و اعلام كرده اند كه اين كار را دنبال خواهند كرد. در 90 در صد از كشورهايي كه در يونسكو عضويت دارند كاركردن كارمند و حقوق بگير دولت در تحريريه رسانه هاي عمومي (غير دولتي و غير حزبي) ممنوع است مگر به عناويني جز روزنامه نگاري.


1876م:دولت واشنگتن در اجرای قانون مصوب کنگره این کشور 31 ژانویه 1876 دستورداد که همه بومیان (سرخپوستان) به رزرویشن ها (اراضی محصوری که برایشان در نظر گرفته شده بود) منتقل شوند. بومیان منطقه (ایالات متحده آمریکای شمالی) از هنگام استقرار انگلیسی ها در این سرزمین در سال 1607 با آنان در حال جنگ و مبارزه بودند. تصاحب اراضی علت اصلی این مقاومت بود. دلبستگی و وفاداری به فرهنگ ملی و خودداری از کارکردن برای مهاجران علل دیگر. نبرد بومیان با مهاجران و دولت واشنگتن تا دهه 1890 ادامه داشت. دولت آمریکا به همان اندازه که برشمار مهاجران اروپایی افزوده می شد و نیاز به زمین داشتند بر فشار خود به بومیان می افزود و آنان را به سمت غرب آمریکا می راند که هنوز مهاجرنشین نشده و یا در کنترل فرانسه و اسپانیا بود. در سال 1824 قانونی وضع شد که همه بومیان شرق آمریکا (مهاجرنشین های 13 گانه قدیم) به غرب رود «می سی پی» منتقل شوند. در یک مورد، این بومیان و عمدتا چروکی ها که مردمی متمدن و دارای کتابت بودند مجبور شدند هزاران کیلومتر راه را پیاده طی کنند تا به اکلاهما برسند که مورخان در تالیفات خود به این انتقال «تریل آو تیرز» به مفهوم مسیر اشک و اشک ریزان پیش رفتن عنوان داده اند. در این انتقال با پای پیاده، بیش از چهار هزار تن جان دادند. در سال 1871 کنگره آمریکا قانون دیگری وضع کرد و دولت این کشور را از انعقاد هرگونه قرارداد با قبایل بومی به عنوان ملت مستقل ممنوع کرد. با اینکه قانون موضوعه در قرن بیستم بومیان را اتباع دولت فدرال می داند بومیان دم از استقلال می زنند. بومیان ایالات متحده، چهار قرن پیش هنگام ورود مهاجران انگلیسی 18 تا 40 میلیون بودند که اینک یک تا دو میلیون نفرند. رزرویشن های بومیان تحت نظارت پلیس امنیت داخلی آمریکا (اف. بی. آی) قراردارد و بنظر می رسد که تشویق به مصرف الکل و قمار می شوند.


1900م:قیام محمد صالح برضد استعمار انگلستان در برنئوی شمالی (ایالت صباح از اعضای فدراسیون مالزیا) با قتل او در سی و یکم ژانویه 1900 پایان یافت. ترور صالح عملی سازمان یافته بشمار آمده است. انگلیسی ها که داشتند برنامه هند را در برنئو پیاده می کردند و با کشت توتون و صدور محصولات کشاورزی و تجارت آغاز کرده بودند هنگامی که به دریافت مالیات و وضع ضوابط دیگر دست زدند که علامت حکومت کردن و استعمار بود با اعتراض محمد صالح ـ یک رهبر محلی ـ رو به رو شدند اما اعتنا نکردند. صالح که چنین دید مردم را به قیام دعوت کرد و از سال 1894 با انگلیسی ها وارد کار مبارزه شد که فصلی از مبارزات ملت ها تشکیل می دهد.

 

1915م:31 ژانويه سال 1915، و در جريان جنگ جهاني اول، نيروهاي آلمان در جبهه روسيه بر ضد سربازان اين كشور از سلاح شيميايي (گاز خفه كننده) استفاده كردند. شيميدانهاي آلماني اين سلاح را كه براي نخستين بار بكار گرفته شده بود ساخته بودند. استفاده از اين گاز سمي در آن روز، در عين حال نخستين آزمايش آن بود و چون نتيجه مطلوب از آن حاصل شد، نيروهاي آلماني آن را وسيعا در جبهه فرانسه مورد استفاده قرار دادند. استفاده از سلاح هاي شيميايي بعدا نيز ادامه يافت، براي مثال: نيروهاي آمريكا در جنگلهاي جنوب ويتنام از «ايجنت اورنج» استفاده كردند و نيروهاي عراقي در جريان جنگ دهه 1980 بر ضد نيروهاي ايران و نيز كردها بمب شيميايي بكار بردند و ... . در طول سده 20 چند قرار داد دوجانبه و چندجانبه برضد ساخت و انبار كردن و بكار بردن اين نوع اسلحه امضاء شده است. ولي هنوز انبار بسياري از كشورها از جمله روسيه پر از اين نوع اسلحه است.

