مجسمه رئیسی را باد با خود برد! | حادثه فنی یا پیام سیاسی؟
- مجموعه: اخبار سیاسی و اجتماعی
- تاریخ انتشار : پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۵۳

اقتصاد۲۴ نوشت: دو روز بیشتر از نصب مجسمه ابراهیم رئیسی در اردبیل نگذشته بود که خبر سقوط آن، بهسرعت در فضای مجازی و رسانهها دستبهدست شد؛ حادثهای که اگرچه در ظاهر یک اتفاق فنی و عمرانی توصیف شد، اما در بستر افکار عمومی، خیلی زود به موضوعی سیاسی و نمادین تبدیل شد.
بر اساس روایت رسمی، این تندیس که در محدوده «پل رئیسی» اردبیل نصب شده بود، بر اثر وزش باد سقوط کرد. بررسیهای اولیه مسئولان شهری، ضعف در جانمایی و استحکام سازه را علت اصلی این حادثه عنوان کردهاند. به گفته آنها، پایه و اتصالات مجسمه متناسب با شرایط محیطی و فشار باد طراحی نشده و همین موضوع باعث سقوط آن شده است.
روابط عمومی شهرداری اردبیل در توضیح ماجرای سقوط مجسمه رئیسی اعلام کرد: به دنبال وزش تندباد شدید در شهر اردبیل و به منظور جلوگیری از هرگونه آسیب به این مجسمه، جهت مقاوم سازی به کارگاه منتقل شد
به گفته وی، پس از پایان یافتن شرایط جوی نامساعد و تکمیل فرآیند مقاوم سازی، مجسمه در محل اولیه خود مجدداً نصب خواهد شد.
اما روایت رسمی، تنها روایت ماجرا نبود. همزمان با انتشار تصاویر سقوط مجسمه، شبکههای اجتماعی پر شد از واکنشها، کنایهها و تفسیرهایی که حادثه را صرفاً یک «نقص فنی» نمیدانستند. برخی کاربران، سقوط تندیس را نمادین و معنادار توصیف کردند و حتی پای «اقدام اعتراضی» را به میان کشیدند؛ ادعایی که البته هیچ مقام رسمی آن را تأیید نکرده است.
یکی از کاربران در شبکههای اجتماعی با لحنی کنایهآمیز نوشت: «بالگرد به دلیل مه بالارونده سقوط کرد، مجسمه نیز به خاطر باد!»
این دست واکنشها نشان میدهد که مجسمه رئیسی، پیش از آنکه بهعنوان یک اثر شهری تثبیت شود، به میدان مناقشههای سیاسی و ذهنی جامعه پرتاب شده است؛ جایی که هر حادثهای، فراتر از علت فنی، حامل پیام و تفسیر میشود.
از سوی دیگر، منتقدان مدیریت شهری اردبیل، سقوط سریع این مجسمه را نشانهای از شتابزدگی، ضعف نظارت و اجرای پروژههای نمادین بدون توجه به استانداردهای فنی میدانند. آنها میپرسند چگونه پروژهای که قرار بوده نماد شهری باشد، تنها دو روز پس از نصب فرو میریزد و هزینههای آن عملاً بر زمین میماند.
در نهایت، فارغ از اینکه سقوط مجسمه ناشی از باد بوده یا ضعف سازه، آنچه این حادثه را برجسته کرده، شکاف عمیق میان روایت رسمی و برداشت افکار عمومی است؛ شکافی که نشان میدهد نمادسازیهای سیاسی در فضای ملتهب اجتماعی، بیش از آنکه کارکرد تبلیغاتی داشته باشند، میتوانند به ضدروایت و سوژه انتقادی تبدیل شوند.
سقوط مجسمه رئیسی، شاید یک حادثه عمرانی کوتاهمدت باشد، اما بازتاب آن، تصویری روشن از حساسیت جامعه نسبت به نمادها، روایتها و شیوه مواجهه حاکمیت با افکار عمومی ارائه میدهد؛ تصویری که به این سادگیها از ذهنها پاک نخواهد شد.











