تازه های زندگینامه دانشمندان


زندگینامه ایلان ماسک, درباره ایلان ماسک

زندگی نامه ایلان ماسک

ایلان ریو ماسک در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۷۱ در پرتوریا، آفریقای جنوبی به دنیا آمد ایلان ریو ماسک در ۲۸ ژوئن…


بیوگرافی فرانسوا ولتر فیلسوف و نویسنده فرانسوی



 

فرانسوا ولتر فیلسوف و نویسنده فرانسوی

 

زندگینامه و زندگینامه فرانسوا ولتر فیلسوف و نویسنده فرانسوی

ولتر متولد ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴- قبلا ۳۰ مه ۱۷۷۸ از نام دارترین دانشمندان و نویسندگان فرانسوی عصر روشنگری است. آوازه وی بخاطر هوشیاری خارق العاده اش. مخالفت هایش با کلیسای کاتولیک. حمایتش از آزادی مذهب. آزادی بیان. و جدایی دین از سیاست و شجاعتش در بیان نظریه های بی پرده است. تمام شور زندگی وی در جستجوی عدالت بود.

 

ولتر در تمام سبک های ادبی و نوشتاری من جمله نمایش نامه. شعر. رمان. مقاله. و نوشته های تاریخی و علمی دست داشت. وی بیش از ۲۰ هزار نامه و بیش از ۲ هزار کتاب و کتابچه نوشت. وی مثل خیلی از متفکران عصر روشنگری دئیست بود و در آثارش اکثر به نقد عدم مدارا. تعصب مذهبی. و ساختار قدرت در فرانسه عصر خود می پرداخت.

 

فرانسوا – ماری آروئه که بعدها اسم ولتر را بر خود ارگان به سال ۱۶۹۴ در پاریس متولد گردید. وی در هفت سالگی مادر خود را از دست داد و در یک خانواده مذهبی بزرگ شد. وی در مدرسه لوئی کبیر به وسیله عیسویان تعلیم دید و در آن جا زبان لاتین و یونانی فرا گرفت.

 

و بعدها در زمان زندگی هم ایتالیایی. اسپانیایی و انگلیسی بطور روانیاد گرفت. فرانسوا که از زمان بچگی. روح عصیان گری در نهادش ظاهر بود. بر خلاف میل پدر. که میل داشت حقوقدان شود. نویسندگی را پیش گرفت. به انجمنی به اسم تمپل پیوست و بعد به شاگردی یکی از قضات دادگستری فرانسه درآمد. در سال ۱۷۱۸ نخستین تراژدی خود را منتشر ساخت و بعد از چندی جایزه آکادمی فرانسه به وی تعلق گرفت.

 

زندان و تبعید

در سال ۱۷۱۵ اشعاری بر ضد فیلیپ دوم از خاندان اورلئان سرود که سبب حبس شدن وی در باستیل شد. در دوران زندان اسم مستعار ولتر را برای خود برگزید. مدت یازده ماه در زندان بود ولی با سعی دوستان و هوادارانش رهایی یافت. در زندان به قدری ضعیف شده بود. که ديگر به آدم مشابهت نداشت.

 

در عین حال از استحکام و ایستادگی روحی برخوردار بود. بعد از مدتی سلامت خود را بازیافت و بی پرواتر از قبل به جنگ مخالفان آزادی و بیداری حرکت کرد. فرمانروایان فرانسه هم به وی توهین کردند و چه بسا تا آن جا پیشروی کردند که به وی تهمت بدبینی زدند و اوباش را به جان وی انداختند. در همین زمان. آدریان لوکورور – هنرمند مشهور تئاتر – در بستر مرگ آرمید.

 

به سنت مسیحیان. کشیشی را به بالین وی آوردند. ولی کشیش برعکس آئین عیسی مسیح با اینکه خود را نماینده خدای بخشنده و مهربان خیال می کرد. نه تنها از این بانوی هنرپیشه دلجویی نکرد. بلکه با تکبر خشونت آمیزی. هنرپیشگی را حرفه ای ننگین شمرد و از وی بخشش خواست. هنگامی که با اذهان وی روبرو شد. با غضب وی را ترک کرد و به تحریک کلیسا. پلیس از دفن وی خوداری کرد و جسدش را با آهک و زباله سوزاندند و بر گرمی بازار کلیسا افزودند. ولتر که خود شاهد این رخداد بود. زیرا یک پاره آتش شد.