 

1927م:به بهانه «در مخاطره بودن» اتباع انگلستان در شانگهاي چين ، 31 ژانويه 1927 دولت انگلستان 12 هزار تن از سربازان اين كشور را در كشتي نشاند و روانه چين ساخت تا از اتباع انگليسي در شانگهاي حفاطت كنند!. دولت انگلستان براي توجيه عمل خود ادعاكرده بود كه درگيري ناسيوناليست هاي جنوب به رياست چيان كاي شك با دولت پكن (دسته شمالي ها كه كنترل شانگهاي را هم به دست داشت) در حال انتقال يافتن به داخل شانگهاي است كه در اين شهر هم اتحاديه هاي كارگري(کمونيستها) تحريك به اعتصاب كرده اند و جنبش چيني مخالف حضور خارجيان در آن كشور نيز با ايجاد مزاحمت هاي انفرادي جان و مال اتباع آن كشور در شانگهاي را تهديد مي كند. در اعلاميه دولت انگلستان از شانگهاي به عنوان «شهر بين المللي!» نام برده شده بود. دولت انگلستان در اعلاميه خود تصوير تيره و پر هرج و مرجي از چين آن زمان ترسيم کرده بود. دولت انگلستان همزمان با اعزام نيروي نظامي، با دولت آمريكا تماس گرفت تا به مساعي نظامي انگلستان در اين زمينه كمك كند كه دولت آمريكا چند كشتي جنگي و چهار هزار تفنگدار روانه شانگهاي كرد و به همين ترتيب ژاپن و فرانسه. در آن زمان شمار خارجيان شهر شانگهاي از 40 هزار تن تجاوز مي كرد كه خود را تابع نظامات مقامات محلي چين نمي دانستند.

در آن دوران چين وضعيت عجيبي داشت. در ماه مارس آن سال جمع نيروهاي دولتهاي چهارگانه در آبهاي شانگهاي از 20 هزار نظامي و 20 كشتي جنگي متجاوز شده بود كه ماه بعد نيروهاي چيان كاي شك (مليّون) كه متكي به حمايت خارجيان بودند نظاميان دولت پكن را از شانگهاي فراري دادند. همين استراتژي چيانكايچك باعث انشعاب در صف مليّون شد و مليّون چپگرا از او جدا شده و به كمونيست ها پيوستند كه در آن زمان در جاي ديگر چين فعال بودند. همين هرج و مرج داخلي، تحقير و فشار هاي قدرت هاي خارجي و تعرض وسيع ژاپني ها در دهه 1930 به چين و قتل عامي كه به راه انداختند سبب شد كه چيني ها از خواب دويست ساله بيدار شوند، انقلاب کنند و یک ابرقدرت شوند. مبارزه چينيان با سلطه قدرت هاي وقت (انگلستان، فرانسه، آمريکا، ژاپن، آلمان و روسيه) از اواخر قرن 19 آغاز شده بود. جنبش ضد امپرياليستي و مداخله خارجي چينيان معروف به «مشت زنان» در سال 1900 با مداخله قدرت هاي وقت و اعزام نيروي نظامي مشترک سركوب شد.

 

 

منظره اي به چشم آشنا - بستگان سربازان انگليسي براي بدرقه آنان كه 31 ژانويه 1927 عازم چين بودند گرد آمده اند


1933م:پس از يك ماه مذاكرات پشت پرده و برغم مخالفت شديد كمونيستهاي آلمان، 31 ژانويه سال 1933 فون هيندنبورگ ـ مارشال آلمان و رئيس جمهور این کشور از آدولف هيتلر كه حزب او ـ حزب سوسياليست ملي كارگران آلمان (اختصارا؛ نازي) ـ برنده انتخابات شده بود خواست که دولت تشکیل دهد و هيتلر صدر اعظم آلمان شد و وعده حل همه مشکلات و رفع تحقیر آلمانی ها را داد که از سوی فاتحان جنگ جهانی اول اعمال شده بود و گفت که تلاش خواهد کرد کیفیت انسانی ژرمن ها به صدر ملل دیگر برسد. توده هاي آلماني كه پس از شكست اين كشور در جنگ جهاني اول از سوي فاتحان جنگ تحقير شده بودند و به آنان شرايط سخت و غرامت سنگين تحميل شده بود و تورّم پول در آن کشور بیداد می کرد از انتصاب هيتلر و وعده هايي كه داده بود خرسند شده بودند، ولي كمونيستهاي آلمان که «ناسیونال سوسیالیسم» هیتلررا مانع از گسترش «انترناسیونال سوسیالیسم» خود و احیانا شکست آن می دانستند در همان نخستين روز صدراعظم شدن هیتلر به سوي دسته كوچكي از اعضاي حزب نازي که دریک خیابان برلین شادی می کردند آتش گشودند و دو تن از آنان را كشتند و با اين عمل، هيتلر را دشمن خوني كمونيسم كردند كه اين دشمني حتي به خصومت هيتلر با شوروي منجر شد.

 

هيتلر دركنار هيندنبورگ ژنرال پيشين و رئيس جمهوري وقت آلمان

 

1943م:سی و یکم ژانویه 1943 نبرد خانه به خانه استالینگراد با تسلیم شدن فیلد مارشال فردریک پاولوس فرمانده ارتش ششم آلمان در آستانه پایان یافتن قرارگرفت و دو روز طول کشید تا نظامیان آلمانی در خانه ها، کوچه ها و خیابانهای شهر به اسارت درآیند. در حمله به استالینگراد ـ شهری در کناره غربی رود ولگا که به ولگوگراد تغییر نام داده شده است ـ 270 هزار نظامی آلمانی و متحدان اروپای شرقی آلمان از جمله رومانی شرکت داشتند. تلفات این نبرد 743 هزار تن گزارش شده است. هیتلر پاولوس را فیلد مارشال کرده بود تا تسلیم نشود زیراکه سابقه نداشته یک فیلدمارشال آلمانی تسلیم شود ـ مقاومت یا خودکشی. ولی پاولوس یک روز پس از دریافت عنوان فیلدمارشالی تسلیم شد و تا سال 1953 در شوروی بود و چهارسال آخر عمر خودرا در آلمان گذرانید و در طول این مدت در چند مصاحبه و مقاله اشتباهات هیتلر از جمله آغاز جنگ پیش از تکمیل سلاح های تازه (جت، موشک و سلاح هسته ای)، تعرض غیر ضروری به شوروی و حمایت نظامی غیر لازم از جاه طلبی موسولینی را تشريح کرد و گفت که آلمان نبايد در آن واحد در چند جبهه و با چند کشور درگير مي شد زيراکه استطاعت اين کار را نداشت. طبق قاعده تعرض، نيروهاي آلمان بايد سه برابر نظاميان کشور مورد تعرض بودند با هشت برابر قدرت آتش. با رعايت اين فرمول، ما مي توانستيم که در يک زمان تنها با يک کشور درگير شويم.

 

فيلدمارشال پاولوس


1987م:سالها بود كه هواداران فرديناند ماركوس كه با كودتاي نطامي بر فيليپين مسلط شده بود يكه تاز خيابانهاي مانيل بودند و مخالفان در صورت تظاهرات خياباني به خاك و خون كشيده مي شدند. اما پس ازفرار او و انتخاب بانو «كورازون آكينو» به رياست جمهوري فيليپين، اين بار نوبت هواداران ماركوس بود، به همان گونه كه در عكس ديده مي شود در خيابانهاي مانيل به خاك كشانده شوند. ماموران پليس همان ها بودند؛ در زمان ماركوس به آن صورت عمل مي كردند و در دوران آكينو كه با مخالفت راست و چپ رو به رو بود به اين صورت. اين عكس 31 ژانويه 1987 در چهارمين روز تظاهرات هواداران ماركوس به پشتيباني از او گرفته شده بود.

 

و نوبت هواداران ماركوس بود كه به خاك كشانده شوند


2000م:یک دادگاه کیفری انگلستان 31 ژانویه 2000 یک پزشک این کشوررا که گفته شده بود نزدیک به دویست و پنجاه تن از بیماران خود و همگی از بانوان را کشته است به حبس ابد محکوم کرد. پلیس تنها موفق شده بود که مدارک لازم برای قتل 15 تن از آنان را به دادگاه بدهد. دکتر هارولد شیپمن که 13 ژانویه 2004 خودرا در سلول زندان حلق آویز کرد و درگذشت قربانیانش را با تزریق و یا تجویز ترکیبی نیرومند از مورفین می کشت و چون مرگ، پس از یکی دو روز صورت می گرفت مورد سوء ظن قرار نمی گرفت. وی هنگامی تحت تعقیب قرارگرفت که زنی از بیماران خودرا مجبور کرد وصیتنامه اش را به او بدهد و در این وصیتنامه به نفع خود دستکاری کرد. بیمارکشی دکتر شیپمن 23 سال طول کشیده بود. وی در منطقه منچستر طبابت می کرد و از بیماران بدحال در منازلشان عیادت می کرد. انگیزه این جنایات به درستی روشن نشده است.