 

بر حکومت و کلیسا این دو هم پیمان قدیمی حمله ور شد و خطاب به مردم خاطر نشان کرد: «کسی که می گوید: با من همفکر شو و گرنه خدا تو را لعنت خواهد کرد. به کسی می ماند که به من می گوید: با من همفکر شو وگرنه تو را خواهم کشت.» حکم رانان فرانسه که نتوانستند گفتار نیش دار ولتر را تحمل کنند. وی را برای بار دوم حبس کردند و بعد از خاک فرانسه بیرون راندند. ولتر در سال ۱۷۲۶م راهی انگلیس شد.

 

در تبعید

جامعه انگلیس به علت انقلاب صنعتی بر مردم سالاری دست یافته و از دیگر جوامع اروپائی جلوتر بود و ولتر را سخت تحت تأثیر قرار داده و وی را جذب ساخت. قدرت پارلمان. استقلال دستگاه دادگستری. محدودیت قدرت پادشاه. حرمت دانشمندان و هنرمندان و فلاسفه وی را به اعجاب و شوق آورد. مراسم خاکسپاری نیوتون و تشریفات ویژه وی را اصلا از یاد نبرد.

 

در دوران زندان اسم مستعار ولتر را برای خود برگزید

 

نمایش نامه های فرانسوا ولتر

ولتر به سال ۱۷۲۳ منظومه آنریاد (به فرانسوی:La Henriade) را که دربارهٔ سلطنت هانری چهارم بود منتشر کرد و در ۱۷۲۴ نمایشی را در پاریس روی صحنه برد. در سال ۱۷۲۵ مجبور شد پاریس را ترک گفته و به انگلستان برود. در این زمان بود که با چند تن از شعرای انگلیسی آشنا گشت و مقالاتی به زبان انگلیسی منتشر کرد.

 

وی به سال ۱۷۲۹ به پاریس مراجعت کرد و تراژدی بروتوس (به فرانسوی:Brutus) را نگاشت و در سال ۱۷۴۸ نمایش نامه سمیرامیس (به فرانسوی:Sémiramis) را برای رقابت با کره بیون رقیب خود نوشت و در سال ۱۷۵۹ کتابی با اسم ساده دل(نامزد) (به فرانسوی:Candide ou l' Optimisme) به چاپ رساند که در اروپا بسیار محبوب شد. در سال ۱۷۷۶ به انتقاد از آثار شکسپیر پرداخت و قطعات ایرن (به فرانسوی:Irène) و آگاتوکل (به فرانسوی:Agathocle) در آن هنگام نوشته شده است.

 

برگشت به وطن

سال ۱۷۲۹م، حکومت فرانسه به ولتر اجازه برگشت داد. وی که در این زمان سی و پنج ساله بود. با تلاشی خستگی ناپذیر و با شوری دلاورانه به خلق آثار ادبی و فلسفی پرداخت. درضمن به برخی از قانون های کلیسا بی اعتنائی کرد و مورد غضب کلیسا قرار گرفت. کلیسا وی را منحرف و فاسدالاخلاق نامید و مردم را به طرد نوشته وی فراخواند؛ ولی مردم هم چنان به وی تمایل داشتند، چه بسا بسیاری از دربارهای اروپایی هم وی را دعوت کردند.

 

اکاترینا ملکه روسیه، کریستیان هفتم، گوستاو سوم پادشاه سوئد و فریدریک بزرگ پادشاه پروس بیش از افراد دیگر پافشاری می ورزیدند. با این همه ، ولتر از آموزش محروم بود، بارها کتاب های وی را غیرقانونی برشمردند، جمع آوری کردند و سوزاندند. وی را مورد دنبال کردن قرار دادند، در عین حال در سراسر دنیا هم تمامی ظاهرپرستان و صاحبان زر و اجبار از دشمنان وی به شمار می رفتند.

 

در سال ۱۷۵۰م هنگامی کهنویسنده ای هوشمند بود  همسر خود را از دست داد، دعوت فریدریک بزرگ را پذیرفت و به پوتسدام در پروس رفت. فریدریک به وی احترام زیاد نمود و می خواست وی را در مسلک ملازمان دائمی خود درآورد. ولی هنگامی که ولتر زرق و برق مبتذل وی را مشاهده کرد، از فریدریک آرام آرام فاصله گرفت تا اینکه قصد کرد خاک پروس را ترک کند. ولی فریدریک با وی بدرستی رفتار نکرد و تمام مرزها را بر وی بست. در سال ۱۷۵۵م، دولت ژنو به ولتر پناه داد.