 

دکتر شیپمن

 

2005م:بانو «مورين داود M. Dowd» مقاله نگار منتقد نيويورك تايمز در ستون خود در شماره سي ام ژانويه2005 اين روزنامه ضمن اشاره به مطالب کتاب تاليف «اريك سعار» مترجم زندان گوانتامو نوشته بود: طبق نسخه دستنويس اين كتاب، در بازجويي از برخي از اين زندانيان از زنان سكسي با دامن هاي كوتاه و تنگ و گاهي نيمه عريان كه حركات و الفاظ تحريك كننده بكار مي بردند استفاده شده است تا درجه اعتقادات اسلامي زندانيان به دست آيد. در پايگاه نيروي دريايي آمريکا درگوانتانامو کوبا صدها تن که گفته شده است عامل و هوادار القاعده هستند زنداني بوده اند که "اوباما" رئيس جمهوري تازه آمريکا گفته است که آنان را از آنجا به نقاط ديگر منتقل کنند. بانو «داود» كه ايرلندي تبار و مسيحي است ضمن انتقاد شديد از اين اقدام كه ک به نوشته او مغاير خواست افكار عمومي آمريكاييان است نوشته بود كه در موارد بسيار، زندانيان گوانتانامو به روي اين زنان نظر نيافكندند و به صورت آنان آب دهان انداختند و حاضر به دادن پاسخ به پرسش هاي آنان نشدند و به اين ترتيب برنامه بازجويي به اين صورت شكست خورد ولي در تاريخ آمريكا به عنوان كاري بد باقي خواهد ماند.

 

M. Dowd


2005م:كمپاني «وي كو» كه مركز آن در ايالت ميشيگان است يك سال پيش به كاركنان خود 12 ماه مهلت داده بود كه ترك اعتياد سيگار كنند و در پايان مهلت( ژانويه 2005) از ميان صدها كارمند تنها 14 تن موفق به ترك سيگار نشده بودند كه گويا هفت نفرشان تقاضاي تمديد مهلت كردند و هفت تن ديگر منتظر خدمت بدون پرداخت مواجب شدند تا بروند و كشيدن سيگار را ترك كنند. اين شركت به استناد نتايج پژوهش جامعه شناسان كه معدل بازده سيگاري ها 11 در صد كمتر از ديگران است و به علاوه، نرخ بيمه بهداشت آنان بالا رفته و هزينه كمپاني ها را افزايش داده است دست به اين كار زده بود. اين اقدام كه يك نوآوري تلقي شده و ممكن است فراگير شود در جامعه آمريکا يك زنگ خطر به موقع را به صدا درآورده بود كه اگر ساير سيگاري ها اين عادت زيان آور را ترك نكنند در معرض اخراج قرارخواهند گرفت. يك پزشك آمريكايي معروف گفته بود كه بالاخره چنين زنگي بايد به صدا در مي آمد تا سيگاري ها به خود آيند و ديگران درصدد استفاده از سيگار برنيايند!. شهرداري هاي آمريكا و دولتهاي ايالتي براي سال مالي 2006 عوارض سيگار را باز هم بالا بردند به گونه اي كه به صورت يك كالاي لوكس در آمده است تا خريد آن در استطاعت هركس نباشد و اين افزايش بها و محدوديت هاي ديگر ادامه داشته است. مي دانيم كه سيگار عامل اصلي قتل انسانها و كوتاه كردن عمر آنانست. عامل 91درصد سرطانهاي لوزالمعده در سال 2003 دود سيگار اعلام شده بود و سرطان اين عضو درمان ناپذير و كشنده است. هزينه پزشكي يك فرد مبتلا به سرطان لوزالمعده از لحظه تشخيص بيماري تا مرگ به صدها هزار دلار سر مي زند و ....

 

2006م:در دور دوم انتخابات رياست جمهوري فنلاند كه 29 ژانويه 2006 برگزار شد، بانو تاريا هالوننTarja Halonen شصت و دو ساله با بيش از 52 درصد آراء دوباره براي يك دوره شش ساله به آن سمت انتخاب شد. طبق قانون اساسي فنلاند، امور «روابط خارجي» و «امنيت ملي» در كنترل مستقيم رياست جمهوري است.

بانو هالونن، نخستين زني بود كه شش سال پيش از آن رئيس جمهوري فنلاند شد. وي كه يك سوسيال دمكرات است در اروپا به «مادر فنلاند» معروف شده است. بانو هالونن اصرار دارد كه او را با نام كوچكش «تاريا» خطاب كنند و خودش نيز از همين نام استفاده مي كند.

«تاريا» در دوره اول زمامداري خود كوشيد تا بهترين مناسبات، همكاري ها و معاملات تجاري را با روسيه و چين داشته باشد. او موسسات تعاوني را گسترش و مردم معمولي را در مالكيت منابع توليد مشاركت داده است. تاريا از هواداران مدل چين براي توسعه اقتصاديات است. شعار او در مبارزات انتخاباتي اين دوره «مساوات، آزادي، مشاركت و رفاه» بود. فنلاندي ها در روز انتخابات با هجوم به حوزه هاي راي گيري مانع از آن شدند كه يك محافظه كار (رقيب تاريا) بر سر كار آيد.

«تاريا» كه از جانبداران رعايت تمامي حقوق انسان در همه جوامع بشري است قبلا وزير دارايي فنلاند بود.

 

Tarja Halonen

 

2006م:بانو «پالا مندز» 43 ساله ده سال پيش از مكزيك وارد آمريكا شد و براي اين كه اخراج نشود در شهر نيويورك با يك مرد آمريكايي به نام آرتور (بدون تأمل و رعايت تناسب و هماهنگي) ازدواج كرد و داراي يك پسر به نام الويس و يك دوقلو به نامهاي سامانتا و ساموئل شد. پالا چون محيط نيويورك را براي فرزندانش امن نديد بعدا به يك شهر كوچك در ايالت آركانزا نقل مكان كرد و قرار بود كه شوهرش پس از اتمام قرارداد كار به آنان ملحق شود. فرزندان پالا كه يكي هشت ساله و دو تاي ديگر 6 ساله بودند به مدرسه مي رفتند. در نيمه ژانويه 2006 آرتور به پالا تلفن كرد كه طلاق دارد و به آركانزا نخواهد آمد و استدلال کرد که ازدواج آنان از آغاز کار هم منطقي نبود و بنا به مصلحت روز بود. پالا كه از اين خبر سخت شوكه شده بود چند بار تلفني تلاش کرد تا آرتور را به ادامه زندگي زناشويي قانع کند که موفق نشد. وي سرانجام 28 ژانويه در ساعات شب پس از نوشتن يك نامه و كشتن سه فرزندش در خواب، با خوردن سم قصد خودكشي كرد كه زنده ماند و پس از درمان در بيمارستان، تحت تعقيب قضايي قرار گرفت و زنداني شد.

 

Paula Mendes


1448: «يانوس هون يادي» رئيس كشور هنگري ( مجارستان ) به سلطان عثماني اخطار كرد دست خود را از اروپا كوتاه كند.

1865: اصلاحيه سيزدهم قانون اساسي آمريكا برده داري را در اين كشور به هر شكل غير قانوني اعلام كرد.

1886: كارل بنز نخستين اتومبيل را كه با قدرت انفجاري بنزين بكار مي افتاد در كارلسروهه آلمان آزمايش كرد و به معرض تماشا قرار داد.

1908: محقق الدوله يكي از نمايندگان مجلس شوراي ملي درمنزل خود در تهران با شليك گلوله خود كشي كرد.

1937: تروتسكي و نزديكانش از شوروي اخراج شدند . وي موسس ارتش سرخ و از ياران نزديك لنين بود.

1942: نيروهاي مشترك آلمان و ايتاليا شهر بن غازي در ليبي را از دست انگليسي ها خارج كردند. بن غازي قبلا دردست ايتاليايي ها بود كه انگليسي ها آن را متصرف شده بودند.

1944: 285 بمب افكن آلماني لندن را بمباران كردند.

1945: « ادي سلاويك » نظامي آمريكايي به جرم فرار از خدمت ارتش اعدام شد. پس از جنگهاي داخلي آمريكا كه تا آن زمان 80 سال از آنها مي گذشت، اين نخستين بار بود كه يك نظامي آمريكايي به اين جرم اعدام مي شد.

1967: مبارزان مسلح ويتنامي راه وحدت و استقلال که قبلا به صورت پراکنده به نيروهاي نظامي دولت ويتنام جنوبي و متحدان آن از جمله واحدهاي آمريکا حمله مي کردند ناگهان به شهرها و قرارگاههاي نظامي و موسسات ديگر ازجمله سفارت آمريکا در سايگون شبيخوان زدند که به تعرض Tet معروف است.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------