 

وی در گوشه ای دور افتاده به اسم فرنی سکونت نمود. ولی بزودی از چهار گوشه اروپا بسیاری از پناهندگان سیاسی و فراریان دور وی جمع شدند و منزل وی را مهمان سرای بی پناهان قرار دادند.

 

زمانی که همه اینهاین ها جمع شدند، ولتر به عنوان نیایش این جمله را نجوا می کرد: « خدا مرا از شر دوستانم حفظ کند، من خود از عهده دشمنان برمی آیم!» در بین اطرافیان ولتر از تمام دسته ها بخصوص تعدادی صنعتگر بودند، ولتر قصد کرد در نزدیکی محل زندگی خود واحد تولیدی ایجاد نماید آن ها را وادار کرد ساعت تولید کنند، بدین روش دهکده محل زندگی وی توسعه یافت و شهرک« فرنی- ولتر» به وجود آمد.

 

متوقف شدن ولتر در ژنو، بیست سال طول کشید، در این زمان دراز ولتر با همکاری یاران خود دست به تولید ساعت و تجارت زد و در عین حال از فعالیت های فلسفی و ادبی خود دست بردار نبود. از همتمهم تر به مبارزات اجتماعی اش هم ادامه می داد.

 

ولتر بر این عقیده است که همیشگی و روابط جسم و روح از درک انسان بیرون است

 

شروع فعالیت حرفه ای

ولتر در قسمتی از زندگی خود به انجمن تمپل پیوست و در آن جا شاگرد یکی از قاضی های بزرگ فرانسه شد. وی در سال ۱۷۱۸ اولین تراژدی خود را منتشر کرد و بعد از آن جوایز معتبر زیادی را به خود اختصاص داد.

 

همان طور که گفتیم اثرهای ولتر در قالب های مختلف گروه بندی شده است و نمایش نامه هم یکی از سبک های کاری وی می باشد . وی در سال ۱۷۲۳« منظومه ی آنریاد» را که در مورد پادشاهی هانری چهارم بود منتشر کرد و یک سال بعد در قالب یک نمایش در شهر پاریس بر روی صحنه به اجرا در آورد.

 

در سال ۱۷۲۵ ولتر ناچار شد که فرانسه را ترک و به طرف انگلستان هجرت کند. در همین هجرت به انگلستان با شعرای بسیار مشهوری آشنا شد و اثرهای مختلفی را به زبان انگلیسی نوشت. در سال ۱۷۲۹ قصد کرد تا به پاریس بازگردد و تراژدی بروتوس را در همین سال به حیطه ی نگارش در آورد. همچنین در سال ۱۷۴۸ هم نمایش نامه ی سمیرامیس را برای رقابت با رقیب خود کره بیون نگاشت و کتاب «ساده دل» را هم به رشته ی تحریر در آورد. ساده دل یکی از معروف ترین کتاب های ارائه شده در اروپا می باشد و از محبوبیت خاصی در بین عام و خاص برخوردار است. در سال ۱۷۷۶ به نقد اثرهای شکسپیر پرداخت و قطعاتی زیرا ایرن و آگاتوکل را در همان زمان نوشت.

 

ارث ولتر

انسان دوستی سراسر زندگی ولتر را طی شده است و می توان زندگی وی را در این جملات خلاصه کرد: «با تمامی پندارهای سست بنیاد مردم مخالفت می کرد ولی با جان و دل از حقوق انسانی مردم دفاع می کرد. منادی عصر درخشانی بود که در تاریخ تمدن «عصر خرد» اسم گرفته است. به اسم خرد ندا درداد که: ای انسانها ! به اندیشیدن خو بگیرید. برای این که هر موقع ملتی به اندیشه کردن خو گرفت هیچ چیز نمی تواند آن ملت را از ترقی بازدارد.»

 

ولتر، بورژوازی فرانسه را کوچک و بی تأثیر. اشراف را انگل و فاسد. مردم معمولی را بعنوان نادان و خرافاتی. و کلیسا را نیروی ستمگرانه و ایستا که تنها در مناسبت با تعدیل کردن درنده خویی شاهان مفیدند.

 

گرچه اکثر وقت ها غارتگرند. بررسی می کرد. وی مردم سالاری را به خاطر تبلیغ حماقت توده ها سرزنش می کرد. وی به پادشاه خردمند در تغییر دادن شرایط بیش تر ایمان داشت. این را می توان از نامه های ارسالی به فردریک کبیر درک کرد. وی در فرانسه بعنوان یک جدلی باشهامت در تلاش خستگی ناپذیر برای کسب دستمزد مدنی دادرسی عادلانه و آزادی مذهب و محکومیت بی عدالتی و عمومی فریبی مورد افتخار است.

 

کاندید یکی از آثار فرانسوا ولتر است

 

نظریه های ولتر

سیاسی: وی نه موافق حکومت سلطنتی است و نه جمهوری، بلکه خواهان رژیمی منطبق بر قانون اساسی است.

 

مذهبی: وی مخالف مذهب ها ساختگی و طرف دار مذهب طبیعی است؛ یعنی باور ساده به خدای واحد و آفریدگار.

 

اخلاقی: به نظر ولتر، خدا و طبیعت اصول زندگی اند و زندگی بدون خدا به اصلاً دردی نمی خورد. وی در این مورد می گوید: «اگرخدا وجود نداشته باشد، باید آن را خلق کنیم».

ولتر بر این عقیده است که همیشگی و روابط جسم و روح از درک انسان بیرون است.

 

رساله های ولتر

به دنبال زمین لرزه «لیسبون»، ولتر دچار بدگمانی شد و بر سر مسئله مشیت الهی به صحبت و گفتگو با «روسو» پرداخت. رساله «اشعاری در مورد فاجعه لیسبون»، در رابطه با همین زمین لرزه است. «اخلاق و روحیه ملت ها» یکی ديگر از رساله های اوست که در آن، آدم کشی، جنگ، غیرت و ستمی را که در تاریخ بشر وجود داشته، به تصویرمی کشد. وی در اثر خود با اسم «رساله ای در مورد تعصب»، از کل بشریت در برابر تعصب دفاع می کند و باورهای آزادی خواهانه را توسعه و گسترش می دهد.

 

سبک ولتر

ولتر به سبک کلاسیک تمایل داشت و« راسین» را به عنوان مدل خود انتخاب کرده بود. قدرت سبک وی در بکار بردن استعاره و ایجاز براي جمله های کوتاه و ردیف است؛ به گونه ای که اصلاً کلمه ای اضافه نیست. به علت همین خصوصیت است که وی را نویسنده ای کلاسیک می دانیم.

 

از کارهای تحقیقی وی می توان «تاریخ روسیه» ، «فرهنگ فلسفی» و «عصر لويی چهاردهم» را اسم برد. دیگر اثرهای وی عبارتند از: «مرگ قیصر»،«دوشیزه اورلئان» و «کاندید». ولتر در سی ام ماه مه ۱۷۷۸ به دلیل کار و خستگی زیاد، زندگی را بدرود گفت.

 

بعضی از اثرهای فرانسوا ولتر :

تراژدی بروتوس

ساده دل

ایران

آتاگول

تاریخ روسیه

فرهنگ فلسفی

عصر لوئی چهاردهم

مرگ قیصر

دوشیزه اورئال

 

بیماری و فوت کردن ولتر

فرانسوا ماری آروئه در سن ۸۴ سالگی فوت کرد. وی که قبل از مرگ به سختی بیمار شده بود، به گفته ی دوستانش هنوز هم روحیه دلیرانه اش را حفظ کرده بود. با این حال شایعات بسیار زیادی در خصوص روش مرگ وی وجود دارد و هر یک از دوست های و دشمنان وی به نحوی به وصف وی پرداخته اند.

 

فرانسوا ولتر در ۳۰ می ۱۷۷۸ فوت کرد. کشیشان حکومتی به علل عقیده ها ضد دین وی، تصمیم داشتند اجازه ی خاکسپاری مسیحی وی را ندهند؛ به همین خاطر دوست های ولتر جنازه ی وی را سریع به کلیسایی جابجا کردند و آداب و رسوم خاکسپاری را برایش اجرا کردند و جسدش را در یک محل پنهان به خاک سپردند.

 

گردآوری: بخش علمی بیتوته

مطالب پیشنهادی,وبگردی

    ----------------        سیــاست و اقتصــاد با بیتوتــــه      ------------------

    

    ----------------        همچنین در بیتوته بخوانید       -----------------------